«کیانِ قشنگم،

امروز که تقویم را نگاه می‌کنم و می‌بینم هشت ماه از آمدنت به زندگی ما گذشته، باورم نمی‌شود چقدر زود این روزها گذشت. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار نگاهت در نگاهم گره خورد و دنیایم رنگ تازه‌ای گرفت.

در این هشت ماه، با تو دوباره زندگی را یاد گرفتم؛ با هر لبخندت جان گرفتم و با هر پیشرفت کوچکت، دلم از غرور و عشق پر شد. هنوز یادم هست چهار ماهه بودی که برای اولین بار غلت زدی و ما با ذوق، انگار بزرگ‌ترین اتفاق دنیا را جشن گرفتیم. سه ماه و بیست روزه که شدی، اولین «دد» را گفتی و دل ما را بردی… و پنج ماهه که شدی، با گفتن «بابا» خانه را پر از شادی کردی.

هفت ماه و چهار روزه، اولین دندون کوچولویت جوانه زد؛ همان لبخندِ بی‌دندانی‌ات هم برایمان دنیا بود، چه برسد به آن مروارید کوچولو. هفت ماه و بیست و پنج روزه چهار دست‌وپا راه افتادی و دیگر هیچ گوشه‌ای از خانه از کنجکاوی‌هایت در امان نبود. و فقط دو روز بعد، هفت ماه و بیست و هفت روزه، با دست‌های کوچکت از وسایل گرفتی و ایستادی… همان لحظه‌ای که فهمیدم پسرم دارد قدم‌به‌قدم بزرگ می‌شود.

کیانِ عزیزم، این هشت ماه فقط گذر زمان نبود؛ تماشای رشد معجزه‌وار تو بود. هشت ماهی که هر ثانیه‌اش برای من خاطره شد، هر خنده‌اش آرامش، و هر صدایش موسیقیِ قلبم.

هشت ماهگی‌ات مبارک نورِ زندگیِ ما.
بزرگ شدنت را می‌بینم و به تو افتخار می‌کنم، اما در دلم همیشه همان نوزادِ کوچکِ اولین روزها می‌مانی. دوستت دارم بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند این عشق را توصیف کنند.» 💙🧿✨

تصویر
۲ پاسخ

پسرمنم امروز هشت ماهه شد😍😍مبارررررکه

چه عکس خوشگلییییی

سوال های مرتبط

مامان ✨️🩷Zahra مامان ✨️🩷Zahra ۱۰ ماهگی
مامان پَنآهـ🌙☁️ مامان پَنآهـ🌙☁️ ۷ ماهگی
🍲🤍 امروز، عطرِ عشق در قابلمه‌ی دخترِ خانه می‌جوشید…🎀🐣❤️

برای پناهِ خانوم، سوپی مقوی و سرشار از مواد مغذی بار گذاشتم
ترکیبی از:
✓ هویج
✓پیاز
✓ نخودفرنگی
✓عدس
✓ماش
✓جعفری
✓سیب‌زمینی
✓ماهیچه
✓برنج
ترکیبی ساده، اما با وسواسِ تمام انتخاب‌شده؛ چرا که برای کوچک‌ترین عضوِ خانه، هیچ چیز نباید معمولی باشد. ✨

و برنجِ این سوپ، از همان شالیزارهای حوالی شهر خودمان است؛ برنجی اصیل با عطری متمایز و طعمی دلنشین که کافی‌ست در قابلمه جان بگیرد تا رایحه‌اش تمام خانه را پر کند. 🌾🍚
من به‌جای نیم‌دانه، همین برنج را انتخاب می‌کنم؛ چون عطر و کیفیتش برای من بخشی از لذتِ غذای پناه است.

برای من، آشپزیِ پناه فقط آماده‌کردن یک وعده‌ی غذایی نیست؛
مراسمی‌ست از جنسِ عشق، دقت و وسواسِ مادرانه…
هر وعده را با حوصله آماده می‌کنم و ترجیح می‌دهم غذا در قابلمه‌ی مسی آرام‌آرام پخته شود؛ با همان صبر و طمأنینه‌ای که گویی قرار است عطرِ خانه را هم در خود نگه دارد. 🤍

حریره اما قصه‌ی خودش را دارد؛
برای لطافت بیشتر و رسیدن به بافتی ابریشمی و یکدست، آن را در تفلون آماده می‌کنم.

شاید در نگاه اول، فقط یک کاسه سوپ باشد…
اما من به جزئیاتش فکر کرده‌ام؛
از دانه‌ی برنجی که عطر شالیزارهای دیارمان را با خود دارد،
تا قابلمه‌ای که غذا در آن با حوصله جان می‌گیرد.

برای پناهِ خانوم،
غذا فقط غذا نیست؛
روایتِ کوچکی‌ست از عشق‌های بزرگی که هر روز، آرام و بی‌صدا، در خانه‌ی ما اتفاق می‌افتند. 🤍🌾

#ایده#غذا#سزارین#نوزاد#وزن