۴۵ پاسخ

وااای خدایاااا🤣
من پسرم دیشب باباش بهش گف برو پیش مامانجونت بخواب مامان مال منع برگشت گف بذار بزرگ بشم خودم از خونع میندازمت بیرون بری پیش مامانجونت بخوابی من و مامانم دوتایی زندگی میکنیم خوش میگذرونیم بعدم واسه مامانم عروسی میگیرم لباس عروس میخرم توام پشت در میشینی گریه میکنی باباش انقد خندید گف پدصگ زبون در آوورده واسه من🤣

پسرم وقتی یچیزی میخاد نمیدم بهش میگه تو نمیفهمی من گناه دارم😂😂

امروز ب شوهر گفتم دستکش اشپزخونم پاره شد بخر، بعد عرفان قبلی ها رو دید رو اپن، داد زد ک چرا امروز ب بابا گفتی بخر تو ک داشتی ببین ببین اینجا، گرونههه بابام نداره🤣

دیروز ب دخترم گفتم نکن دیگه چرا باید هر چیزیو صدبار بهت بگم آخرشم نفهمی 🤣🤣بم گفت صدبارم بهم بگی نمیفهمم دعوامم کنی نمی‌فهمم🤣🤣🤣🤣آخ ک جر خوردمم با این حرفش

دخترم چند روز پیش رفت تو گوگل میخواست دیانا و روما براش بیارم میگه چرا نمیاد گفتم اینترنت قطع کردن بعد گفت ای بابا گور پدرشون ییدن 😂 البته باباش یه دفه گفت اینم گفت دیگه باهاش دعوا کردم که نباید بگی

دو روز پیش خونه خاله هنش م.بودین رفتیم تو یه ده دیقه نشستیم برگشت گف ماما خاله چرا مبل ندارن🤭🤭🤣🤣🤣ینی از اون روز به بد هرجا رفتیم حرف این پسرم بود 🤣🤣

چندروز تا میایم با دخترم مخالفت میکنیم
میگه شماچرابامن دعوا دارین🤣🤣🤣

دیشب میگه بیاکنارم بخواب فرداکارهات انجام میدی

دوهفته پیش حالم خراب بودگریه میکردم اومده بهم میگه چراگریه میکنی خودت وعذاب میدی یکم فین فین میکردم دیشب میگه چراپتوروت خودت نميندازی نگاه کن سرماخوردی خیلی حرف های بزرگانه میزنه دلم براش میسوزه میگم هی بچم چه آرزو داره زودبزرگه بشه نمیدونه چه خبره 😢

چند روز پیش دخترم پاش رفت رو عینکش شکست بعد گفتم خیلی ناراحت شدم عینکت و شکستی گفت ولش کن آنقدر حرفش نزن، فکرش نباش خودش درست میشه

وقتی که چیزی بخواد بهش ندم یا براش نگیرم میگه مامان من دخترتم میخوای بمیرم اگه مردم دختر نداری مجبورم بهش چشم قربان بگم بااین حرفهاش

دخترم بهش گفتم زیادعسل نخور خوب نیست برات ضرر داره همون روز تاحالا بهم میگه مامان خسیس 😅😅😅😅😅

ای خدا عزیزم 🥰😍
پسر من خیلی حرف میزنه کلا میخواد ادای جاهلا در بیاره باید از نزدیک ببینیش ولی کلا هم شیرین زبونه هم مهربون .
چند روز پیش گریه میکردم برای جنگ اینا بعد یهو گفت مامان چرا گریه میکنی پول میخوای بیا بهت بدم برو لباس بگیر گریه نکن اصلا اون موقع نمیدونستم گریه کنم یا بخندم 🤣🤣

پسرمن ده مترزبون داره ازکجاش بگم🤣🤣🤣

درخواست میدی عزیزم

پسرم هی می‌پرید رو شکمم منم چون دردم می‌گرفت گفتم مامان جان مور روی شکمم اینجا نی نی دارم می‌ترسه(الکی گفتم باردار نیستم ) الان سه روزه با ذوق نشسته با شکمم با نی نی خیالی صحبت می‌کنه بوسش می‌کنه😂🥺

هانا هم چند روزع همش میگه این عادلانه نیس

رفتیم شهرستان پیش خانوادم دلوین میگه مامان به هیچ عنوان نریم شیراز من اینجا و دوست دارم اینجا خوش میگذره😅

پسر من درست حرف نمیزنه هنوز ولی اینروزا از ایست بازرسی ها تا رد میشیم وهردفعه گیر دادن بهمون دستاشو برده بالا میگه تس لیم 🙆فقط اینو یاد گرفته 😅

پسر من چون تازه زبون باز کرده وقتی حرف میزنه ذوق مرگ میشم،،امروز رو دیوار و خط کشید میگم چرا اینکارو کردی گفت مشقامو نوشتم ک بچه ها تنها نرین بیرون خطرناکه با مامان باباتون برین😍دردش بجونم

دختر من جدیدا هر چ میخاد میگه مامان تلو خدا

پسر من دیروز به خواهرزاده م که ۹ سالشه گفت چقدر حرف میزنی حالمو بهم نزن🤣🤣🤣

پسرمن یه بار داشت با بچه آبجیم بازی میکرد،یهویی بچه آبجیم چوبای کنار دیوار خونه مامانمو کند،حسام بهش گفت این چه وضعشه😂

یا مثلا وسیله ای بخواد میگه من بهش نیاز دارم

بازی میکنه میگه بازیام خیلی خفنه😂

پسرم وقتی لجش میگیره میگ توخیلی اسکلی بخدا🤣🤣🤣

پسر من چند روز پیش خورد زمین بعد به خودش گفت وای خدا رحمش کرد

هیچی داشتم فیلم نگا میکردم بعد برگشتم دیدم پسرم چاقو برداشته میخواد پرتغال و ببره ...دید دارم نگا میکنم گفت به فیلمت نگا کن من مگه فیلمم که داری نگا می‌کنی 🥴🥴🥴🥴

پسرم چندروزیه شوهرمو ناز میکنه .اسم شوهرم علی اصغر هس.پسرم میگه اصغر قندوعسل محکم بغلش میکنه😂

امروز صبح ناخنامو نشونش دادم گفت چه خوشگل شدی امشب مبارک باشه😂😂😂

دخترم میگه مامان امروز چقد خودتو لوس کردی 🤣😄

دختر میگه خدایا من از دست شما مامان بابا چیکار کنم 🤣

باباش داشت یه چیزی رو درست میکرد مهرادم نشسته بود نگاه میکرد نگاهش کنجکاوی بود به شوهرم گفتم دوس دارم تو مغزش باشم ببینم به چی فکر میکنه. یهو گف مامان منو مغز نکن لطفا من دوستدارم🥺😂

زیاد گنده تر از سنش حرف میزنه 😅
یکیش که یادمه دیشب دستمو میکشید میگفت بیا بریم تو اتاق به کمکت احتیاج دارم
یا اونروز به حرفش گوش داده بودم داشت با خودش میگفت فک کنم مامانم با من دوست شده

دختر من ۳ سالشه امروز بردمش دکتر گفت گوشم درد میکنه خلاصه دکتر هی بع باباش گفت اینو ۱۲ ساعت بده اینو شربتم ۸ ساعت اسپره هم بزن خلاصه چند بار گفت دکتر یهو دخترم گفت عامو چندی میگی فهمیدیم دیکه وای دکتر مرد از خنده😂😂😂😂

پسر من مثلا کار اشتباه بکنه مثلا اب بریزه روفرش‌ از ابنجور کارها من تا صداش میزنم میگه اشتباه کردن عیب نداره درست میکنم من دوباره وایسا الان تمیزش کنم

دعواش می کنم .در گوشش می گبره ..دعوام نکن .... امروز میخواستم ترشی بدم دوستم گفت نده گفتم باشم .گفت مامان اشتباه شد درست .گفتم اره مامان

من خیلی میگم خدایا شکرت این دختر قشنگ رو بهم دادی بس که گفتم دیگه دخترمم یاد گرفته چند روز پیش نشسته بودیم دیدم یه دفه گفت خدایا شکرت که مامان قشنگی بهم دادی😅😅😅دید واکنش خاصی نشون ندادم گفت مامان تو هم بگو خدایا شکر مانیسا رو بهم دادی🤣🤣🤣🤣

پسرمن باد میومد میگفت ای بابا طوفان شده...یا قندون از دستم افتاد رو سرامیک شکست گفت ای بابا..بعد گفت بیخیال😄😅

دیروز رفته بودیم میوه فروشی پرتقال بخریم، بعد مغازه داره خیلی از لپ های علیسان خوشش اومده بود ، میخواست لپ شو بوس کنه علیسان خودشو عقب کشید و گفت نه نه نباید بوس کنی ، بوس غیربهداشتیه😀😀

تو ماشین یکسره سرپا وایمیسه رو صندلی عقب هست ولی بین دوتا صندلی جلو بهشم میگی بشین میگه من نعیبینم😁بعد پلیس رو دیدیم بش گفتم بشین الان پلیس جریمه مون میکنه نشست ی نگاه ب صندلی ها انداخت گفت منکه کمربند ندارم تو ببند😆🤣
یا میخاد ی چیزی رو برداره اجازه ی مظلومانه ای میگیره آدم براش غش میکنه میگه میشه فلان کارو کنم؟ میشه؟
این سن شون خیلی بانمکن دوست دارم از هر صحنه ش فیلمبرداری کنم یادگاری ولی جا ندارم😁😁😆😆

نازی😍😍
ماشالا همه چ بانمکن خوندم همه رو
آفرین ک از این چالشا میذا ری

دیروز رادین رو گذاشتم پیش مادر شوهرم گفت هرکاری کردم غذا نخورده گفته آدَ (یعنی من) گفته اگ زیاد غذا بخوری مریض میشی🤯😵‍💫😳
کلا اهل غذا خوردن نیس و برای نخوردنش بهونه هایی الکی زیاد میاره مثلا اگ بره دستشوییppکنه میگه چون تو بهم غذا زیاد دادی اینجوری شد منم گفتم اشکال نداره همه اینطوری ان .

یکی دیگه ام رفته بود خونه عمش دیده بود دارن صبحانه می‌خورن گفته بود پ شما عسل ندارید؟گفته بودن ن تموم شده بعد گفته
آد یروز ب من خامه میده یه روز میگه نخور🤐🤐🤐


در صورتی ک من اصلا این حرفا رو نزدم🫢😆😁😄😃

دختر من تو همه کارا فضولی میکنه ک خودم انجام بدم خودم بلدم خودم. مامانم امشب ب من گفت دیس میدی نیلا اشتباه فک کرد میگه جیش هی داد بیداد خودم میخام اول جیش کنم من باید جیش کنم

توی تمرینای مدیریت خشم والدین من داشتم روی نفس عمیق کار میکردم و خداییش جواب هم داد.دیگه پسرم یاد گرفته تا کاری کنه که میدونه اشتباهه میگه مامان نفس عمیق بکش😂😂
باور کن دیگه با این حرفش عصبانیت و همه چیز یادم میره

پسر من دیشب گفت من رو باید بزاری رو پات تا بخوابم ،گذاشتمش رو پام بهش گفتم خودت بزرگ شدی باید خودت بخوابی
گفت الان وقت این حرفا نیست بعدا راجع بش با هم حرف میزنیم

وقتی یکاری میکنه میخوام دعواش کنم، میگه هیس لطفا داد نزن و آروم باش

عزیزم

سوال های مرتبط