۱۵ پاسخ

نمیدونم چرا اینقدر به زایمان طبیعی اصرار دارن
من از اول سزارین میخواستم و به دکترم تو ماه ۷ گفتم از طبیعی میترسم قبول کرد سزارین انجام بده. یه شب دردم گرفت خیلی درد کمی بود چند دقیقه درد داشتم باز چند دقیقه اوکی بودم . فهمیدم مدل دردهای زایمان هستش ترسیدم چون ۱۸ روز زودتر از تاریخ سزارینم بود. رفتم بیمارستان ساعت یک شب گفتم زنگ بزنین دکترم بیاد درد دارم .پرستار گفت باید معاینه بشی. گفتم اصلا نمیزارم دستتو تو بدنم بکنی میترسم حالم بد میشه. دستگاه گذاشتن روی شکمم از ضربان قلب بچه متوجه شدن وقت زایمان هست. بهم سرم زدن ساعت ۸ صبح دکترم اومد سزارین کردن. این چند ساعتی هم که تو بیمارستان بودم اصلا درد غیر قابل تحمل نداشتم.
زایمان بعدی تو فقط سزارین انجام بده

خداروشکر که طبیعی بدنیا اومد
منم مثل شما بودم فرآیند زایمانم طولانی شد و در آخر ساعت ۱ شب رفتم اتاق عمل و اورژانسی سزارین شدم چون ضربان بچه خیلی کم شد. بیحس بودم دکترم گفت سه دور بند ناف پیچیده اصلا طبیعی بدنیا نمیومد.
اون همه درد کشیدم هیچی!
بلزم خداروشکر میکنم سالم بدنیا اومد

من اول گفتم سزارین میخوام دکترم گفت باشه بد اخلاقم بود نسبتا ولی سزارین شدم

من سر بچه اولم ۳۷ هفته کیسه آب پاره شد صبح ۷ رفتم بیمارستان آمپول فشار زدم ۱۱ شب زایمان کردم خیلی درد داشتم و تا عصر هم میگفتن یک سانتی اما دکتر اصرار به طبیعی داشت و راضی به سزارین نمیشد
از ساعت ۶ عصر که شیفت عوض شد یه ماما جدید اومد به همسرم گفت عسل و زعفران بخر و بیار برام شربت درست کرد بهم دلداری داد برام قرآن خوند و ماساژ دادو .... پیشرفت کردم
خیلی درد کشیدم وحشتناک بود اما زایمان خوبی بود بخیه هام زود خوب شد و مشکلی بعدش نداشتم
یعنی فکر کنم روند طولانی دلیل افتادگی رحم نیست شاید مشکل دیگه بوده

چرا اينقد طولاني بوده روندت؟؟؟
بچه اصن توي لگن اومده بوذه؟؟؟
من ساعت ٧ رفتم بيمارستان ساعت ١١ فول شدم
منم ٤ سانت رفتم بيمارستان
ورزش كرده بودي؟؟
زايمان طبيغي همش ب دكتر نيس عزيزم
تو بايد طي روند بارداري ورزش هاي لگني ميكردي
بعد موثع زايمانم باز ورزشهاي باز شدن دهانه رحم ميكردي
يه سري دمنوش و روغن بايد ميخوردي توي يه هقته ي اخر ك دهانه رحمو نرم كنه
ورزش از همششششش مهم تره

من ۸شب بستزی شدم تا ۵غروب فرداش دهنه رحمم ۱سانت هم باز نشده بود خیلی اذیتم کردن حتی یه ماما کتک هم منو زد آخرم آمپود فشار زدن قلب بچم از کار افتاد و اورژانسی زایمان کردم من که ازشون نمیگذرم چون شرایطم خیلی سخت بود

عزیزمممم نه دکتر بد نبوده سیستم بده که مجبورشون میکنه تا لحظه آخر طبیعی
البته من سزارین بودم از اول باز یکم افتادگی رحم گرفتم البته خیلی خفیف نه اینکه بزنه بیرون بیشتر رو مثانه ام تاثیر داشت که احساس پری دارم همیشه تو مثانه ام🥲

من انقد ازاینجورچیزا وازاینکه نکنه بچه مدفوع بخوره یااکسیژن کم بیاره هیجوقت راضی ب طبیعی نشدم

واسه همین همیشه از طبیعی متنفر بودم همیشه هم بین اونایی ک سزارین دوس داشتن با طبیعیا بحث داشتن

عزیزم همش توفکرتم به خدا،خیلی طولانی مدت بوده زایمانت آخه بایددادوبیدادمیکردی سرشون

نمیدونم
فکرتو درگیر نکن

منم یازده شب بستری شدم وتا۱۲شب فرداش صبرکردن آخرطبیعی نشدبردن برای سزارین
عوضیافقط نگه داشتن من عذاب بکشم التماسشون میکردم ببرین سزارین

نمیدونم والا

عزیزم طبیعی فرایندیش اینجوریه باید چند ساعت درد بکشی تا رحم باز بشه

تو رود رفتی بیمارستان

اونا ک براشون مهم نیس میگن تا جایی ک بتونه باید زایمان طبیعی داشته باشه مگه اینکه بچه درخطر باشه

سوال های مرتبط

مامان آیه🤍🦢 مامان آیه🤍🦢 هفته یازدهم بارداری
بیاین میخوام درباره زایمانم حرف بزنم
من دوساله زایمان کردم ولی الان دوس داشتم بگم
کاملا برا سزارین اماده بودم و رفتیم دکتر تاریخ شد ۲۳ بهمن
منم برگشتم خونه ۹ بهمن بود از شب تا صب یجوریم بود انگار غذا زیادی کرده بودم یا انگار میخواستم بالا بیارم یا مثلا هی میرفتم دسشویی ولی هیچی ب هیچ درد عجیبی نداشتم فقط یجوریم بود صب ساعت۷ بهمسرم گفتم بیا بریم ان اس دی بدم ببینم نینی چطوره چرا نتونستم بخوابم .رسیدم بیمارستان بهم گفتن حتما باید معاینه بشی منم لج ک نه من نمیزارم بعد نیم ساعت قبول کردم و چکم کردن۶ سانت بودم😅باورش برا خودمم سخت بود کلی گریه و زاری میکردم ک منو ببرین سزارین کنینن قبول نکردن ی ساعت بعدش با کلی ورزش نینمو بغل گرفتم اسون نبود ولی اونجور ک منو از طبیعی ترسونده بودن نبود امیدوارم همه مامانای باردار راحت زایمان کنن اصلنم از طبیعی نترسید و توی۳۶ هفته و ۴ روز دخترمو با وزن۲۵۷۰ اوردم خداروشکرر خدا خیلی موقع زایمان کمک میکنههه انشالله همه چی براوتن اینقدر راحت بگذره ک باور نکنیددد