امروز آمپرم بالا رفت نمیدونم حق با منه یا نه
یا اینکه نزدیک پریودیمه و روزه بهم میگیرم خیلی بهم فشار اومده
سر بارداریم فهمیدم بچه م دختره کلی عروسک براش گرفتم
ولی دخترم تا الان اصصصصصلا علاقه به عروسک نداره
حتی نشده پنج دقیقه خاله بازی کنه و باهاشون بازی کنه
ولی فقط به وسیله های ریزه و پیزه علاقه داره
ببری اسباب بازی فروشی دقیقا دست میذاره روی اون اسباب بازی ک هزار تیکه میشه
همه اسباب بازی هاش اینجوریه
از وقتی هم بیدار میشه تا لحظه آخر ک میخواد بخوابه یعنی تا ی ثانیه آخر همه رو میریزه
کاش بازی کنه
نمیکنه دو دقیقه بعد میره ی سری دیگه میریزه
در حد پنج دقیقه کل پذیرایی پر شده
اتاق خودش پر شده
هی باید از زیر مبل
روی میز ناهارخوری
جاهایی ک فکرشو نمیکنی جمع کنم
امروز باز همسرم رفت براش خرید
منم عصبانی شدم
میگه کاریت نباشه
آره من نباید کاری داشته باشم چون فقط باید جمع کنم
کاری ک خودشون نمیکنن
یکی میگه میخوام بیام خونتون قلبم درد میگیره بخدا
چون دو روز فقط باید اسباب بازی جمع کنم البته باز پشت سرم میریزه
جالبه تا جمع کنم گیر میده باز کن تازه دوباره یادش میفته بازی کنه
بعد دو دقیقه دوباره به امان خدا رها میشه
فردا تعمیر کار میخواد بیاد خونمون
گفتم طرف بیاد سکته کرد
چقدر جمع کنم آخه
قهر کرد باهام
خدایی شما بودید چیکار میکردید؟؟؟

تصویر
۲۲ پاسخ

منم دقیقا عین خودتم ینی یکی میخاد بیاد سکته میزنم پسرمم دقیقا عین دخترت شوهرمم عین خیالش نی

باید وسایلشو محدود کنی مثلا نهایت ۱۵ تا اسباب بازی جلو چشمش باشه تا یکی دو ماه بقیرو همه رو قایم کن بعد یه دونه یه دونه تعویض کن اونیکی ها رو بیار

همه ما مادرها این داستان مشترک رو داریم چون بچه ها به جای بازی توی کوچه مثل زمان خودمون توی یه چهاردیواری اسیر شدن ولی راهکار داره گلم
اول اینکه تعداد اسباب بازی هاش محدود باشه و هر چند روز یکبار سری جدبد جایگزین کن تا براش لذت بخش باشه و به جای رها کردن باهاشون بازی کنه
دوم با بازی بهش یاد بدی هر چیزی باید سرجاش بره
سوم گاهی نیازه ما رو همبازی خودشون ببینن و بشینیم باهاشون بازی کنیم اینجوری خیلی از دغدغه هامون حین بازی بهشون تفهیم میشه

والا من نمی‌دونم رفتارم درسته یا غلط خونمون خیلی کوچیکه لاوین هم می‌ریخت زمین بعد می‌رفت رو اونا بیاره دوچرخه بازی منم چندبار جدی گفنم تا جمع نکنی نمیری آسباب بازی بیاری چن بازی هی با اخم گفتم الان اکثرا بازی می‌کنه می‌ره میزاره سرکار

اسباب بازیاشو قایم کن هر بار یکیشو در بیار اینطوری هم خونه ات تمیز میمونه هم اینکه برای بچه ات جذابتر میشه اسباب بازیاش به طوری که انگار ذوق اسباب بازی که تازه خریدی و بهش دست میده

دوقلو های منم همینن والبته دختر بزرگم که ۷سالشه
حالا به اینا که ریخته شده کاغذ پاره شده ام اضافه کن
باباشون براشون قیچی کاغذ بر خریده یعنی یه کتاب رو در عرض ۵دیقه به تیکه های یه سانتی تبدیل میکنن
ولی من سخت نمیگیرم
بجه ان دیگه
چشم رو هم بزاری بزرگ میشن و دلمون برا این روزا تنگ میشه
خونه ام همیشه تمیزه خداروشکر فقط اسباب بازی پاشیده
کسی بخواد بیاد شعور داره میفهمه خونه ای میخواد بره بجه کوچیک داره زنگ میزنه منو بچه هام با حالات مسابقه جمع میکنبم
کسی ام سر زده بیاد مشکل از خودشه
هههههههههههه

شبکه پویا حدود ساعت یک یه شعر پخش میکنه برای نظافت کردن
دختر من اون شعر رو یاد گرفته من فقط بهش میگم هر چی بره سرجاش بعد خودش شروع میکنه جمع کردن

عزیزم پسر منم همینجور بود از این چادر ها گرفتم گذاشتم تو پذیرایی گفتم اسباب بازی ها باید بزاری داخلش
بعد کم کم جمع کردم نصفشون رو گذاشتم توی پلاستیک بالای کمد و کابینت
دوتا سبد هم گذاشتم تو چادر که همیشه بریزه تو سبد

من تا قبلی و جمع نکنه اجازه نمیدم بعدی و بیاره میگم باهات کمک میکنم جمع کن

دختر منم همینه
کلی اسباب بازی ریز داره
یه سریاشو جمع‌کن‌ و از حلو چشمش بردار
من‌اینکارو کردم یکم بهتر شد اوضاع خونه
ولی خب همیشه انگار بمب زدی تو خونه
خونه‌ ما هم‌کوجیک و یک‌خواب هست اصلا اوضاعی میشه

دختر منم همین بود میدونی از وقتی اسباب بازی هاشو انداختم بالای کمد دیواری دلش براشون تنگ شد از اول عید تا دیروز وقتی اوردم پایین گفتم انتخاب کن اول کدومو میخوای اونم انتخاب کرد منم دوباره گذاشتم کنار گفتم اگه جمع کردن و نظم رو یاد بگیری میتونی روزی سه تا اسباب‌بازی مورد علاقه داشته باشی فعلا که نتیجه کارم معلوم نیست تازه از دیروز شروع کردم ببینم چی میشه

یه چند روز جمع نکن پاهاشون که رغت رو اسباب بازیا میفهن
چون‌میدونن هرچی بریزن شما جمع میکنی
قدر خودتو بدون

عزیزم براس قانون بزار که حق نداره اسباب بازی از اتاق بیاره بیرون

وای دختر منم دقیقا همینجوره فقط میریزه دریغ از حتی یه نگاه کردن بهشون اما من میگم حق نداری بیاریشون تو پذیرایی اتاق خودت همینجوری باشه اما پذیرایی نه زمانیم که همسرم اصرار کنه که بزار بیاره باهاش طی میکنم که خودت باید قبل خواب جمع کنی که جمعم میکنه

بریزشون تو اتاقش درو ببند ولشون کن همونجا میخاد بازی کنه هم بره همونجا

اسباب بازی ها همش نباید جلوی چشمش باشه

چرا خودت اذیت میکنی گلم.بچه باید بچگی کنه ببین فردا بزرگ شد چ دختر خوشحال سر حالی اصلا محدودش نکن من پسرن نزدیگ چهار سال خونمونم همیشه پر اسباب بازی اصلانم برام مهم نیست ک بقيه چی میگن. شاید دو یا یک سال دیگ اینجوری باشه.بزرگ ک شد ک دیگ اسباب بازی نمیخواد.قدر باباشم بدون .حرف من یادت بمونه فردا ببین چه آدم مهمی از دخترت در میاد

دقیقا منم مثل خودتم

عروسک‌ها رو که بازی نمیکنه
بذار تو انباری
قدیمی ها رو بده به مهد یا به نیازمندی
یا اصلا بذار سرکوچه
شاید اینجوری همسرت کمتر بخره
آخه نمیشه به بچه بگی بازی نکن
ذاتشه
ماشالا سالمه

بخدا مثل پسرمن الان همین مشکلی ک نوشتی میخواستم بنویسم خسته شدم بخدا

موقعه ای که خوابه جمع کن چندتا پلاستیک کن یجا بزار نبینه

ای بابا خواهر همه بچها همینن من یسره دارم راه میرم جم میکنم ولی یسرم براش اسباب بازی نمیخرم چون به قول شما خیلی بازی نمیکنه فقط پخش و پلا میکنه

سوال های مرتبط

مامان 🩵کیادل🩷 مامان 🩵کیادل🩷 ۴ سالگی
میگم ابجیا
من تو گهواره راستش زیاد میبینم دلبندهاتون یا میرن مهد یا زیاد اسباب بازی دارن و خونه رو کردن مهد و خونه بازی خب
حالا منم دلم میخواد برا کیان کاری کنم حس میکنم یه کوچولو اولی داره اونم پرخاشگر میشه و بی حوصله
هی میگه حوصلم سررفته چیکار کنم منم ک داغووووون میگم برو بازی کن میگه الان با چی بازی کنم؟ اسباب بازی یکم داره هاااا ولی مثلا میگه من‌ک فلان ماشین رو ندارم چطوری بازی کنم و من از این خوشم نمیاد😐
بنظر شما تو فکر اسباب بازی جدید براش باشم یا ببرمش مهد
راستش حس میکنم یچه هام از بقیه بچه خیلی پایین تر هستن دلم میخواد تا میتونم بچه های منم مخصوصا کیان با هم سن هاش یجورایی یکی باشه
امروز کنار من خوابیده بود یچیزی تو گهواره دید(عکس یه اتاق بود و دخترونه)با این حال میگفت ماهم کاش از اینا داشتیم
حالا چیکار کنم یخورده اسباب بازی بگیرم ک با دلسا بازی کنن یا ببرمش مهد یا چمیدونم خمیر بازی اینا بگیرم؟
البته الان ن فقط میخوام تو ذهنم و اولویتام باشه