نامه ای مادرانه به فرزندانمان👩‍🍼👩‍🍼👩‍🍼
عزیزترینم، نور چشمم… نمی‌دونی چقدر قلبم از داشتنت لبریزه. 🥺 وقتی برای اولین بار بغلت کردم، انگار تمام دنیا رو تو دستام جا داده بودن. 🥰 روزها میگذرن و تو هر روز بزرگتر میشی، هر روز یه چیز جدید یاد میگیری و من با هر قدمت، با هر نگاهت، با هر لبخندت، هزار بار زندگی می‌کنم. 😊💖
شاید ندونی، اما شب‌هایی که از خستگی چشمام سیاهی میره و باز بیدارم تا تو راحت بخوابی، با خودم میگم این خستگی‌ها فدای یه تار موت. 😥🤱🏻 وقتی مریض میشی، انگار جون از تنم میره و حاضرم همه دردهای دنیا رو به جون بخرم تا تو فقط خوب باشی. 😔
تو فقط یه بچه نیستی، تو تمام زندگی منی، تو دلیل نفس کشیدنی، تو امید منی برای فردا. ✨👶🏻 می‌دونم یه روز بزرگ میشی، از من دور میشی، اما قلب من همیشه و همیشه برای تو خواهد تپید.💖🌟
خدا تو رو برام حفظ کنه فرشته کوچولوی من. 😇🙏 کاش می‌تونستم همه‌ی خوشبختی‌های دنیا رو توی دستام بگیرم و تقدیمت کنم. 😘 دوستت دارم، بیشتر از هر چیزی تو این دنیا… 😭💖🫂

۲ پاسخ

🤍🤍🤍🤍

خدا حفظش کنه🥹❤️🧿

سوال های مرتبط

مامان یارا🩷 مامان یارا🩷 ۸ ماهگی
یارا…
تو هنوز خیلی کوچیکی برای فهمیدن دردهای بزرگ این دنیا،
اما هر بار که نگاهت به من می‌افتد، انگار دنیا یک لحظه آروم‌تر می‌شود.

من شاید همیشه نتونم تو رو بغل کنم…
دست‌هام گاهی اون‌قدر قوی نیستند که آرزومه باشند.
گاهی بدنم خسته‌تر از اونه که بتونه مثل قبل تو رو بالا بیاره و بچرخونه.
گاهی حتی تشنج‌ها میان و منو از لحظه‌ها جدا می‌کنن…

اما یه چیز هیچ‌وقت کم نمی‌شه: دوست داشتن تو.
هیچ بیماری‌ای نمی‌تونه این عشق رو از من بگیره.

اگر نتونم تو رو زیاد بغل کنم،
قلبم همیشه تو رو بغل کرده.
هر نفس من، هر فکر من، هر بیدار شدن من،
با اسم تو شروع می‌شه.

یارای من…
تو شاید الان کوچیکی،
اما روزی می‌فهمی که مادرت در سخت‌ترین لحظه‌ها
چقدر عاشق تو بوده.
چقدر برای دیدن خنده‌ات جنگیده.
چقدر حتی با بدن خسته‌اش، با دلش کنارت مونده.

من کنار توام، حتی وقتی دست‌هام نمی‌تونن.
تو در آغوش منی، حتی وقتی نمی‌تونم بلندت کنم.

یارا… تو دلیل ادامه دادنمی🫀
مامان یارا🩷 مامان یارا🩷 ۸ ماهگی
یارا…
تو هنوز خیلی کوچیکی برای فهمیدن دردهای بزرگ این دنیا،
اما هر بار که نگاهت به من می‌افتد، انگار دنیا یک لحظه آروم‌تر می‌شود.

من شاید همیشه نتونم تو رو بغل کنم…
دست‌هام گاهی اون‌قدر قوی نیستند که آرزومه باشند.
گاهی بدنم خسته‌تر از اونه که بتونه مثل قبل تو رو بالا بیاره و بچرخونه.
گاهی حتی تشنج‌ها میان و منو از لحظه‌ها جدا می‌کنن…

اما یه چیز هیچ‌وقت کم نمی‌شه: دوست داشتن تو.
هیچ بیماری‌ای نمی‌تونه این عشق رو از من بگیره.

اگر نتونم تو رو زیاد بغل کنم،
قلبم همیشه تو رو بغل کرده.
هر نفس من، هر فکر من، هر بیدار شدن من،
با اسم تو شروع می‌شه.

یارای من…
تو شاید الان کوچیکی،
اما روزی می‌فهمی که مادرت در سخت‌ترین لحظه‌ها
چقدر عاشق تو بوده.
چقدر برای دیدن خنده‌ات جنگیده.
چقدر حتی با بدن خسته‌اش، با دلش کنارت مونده.

من کنار توام، حتی وقتی دست‌هام نمی‌تونن.
تو در آغوش منی، حتی وقتی نمی‌تونم بلندت کنم.

یارا… تو دلیل ادامه دادنمی🫀
مامان یارا🩷 مامان یارا🩷 ۸ ماهگی
یارای مادر... 💔🥺

این چند روزی که ندیدمت، انگار یه تیکه از قلبم رو ازم گرفتن. هیچ‌کس نمی‌دونه دوری تو چقدر برای مادرت سخته. 😭

دخترم، تو فقط هفت ماهه‌ای، اما توی همین چند ماه کوتاه، تمام دنیای من شدی. هر خنده‌ات، هر نگاهت، هر صدات برای من قشنگ‌ترین اتفاق زندگی بود. 🤍

دلم می‌خواست ماهگردهات رو با عشق جشن بگیرم، دلم می‌خواست برای همه اولین‌هات کنار خودت باشم، دلم می‌خواست هیچ لحظه‌ای از بزرگ شدنت رو از دست ندم... اما حالا روی تخت بیمارستان نشستم و با حسرت به عکس‌هات نگاه می‌کنم. 💔

هر شب قبل از خواب بهت فکر می‌کنم؛ به دست‌های کوچولوت، به خنده‌های شیرینت، به بغل کردنت... و اشک‌هایی که بی‌صدا روی صورتم می‌ریزن. 😭

از این بیماری گله دارم...
از این فاصله گله دارم...
از روزهایی که منو از آغوش تو دور کردن گله دارم...

درد بیماری هرچقدر هم سخت باشه، باز هم به اندازه دلتنگی تو نیست. دلم برای بوسیدنت، بغل کردنت و بوی موهات بی‌تابه. 🥺💔

یارای من...
تو تمام دنیای مادری...
تمام امید و دلیل جنگیدن منی...

و این روزها، هیچ غمی برای من بزرگ‌تر از دوری تو نیست. 😭🕊️❤️
مامان سام مامان سام ۱۶ ماهگی
سامِ من...
الان خوابی، و من دوباره نشستم کنار تختت، زل زدم به صورت آرومت و دارم با خودم فکر می‌کنم...
چطور این‌همه زود گذشت؟
هفت ماه... فقط هفت ماه، ولی برام به اندازه‌ی یه عمر خاطره و عشق گذشته.

یادمه اون روزای اول، هر صدای کوچیکی ازت منو می‌ترسوند،
ولی حالا، صدای خنده‌ت شده قشنگ‌ترین موسیقی دنیا برای من.
یادمه اون دستای کوچولوت به سختی می‌تونستن انگشتامو بگیرن،
ولی حالا با همون دستا دنیا رو کشف می‌کنی، و من فقط نگاهت می‌کنم و بغضمو قورت می‌دم.

دارم یاد می‌گیرم که "بزرگ شدنِ تو" یعنی "گذشتنِ من از لحظه‌هایی که دلم نمی‌خواست تموم شن"...
هر روز یه‌کم از نوزادی‌ت دور می‌شی و من هر روز یه‌کم بیشتر عاشق اون پسربچه‌ای می‌شم که داری می‌شی 💫

سامِ من، تو خوابیدی، ولی دلم با دیدن هر نفسِ آرومت پر از حرف می‌شه...
می‌خوام بدونی، حتی وقتی بزرگ شدی، حتی وقتی رفتی دنبال دنیای خودت،
یه گوشه‌ی دلِ من همیشه همون مامانی می‌مونه که نصف شب بشینه کنارت، موهات رو نوازش کنه و زیر لب بگه:
«بخواب پسرم... فقط بخواب، که تا همیشه دوستت دارم» 🤍


●ساعت۰۱:۴۰
●وقتی که خواب بودی تو بغلم
مامان یارا🩷 مامان یارا🩷 ۸ ماهگی
🍒 هفت ماهگیت مبارک دختر شیرینم، یارای من 🍒

هفت ماهه که اومدی و شدی تمام دنیای مامان...
هفت ماهه که هر تپش قلبم با اسم تو گره خورده...
و هفت ماهه که هر جا باشم، هر کاری بکنم، فکر و ذکرم تویی.

دخترم، شاید این روزها بیشتر از چیزی که حق توست ازت دور باشم، شاید نتونم هر لحظه کنارت باشم و شاید دلم هزار بار بیشتر از تو برای آغوشت تنگ بشه، اما میخوام بدونی حتی وقتی کنارم نیستی، تمام فکر و قلب مامان پیش توئه. ❤️

مامان هر شب به عکس‌هات نگاه می‌کنه، به خنده‌هات فکر می‌کنه و لحظه‌شماری می‌کنه برای وقتی که دوباره بغلت کنه. هیچ‌کس نمی‌دونه این دوری چقدر سخته؛ وقتی دلم فقط یه بغل کوچولو می‌خواد که اسمش یاراست...

یارای عزیزم، تو دلیل جنگیدن منی. وقتی خسته میشم، وقتی درد می‌کشم، وقتی اشکام بی‌صدا می‌ریزن، فقط به تو فکر می‌کنم و به روزی که سالم و قوی کنارت باشم و تمام این روزهای سخت فقط یک خاطره دور بشن.

هفت ماهه شدی عشق کوچولوی مامان...
و مامان هنوز هر روز بیشتر از دیروز عاشقت میشه.

هفت ماهگیت مبارک دخترک دوست‌داشتنی من 🍒
دوستت دارم بیشتر از تمام روزهای سختی که گذشت و بیشتر از تمام روزهای قشنگی که قراره با هم بسازیم. ❤️
مامان نــفــس مامان نــفــس ۱ سالگی
🌸 نفسِ نازنینم 🌸

امروز تو شش ماهه شدی...😍
نیمی از یک سال پر از عشق، اشک، لبخند، خستگی و آرامش
نیمی از سالی که قلب من رو صاحب شدی و معنای تازه‌ای به زندگیم دادی🥰
به من دنیای تازه ای از رنگ و شور و عشق از نوع دخترانه نشون دادی🥹

نمی‌دونی تو این شش ماه
چقدر با نگاهت آروم شدم
چقدر با بغل گرفتن و بوسیدنت جون تازه گرفتم
و چقدر با لبخندت، خستگی‌هام یادم رفت...

عزیز دل مادر...
چه روزها و شبهایی رو تو این شش ماه پشت سر گذروندیم
درسته یک جاهایی خسته شدم، کم اوردم اما هیچوقت از دوست داشتنم به تو کم نشد❤

دختر قشنگم😍 حالا شش ماهه‌ شدی😍🙏
چه زود شش ماه گذشت... 🥹
چه زود داری قد میکشی و بزرگ میشی🥹
عزیز دلم یادت نره هر لبخندت دلمو آب می‌کنه،
نگاهت پر از شور زندگیه
صدای شیرینت هر روز و هر لحظه گوش‌هامو نوازش می‌ده،
من با وجودت هر روز بیشتر عاشقت می‌شم

نفس قشنگم،❤
هیچوقت یادت نره
تو "نفسِ زندگی" منی
تو "دعای مستجاب شده" منی
خدا با فرستادن تو بهم گفت:
"فاطمه... دوستت دارم. نفس نشونه ای از دوست داشتن من به توئه"❤

شش‌ماهگیت مبارکمون عزیز دل مامان 💗