۴ پاسخ

🥺❤️ عزیزم خدا برای هم حفظتون کنه

عزیزممم🥹💘💘💘

#بمونه به یادگار
از هفت ماهگی و روزای پرتنش جنگی
با صدای هر موشکی من و بابایی میدوییم سمت تو🩵 که مبادا بترسی
نگرانم که نکنه زبونم لال آسیبی به تو وارد بشه حتی به خودم حتی به بابایی چون دیگه به این فکر میکنم بعد ما تو چی میشی امیدوارم آینده و زندگی ما که بیخودی گذشت ولی حداقل برای تو اینجوری نباشه قلب خونه.امیدوارم شرایط بهتر و بهتر بشه و زندگی تو با زندگی ما فرق کنه و حداقل دغدغه مالی نداشته باشی عزیزمادر هرکاری از دستم بربیاد برات میکنم🩵🩵

عزیزدلم خداحفظش کنه❤️

سوال های مرتبط

مامان سام مامان سام ۱۵ ماهگی
سامِ من...
الان خوابی، و من دوباره نشستم کنار تختت، زل زدم به صورت آرومت و دارم با خودم فکر می‌کنم...
چطور این‌همه زود گذشت؟
هفت ماه... فقط هفت ماه، ولی برام به اندازه‌ی یه عمر خاطره و عشق گذشته.

یادمه اون روزای اول، هر صدای کوچیکی ازت منو می‌ترسوند،
ولی حالا، صدای خنده‌ت شده قشنگ‌ترین موسیقی دنیا برای من.
یادمه اون دستای کوچولوت به سختی می‌تونستن انگشتامو بگیرن،
ولی حالا با همون دستا دنیا رو کشف می‌کنی، و من فقط نگاهت می‌کنم و بغضمو قورت می‌دم.

دارم یاد می‌گیرم که "بزرگ شدنِ تو" یعنی "گذشتنِ من از لحظه‌هایی که دلم نمی‌خواست تموم شن"...
هر روز یه‌کم از نوزادی‌ت دور می‌شی و من هر روز یه‌کم بیشتر عاشق اون پسربچه‌ای می‌شم که داری می‌شی 💫

سامِ من، تو خوابیدی، ولی دلم با دیدن هر نفسِ آرومت پر از حرف می‌شه...
می‌خوام بدونی، حتی وقتی بزرگ شدی، حتی وقتی رفتی دنبال دنیای خودت،
یه گوشه‌ی دلِ من همیشه همون مامانی می‌مونه که نصف شب بشینه کنارت، موهات رو نوازش کنه و زیر لب بگه:
«بخواب پسرم... فقط بخواب، که تا همیشه دوستت دارم» 🤍


●ساعت۰۱:۴۰
●وقتی که خواب بودی تو بغلم
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
نفس خانوم مامان ‌امروز به معنای واقعی کم اوردم دخترم این روزارو یه روزی میاد که هیچکدوممون یادمون نمیاد اعصبانیت های لحظه ای خستگی ها کم اوردنا این روزام میگذره مثل همه روزای دیگه ولی دوست داره یه یادگاری برات بنویسم از روزایی که باهم گذروندیم دخترم الان سه روزه که درست غذا نمیخوری و مامان با هزار حوصله برات روزی ده مدل غذا درست میکنه تا یکیشو دو قاشق بخوری و گشنه نمونی غذاها و تف میکنی مامان با هزار حوصله باز میده بهت همه جای خونه بغلت میکنم میگردوممت تا حواست پرت شه دو قاشق غذا بخوری دخترمامان پدر من در میاد تا تو یه قطره اب بخوری با قطره چکون سرنگ لیوان شیشه شیر همه مدل امتحان کردم ذوزانه به زور دوقطره اب میدم بخوری خیلی غصه داره دلم غصه غذا و اب خوردنت منو داره نابود میکنه همش نگرانم همش سردرگمم نمیدونم باید چیکار کنم علتشو نمیدونم همه چیتم سالمه خداروشکر دخترم الان هفت ماهه که باید هر دفعه که خوابت میاد بغلت کنم و نیم ساعت تو خونه راه برم شیرت بدم لالایی بخونم صدای سفید بزارم تکونت بدم تا بخوابی تو بغلم ک میخوابی نیم ساعتم باید تو بغلم نگهت دارم تا خوابت سنگین بشه بزارمت زمیت بعضی وقتا پنج دقیقه ای بیدار میشی بعضی وقتا هم نهایت نیم ساعت بخوابی دلم خیلی غصه داره غصه تنها بودن غصه اب نخوردنت غذا نخوردنت دردی که از دندون دراوردن داری میکشی غصه دستشویی کردنت یه روز کم جیش میکنی یه روز یبوستی یه روز نفخ داری همه رو پشت سر میزارم همش دائم مخای بغلم باشی بچسبی بهم فدای سرت هر دقیقه نق میزنی هزار تا دلقک بازی در میارم تا بخندی فدای سرت خیلی سخته مادر شدن مامان خیلی دوست دارم نفس مامان این روزاهم میگذره و بزرگ میشی و دلم واسه این روزا تنگ میشه😭😍
۱۴۰۴/۰۴/۲۹
مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
نامه ای مادرانه به فرزندانمان👩‍🍼👩‍🍼👩‍🍼
عزیزترینم، نور چشمم… نمی‌دونی چقدر قلبم از داشتنت لبریزه. 🥺 وقتی برای اولین بار بغلت کردم، انگار تمام دنیا رو تو دستام جا داده بودن. 🥰 روزها میگذرن و تو هر روز بزرگتر میشی، هر روز یه چیز جدید یاد میگیری و من با هر قدمت، با هر نگاهت، با هر لبخندت، هزار بار زندگی می‌کنم. 😊💖
شاید ندونی، اما شب‌هایی که از خستگی چشمام سیاهی میره و باز بیدارم تا تو راحت بخوابی، با خودم میگم این خستگی‌ها فدای یه تار موت. 😥🤱🏻 وقتی مریض میشی، انگار جون از تنم میره و حاضرم همه دردهای دنیا رو به جون بخرم تا تو فقط خوب باشی. 😔
تو فقط یه بچه نیستی، تو تمام زندگی منی، تو دلیل نفس کشیدنی، تو امید منی برای فردا. ✨👶🏻 می‌دونم یه روز بزرگ میشی، از من دور میشی، اما قلب من همیشه و همیشه برای تو خواهد تپید.💖🌟
خدا تو رو برام حفظ کنه فرشته کوچولوی من. 😇🙏 کاش می‌تونستم همه‌ی خوشبختی‌های دنیا رو توی دستام بگیرم و تقدیمت کنم. 😘 دوستت دارم، بیشتر از هر چیزی تو این دنیا… 😭💖🫂
مامان یارا🩷 مامان یارا🩷 ۷ ماهگی
🍒 هفت ماهگیت مبارک دختر شیرینم، یارای من 🍒

هفت ماهه که اومدی و شدی تمام دنیای مامان...
هفت ماهه که هر تپش قلبم با اسم تو گره خورده...
و هفت ماهه که هر جا باشم، هر کاری بکنم، فکر و ذکرم تویی.

دخترم، شاید این روزها بیشتر از چیزی که حق توست ازت دور باشم، شاید نتونم هر لحظه کنارت باشم و شاید دلم هزار بار بیشتر از تو برای آغوشت تنگ بشه، اما میخوام بدونی حتی وقتی کنارم نیستی، تمام فکر و قلب مامان پیش توئه. ❤️

مامان هر شب به عکس‌هات نگاه می‌کنه، به خنده‌هات فکر می‌کنه و لحظه‌شماری می‌کنه برای وقتی که دوباره بغلت کنه. هیچ‌کس نمی‌دونه این دوری چقدر سخته؛ وقتی دلم فقط یه بغل کوچولو می‌خواد که اسمش یاراست...

یارای عزیزم، تو دلیل جنگیدن منی. وقتی خسته میشم، وقتی درد می‌کشم، وقتی اشکام بی‌صدا می‌ریزن، فقط به تو فکر می‌کنم و به روزی که سالم و قوی کنارت باشم و تمام این روزهای سخت فقط یک خاطره دور بشن.

هفت ماهه شدی عشق کوچولوی مامان...
و مامان هنوز هر روز بیشتر از دیروز عاشقت میشه.

هفت ماهگیت مبارک دخترک دوست‌داشتنی من 🍒
دوستت دارم بیشتر از تمام روزهای سختی که گذشت و بیشتر از تمام روزهای قشنگی که قراره با هم بسازیم. ❤️