۴ پاسخ

ماشالله هزااار ماشاالله خدا حفظش کنه 😍😘

ای جونم قشنگم الهی چشم بد ازت دور باشه نمکدون😍😍😍😍😍

ای خدا ماشاالله چه پسر خوشگلی 😍🐣

خداحفظش کنه عزیزم 🥰 🥰

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱۰ ماهگی
«کیانِ قشنگم،

امروز که تقویم را نگاه می‌کنم و می‌بینم هشت ماه از آمدنت به زندگی ما گذشته، باورم نمی‌شود چقدر زود این روزها گذشت. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار نگاهت در نگاهم گره خورد و دنیایم رنگ تازه‌ای گرفت.

در این هشت ماه، با تو دوباره زندگی را یاد گرفتم؛ با هر لبخندت جان گرفتم و با هر پیشرفت کوچکت، دلم از غرور و عشق پر شد. هنوز یادم هست چهار ماهه بودی که برای اولین بار غلت زدی و ما با ذوق، انگار بزرگ‌ترین اتفاق دنیا را جشن گرفتیم. سه ماه و بیست روزه که شدی، اولین «دد» را گفتی و دل ما را بردی… و پنج ماهه که شدی، با گفتن «بابا» خانه را پر از شادی کردی.

هفت ماه و چهار روزه، اولین دندون کوچولویت جوانه زد؛ همان لبخندِ بی‌دندانی‌ات هم برایمان دنیا بود، چه برسد به آن مروارید کوچولو. هفت ماه و بیست و پنج روزه چهار دست‌وپا راه افتادی و دیگر هیچ گوشه‌ای از خانه از کنجکاوی‌هایت در امان نبود. و فقط دو روز بعد، هفت ماه و بیست و هفت روزه، با دست‌های کوچکت از وسایل گرفتی و ایستادی… همان لحظه‌ای که فهمیدم پسرم دارد قدم‌به‌قدم بزرگ می‌شود.

کیانِ عزیزم، این هشت ماه فقط گذر زمان نبود؛ تماشای رشد معجزه‌وار تو بود. هشت ماهی که هر ثانیه‌اش برای من خاطره شد، هر خنده‌اش آرامش، و هر صدایش موسیقیِ قلبم.

هشت ماهگی‌ات مبارک نورِ زندگیِ ما.
بزرگ شدنت را می‌بینم و به تو افتخار می‌کنم، اما در دلم همیشه همان نوزادِ کوچکِ اولین روزها می‌مانی. دوستت دارم بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند این عشق را توصیف کنند.» 💙🧿✨
مامان یارا🩷 مامان یارا🩷 ۸ ماهگی
🍒 هفت ماهگیت مبارک دختر شیرینم، یارای من 🍒

هفت ماهه که اومدی و شدی تمام دنیای مامان...
هفت ماهه که هر تپش قلبم با اسم تو گره خورده...
و هفت ماهه که هر جا باشم، هر کاری بکنم، فکر و ذکرم تویی.

دخترم، شاید این روزها بیشتر از چیزی که حق توست ازت دور باشم، شاید نتونم هر لحظه کنارت باشم و شاید دلم هزار بار بیشتر از تو برای آغوشت تنگ بشه، اما میخوام بدونی حتی وقتی کنارم نیستی، تمام فکر و قلب مامان پیش توئه. ❤️

مامان هر شب به عکس‌هات نگاه می‌کنه، به خنده‌هات فکر می‌کنه و لحظه‌شماری می‌کنه برای وقتی که دوباره بغلت کنه. هیچ‌کس نمی‌دونه این دوری چقدر سخته؛ وقتی دلم فقط یه بغل کوچولو می‌خواد که اسمش یاراست...

یارای عزیزم، تو دلیل جنگیدن منی. وقتی خسته میشم، وقتی درد می‌کشم، وقتی اشکام بی‌صدا می‌ریزن، فقط به تو فکر می‌کنم و به روزی که سالم و قوی کنارت باشم و تمام این روزهای سخت فقط یک خاطره دور بشن.

هفت ماهه شدی عشق کوچولوی مامان...
و مامان هنوز هر روز بیشتر از دیروز عاشقت میشه.

هفت ماهگیت مبارک دخترک دوست‌داشتنی من 🍒
دوستت دارم بیشتر از تمام روزهای سختی که گذشت و بیشتر از تمام روزهای قشنگی که قراره با هم بسازیم. ❤️
مامان آنیا مامان آنیا ۱۵ ماهگی
چه بگویم از دلم ..
دلی ک با کوچک ترین سخن میشکند
و با کوچک ترین سخن شاد .
چه بگویم از خودم از منی ک با خودم هم رو راست نیستم نمیدانم حالم خوب است یا نه
کمی که مینگرم پی میبرم که خوشبتم.
پاره ی تنی دارم ک دلیل ادامه ی زندگی من است، همسری دارم ک از خودم به من نزدیک تر است .
بخواهم حقیقت را بگویم همین همسر است که دلم را بیشتر میشکند
با کوچک ترین سخن و بی توجهی از سمت او قلب من لطمه می‌بینید.
دوستش دارم آری اوست که به من میفهماند عشق چیست آدم مغروری که گاه مهربان است و گاه سرد تر از یخ می‌شود .
گاه دستانش را ک میگیرم گرمایش همه درونم را می‌سوزاند و گاه سرمایش به اعماق وجودم نفوذ میکند و این منم که مییمرم!!
عشق چنین است مگر ؟
گاهی با من بد تا میکند مگر میشود با عشق خود چنین بد تا کرد !؟
گاهی برایش مهم نیستم و به چشمان زیبایش نمیایم انگار ک وجود ندارم .
گاهی ...
ولی من با وجود تمام بدی و خوبی هایش دوسش دارم انقدر که نمیتوان وصفش کنم و بگذار این چنین عشق مارا بسوزاند ...



پایان.