سوال های مرتبط

مامان غزل مامان غزل ۱ ماهگی
قسمت۱۱:
از بیمارستان مستقیم اومدم خونه مادر شوهر (مشترک میشینم) ب شوهرم گفتم ببرم خونه مامانم گف نمیخاد .آبجیم ۷روزی پیشم موند تو بلند شدن تنها سختم بود‌. تو خونه روز اول دومش سخت بود واقعا چون نمتونسم خودم تنها بلند شم آبجیم کمرمو میگرف موقع نشستن هم کمکم میکرد چون تخت مبل اینا نداریم واقع سختم بود رو زمین بشین پاشو بعد یه هفته آبجیم مجبور شد بره دوسه روز بعدش آبجی دیگم اومد اونم فقط روزا بود ک برام ناهار اینا بزاره کمک دستم بود بعد چن روز خودم سرپا شدم کارامو میکردم 🥲🙃 شوهر تا ۱۰،۱۵ روز هواسش بود بعدش ک دیگ هیچی میگف ناهار شام بزار خلاصه دلسوزی نکرد برام روز دهم رفتم بخیه هامو کشیدم. این بود تجربه زایمانم هم درد طبیعی کشیدم آخرم سز شدم😪 ولی بازم انتخابم سزارین چون بدنم برا طبیعی ساخته نشده نمیتونم تحمل کنم دردشو هنو ماما همراهم میگ تا ۶ سانت رفته بودی دردا اصلی رو نکشیدی😶 اینم عکس گل دخترم غزل خانم😍👇🏽 دور دهنش نگید چرا کثیفه مامانم بهش یچی داده بود 😪😁
مامان نویان 👶🏻 مامان نویان 👶🏻 ۲ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان محمد مامان محمد ۱ ماهگی
فقط فشار های که می آوردن تا بچه رو بکشن بیرون خیلی با شدت بود تکون میخوردم کاملا درد نبود ولی فشار زیادی بود که صدام در اومد. ساعت ۱ و ربع بچه رو درآوردن یکم اون پشت ی کارایی کردن باهاش و آوردن صورتش رو چسبودن بهم ، خیلی طولانی نبود بعد بردنش و منو بخیه زدن و بردن تو ریکاوری، اونجا دو ساعتی بودم پسرم رو ماما آورد گذاشت زیر سینه تا شیر بخوره، کم کم حس پاهام برمی‌گشت حالت گز گز داشت ، پمپ درد برام آوردن بعد یک ساعت که کاشکی زودتر میاوردن ، ازینجا تازه دردا شدید من شروع شد. چند دفعه ماساژ شکمی دادن که کوتاه بود ولی واقعا دردناک بود هم تو ریکاوری هم تا فرداش تو اتاق ، پمپ درد رو بهم همون اول نگفتن هرموقع بخوام میتونم دکمش رو فشار بدم تا سریع تر اثر کنه برا همین ی نصف روز بیخودی درد کشیدم ، شیاف هم میزاشتن ولی واقعا این پهلو اون پهلو شدن سخت بود همش به پشت هم میخواستم باشم کمرم درد می‌گرفت میخواستم بچه شیر بدم درد داشتم . کشیدن سند هم یکم درد داشت ، و اولین راه رفتن که افتضاح بود ، فشارم افتاد از شدت درد و همش ناله می‌کردم تا از رو تخت برم دستشویی و برگردم. پمپ درد از وقتی که دکمش رو فهمیدم میتونم فشار بدم موثر بود شیاف هم برام ۲ بار گذاشتن ، و تا ۱۰ روز تقریبا با شیاف و ژلوفن حالم خوب بود اگه نمیذاشتم روزی ۲ بار، درد داشتم . سردرد هم که گفتن سرت رو تکون نده ولی مگه میشه وقتی میخوای بچه شیر بدی حالا نمیدونم ازین بود یا کلا به من نساخته بود بی حسی که تا ۴ روز سردرد خیلی زیادی داشتم دیگه آخراش تا تیغه بینی و دندونام هم درد میکرد . نسکافه میخوردم بهتر میشدم
مامان پناه مامان پناه ۱۷ ماهگی
#تجربه سزارین
خانمایی که میرن برای سزارین حتما شیاف دیکلوفناک بگیرید ببرید با خودتون خیلی ارومتون می‌کنه دیگه پمپ درد هم خیلی خوبه من که خیلی راضی بودم قبل از ماساژ شیکمی و راه رفتن فشارش میدادم راه میرفتم خیلی دردم کم میکرد تازه من ست لباس بردم با دخترم عکس بگیرم
ولی درد داشتم پمپ درد خواب آلودم میکرد اصلا حوصلم نشد عکس بگیرم
نمی‌دونم این بلاگرا چه جوری عکس ست میگیرن مرخص شدم اومدم خونه
شب موقع خواب دوباره درد اومد سراغم که مسکن گذاشتم و اینم
بگم بعدش سخته من نمی‌تونستم از این پهلو به اون پهلو بشم خیلی سختم بود از روی تخت پاشم به سختی می‌تونستم
روزای اول اینجوری بود رفته رفته هر روز بهتر میشدم
من تا ده روز مسکن و شیاف استفاده میکردم
بعد از ده روز دردم کم شد
خیلی مراقب باشید بخیه هاتون عفونت نکنه
برای من جذبی بود و زیبایی بود جاش خیلی کم موند دکترم یه کرم داد
گرفتم زدم جاش خیلی خیلی کم شد ولی ترک شیکمی دارم
اینم بگم روزای اول خیلی مراقب باشید که یبوست نگیرید که وحشتناکه دردش بعد از ده روز برای من همه چی خوب شد
دیگه همین
اینم از تجربه من براتون آرزوی بهترینها رو دارم
آرزو دارم به خوشی‌ و سلامتی کوچولوهای قشنگ تون بغل کنید ❤️
مامان نویان مامان نویان ۱۶ ماهگی
#سزارین #پارسا
یک ونیم بردنم بیرون خانوادرو ک دیدم یکم روحیه ام بهتر شد
تا شش ساعت ناشتا موندم و کلا سرمو ب هیچ عنوان تکون ندادم
حرفم نمیزدم خیلی
بعدش نسکافه جای کم رنگ و کمپوت خوردم موقع بلند شدن خیلی میترسیدم و واقعا هم جای بخیه ها تیر میکشه احساس میکنی میخاد پاره بشه
ب پهلو میترسیدم بخابم و شیر دادن هم مصیبت خاص خودش و داشت
از پرستارا شبافم گرفتم پمپ دردم ک داشتم تقریبا میشه کف راحت قدم زدنامو شروع کردم کمکی نکرفتم از کسی خیلی سخت نبود
دسشویی هم میترسیدم بشینم
پرستارا تند تند میومدن فقط کارشونو میکردن میرفتن خیلی تحویل بازار نبود بر حسب اینک خصوصی بود
در حد انجام امور بود
فردا صبحش کامل حالم بهتر بود

دکتر بهت سر نمیزنه و فقط پزشک مقیم شیفت از حالت جویا میشه دلت باید حتما کار کنه و مدفوع داشت باشی من نداشتم ازشون شیاف گرفتم باز
با اب داغ خودمو شستم زیاد اما همجنان چیزی نبود ک چون مرخصم کنن ب دروغ گفتم مدفوع داشتم

اینم بگم من اصلا لرز نداشتم سر درد نداشتم گردن درد نداشتم کمر دردم نداشتم
در کل بگم دکتر دستش بیش از اندازه سبک اینو‌همه میگن
چون من تو بارداری هم بستری شدم همون بیمارستان و از تک تک سزارینی ها پرسیدم
حتی عمل های دیگه
بیمارستان خوبه بد نیس هزینه اش ب نسبت بقیه منصفانه تره اما خیلی هم آب و تاب نداره
اتاق خصوصی نگرفتم دو تخته بود اما خیلی سخت نبود