۹ پاسخ

براش داستان تعریف کن یکی از بچه هایی ک‌ همبازیشه رو مثال بزن براش بگو مثلا فلانی رفته بود حموم با مامانش شامپو رفت تو چشمش منم گفتم ریحانه دختر خوبیه چشماشو میبنده من موهاشو بشورم فلانی بلد نیست دختر من بلده دختر من باهوشه
من اینجوری سروش گرم میکنم موقعی ک میخوام موهاشو بشورم یکم بیشتر بال و پر میدم الان حوصله نداشتم کامل بگم

بگو بیا آرایشگر بازی کنیم خانم میشه موهاتو بشورم و بشنونش توی وان بگو سرتو عقب بگیر رو سرش آب بریز رو صورتش آب نریزه و بگو میخام موهاتو رنگ کنم مثلا

کلاه لبه دار مخصوص حمام بچه هارو از سیسمونی فروشیا بگیر دیگه موقع شست وشو اب روی صورت و چشماش نمیریزه اروم میشه من با همین روش موهای پسرمو میشورم

من حدود نیم ساعت باهاش بازی می‌کنم بعد مثل دوران نوزادیش بغلش می‌کنم و جوری آب میریزم رو موهاش که تو چشماش و گوشاش آب نره یعنی صورتش رو به سقفه. همزمان هم باهاش حرف میزنم می‌گم مثلا منم بچه بودم دوست نداشتم مامانم موهامو بشوره یا اینکه از یه اتفاق جذاب روز صحبت می‌کنم باهاش.

هرکاری کنی بازم گریه میکنه دخترمنم اینجوری بود بعد یه مدت خوب شد

اول بدنشو بشور کلی باهاش بازی کن بزار بهش خوش بگذره بعد سری اخر سریع موهاشو بشور بیارش بیرون کم کم ترسش میریزه

دختر منم همینه برای شستن سرش خیلی اذیت و گریه میکنه

دخترمنم داشت این مشکلو

براش توپ اسباب بازی اینا ببر خوراکی اصلا اول نشورش کلی بازی کنین بعد شروع کن

سوال های مرتبط