بیاین میخوام درباره زایمانم حرف بزنم
من دوساله زایمان کردم ولی الان دوس داشتم بگم
کاملا برا سزارین اماده بودم و رفتیم دکتر تاریخ شد ۲۳ بهمن
منم برگشتم خونه ۹ بهمن بود از شب تا صب یجوریم بود انگار غذا زیادی کرده بودم یا انگار میخواستم بالا بیارم یا مثلا هی میرفتم دسشویی ولی هیچی ب هیچ درد عجیبی نداشتم فقط یجوریم بود صب ساعت۷ بهمسرم گفتم بیا بریم ان اس دی بدم ببینم نینی چطوره چرا نتونستم بخوابم .رسیدم بیمارستان بهم گفتن حتما باید معاینه بشی منم لج ک نه من نمیزارم بعد نیم ساعت قبول کردم و چکم کردن۶ سانت بودم😅باورش برا خودمم سخت بود کلی گریه و زاری میکردم ک منو ببرین سزارین کنینن قبول نکردن ی ساعت بعدش با کلی ورزش نینمو بغل گرفتم اسون نبود ولی اونجور ک منو از طبیعی ترسونده بودن نبود امیدوارم همه مامانای باردار راحت زایمان کنن اصلنم از طبیعی نترسید و توی۳۶ هفته و ۴ روز دخترمو با وزن۲۵۷۰ اوردم خداروشکرر خدا خیلی موقع زایمان کمک میکنههه انشالله همه چی براوتن اینقدر راحت بگذره ک باور نکنیددد

۱۲ پاسخ

ب نظرم همه مثل هم نیستند یه سری ها طبیعی راحت زایمان میکنن یه سری ها مرگو ب چشم میبینن برای سزارین هم همینطوره
خدا باید بخواد برات راحت بگذره
من سزارین کردم و راضی بودم خیلی

دقیقا اینو منم قبول دارم و با اینکه دوبار بخیه خوردم ولی برگردم حتما و حتما طبیعی رو میپسندم

منم تا ۷ سانت درد نداشتم خیلی کم شوهرم همش می‌گفت بریم یه معاینه شو وقتی رفتم گفت خانم ۷سانتی خودم هنگ‌بودم سر دومی هم همینطور خیلی هم زود زایمان کردم

من اگه برگردم عقبزایمان طبیعی بادردطبیعی را انتخاب میکنم،بادردامپول زور زایمان طبیعی انگاری می‌میری وبعدزنده میشی
زایمان سزارین هم که نگم بعد دوسال گوشت شکمم هنوز دردمیکنه

منم دقیقا مثل شما
۱۶اسفند وقت سزارین داشتم ۲۶بهمن دردی مثل پریودی خیلی زیاد هم نبود رفتیم ان اس تی بدیم گفتن باید معاینت کنیم باهزار مکافات معاینم کردن ۵سانت بودم 🥲بستری شدم ۲۷بهمن زایمان کردم ۳۵هفتهو۴روز بچم فقط سه روز تو دستگاه موند

وای من یبار رفتم نوار قلب نوزاد بدم بیمارستان اتاق کناریت داشت طبیعی میاوررد آنقدر جیغ میزد بدبخت که من جاش حالم خراب شده بود از ترس

ی ساعته زایمان کردی بعد میگی سخت نبود،من دیدم دور و ورم 10 ساعت بکوب زجر میکشن،
من خودم سزارین بودم اما مامای عوضی بهم گفت دراز بکش منم نمیدونستم برا چی،دستسو یهو کرد توم و چرخوند،خدا شاهده فشارم یهو از 10 رفت رو 13/5 ،دردی که اون لحظه کشیدم بیشتر از درد سزارین بود

بنده برگزیده‌ی خدایی دختر
من ده ساعت درد کشیدم

ولی از حق نگذریم تو اتاق عمل دکترم گف عه داشتی زایمان میکردی ک بچه تو کانال زایمانع😐😐 درصورتی ک من اصلا درد نداشتم فقط یکم درد پریود داشتم صبحش ک رفتم بیمارستان گفتن باید بستری بشی انقباض ژایمان داری پشمام ریخته بود میگفتن میتونی زایمان کنی راحت گفتممم نننننپ ترو خدا ببرینم سزارین🤣🤣🤣

الان دخترتون چند کیلوئه؟

عزیزم چقد خوب ،شما بندع برگزیده خدا بودی ک تا شش سانت درد نداشتی و دردی نفهمیدی

خواهر تا ۶ سانت خبر نداشتی بعدشم یک ساعته زاییدی میگی اسون نبود؟ 😐طرف چند روز درد میکشه میگ اسون بود ک🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان عَفان و حَمدان مامان عَفان و حَمدان ۲ سالگی
امروز ۲۲ اردیبهشت روز دوقلو ها و چند قلو هاست
خواستم اینجا به اشتراک بزارم تا یادگاری بمونه 😍

یادمه روزی که فهمیدم دوقلو باردارم چقدر گریه کردم 😅🤦🏻‍♀️ آخه هیچوقت فکرشو نمیکردم با اینکه تو فامیل زیاد داریم ولی برای خودم انگار هیچوقت انتظارشو نداشتم
هم خوشحال بودم هم میترسیدم راستش بیشتر میترسیدم چون شنیده بودم که همه میگن خیلی سخته و واقعا هم سخت بود هم زمان حاملگی ماه های آخر فقط روز شماری میکردم که زودتر زایمان کنم چون اصلا نه میتونستم بخوابم نه بشینم نه راه برم هیچی واقعا سخت بود و در نهایت ۳۶ هفته به دنیا اومدن 😍❤
ماه های اول خیلی سخت بود همزمان با هم گریه میکردن شیر میخواستن باهم دستشویی میکردن و...
بالاخره کم کم عادت کردم هنوزم سخته ها باهم بهونه میگیرن ولی انگار دیگه برام راحت تر شده بالاخره دوسال گذشته و خداروشکر که خدا این دوتا فرشته رو بهم داد و منو لایق مادری دونست ❤

دوقلو فرزندپروری گهواره شیرمادر شیرخشک بارداری زایمان سزارین نی نی بچه
مامان مهدیار مامان مهدیار ۲ سالگی
بچه ها یه چیز عجیب و ترسناک از زایمانم تعریف کنم
من ۳۷ هفته و ۴ روز زایمان کردم.
۳۷ هفته و سه روز بودم رفتم بیمارستان ان اس تی گرفت گفت همه چی نرمال سر وقتت بیا.
من رفتم خونه زیر دلم در حد پریودی درد گرفت خوابیدم صبح بیدار شدم دیدم خونریزی کردم رفتیم بیمارستان فکر میکردم طبیعیه جواب ان اس تی دیروز و که دید گفت همه چی خوبه حالا درد داری بخواب یکی دیگه بگیرم. ماما بخش ول کرد رفت بیست دقیقه بعد اومد گفت انقباض هر چهار دقیقه ینی دهانه رحم ت بازه بخواب تکون نخور بگم دکترت بیاد دکترم ده دقیقه بعدش رسید و من همون موقع زاییدم. ینی اصلا برگام ریخته بود می‌گفت نیم ساعت دیر میومدی کیسه ابت تو خونه پاره شده بود زایمان میکردی من سزارین بودم کلا از اول.
حالا اینا به کنار پرونده مو داشتم می‌خوندم نوشته بود پنجاه درصد دکولمان جفت.
یعنی پنجاه درصد جفت کنده شده بود و خونریزی از اون بوده و خدایی نکرده نرفتن باعث از بین رفتن جنین میشد.
در کل تعریف کردم که بگم خونریزی هر چقدر کم و جدی بگیرید و برید چون واقعا خطرناکه. نگین هفته آخر و طبیعی و این چیزا

فرزندپروری پوشک حاملگی شیردهی پوشک بارداری زایمان طبیعی جلوگیری
مامان ماهک و 🐣 مامان ماهک و 🐣 هفته نوزدهم بارداری
میدونید چرا من امروز زیاد تاپیک میزارم
چون‌خودمو زدم ب بیحالی ن نهار پختم ن شام🤣
یاد یچیزی افتادم روز زایمان ماهک ک بیمارستان بودم ی دختر خانوم ریزه میزه اومده بود اونم همون روز زایمان کرد اتباع بود من فک کردم بچه ساله ولی از من بزرگتر بود و بچه سومشو اومده بود بزائه
خلاصه روز پنجم زایمان بود کی بود بچرو بردیم بیمارستان برا واکسن و تست زردی و اینا اون خانومه رو دوباره دیدم
حالا من با شوهر و‌مامانم رفته بودم یکی ساک بچه دسشه یکی بچه خودمم بزور دارم راه میرم
اون خانمه کوله بچه رو انداخته بود پشتش بچه ام بغلش 🤣یجوری ام ازینور میدویید اینور انگار ن انگار پنج روزه زاییده اونم سزارین
خلاصه باهم ک صحبت کردیم فهمیدم بچه سومشه برگام ریخت دوتا بچه قد و‌نیم قد دیگم داشت گفتم شوهرت کجاست گف سرکاره
بعد گفت سرپا شدی گفتم نه هنوز مامانم خونمون میمونه
گف اووو من روزی ک مرخص شدم ازینجا رفتم خونه شام گذاشتم! مامانم پیره بزور دوتا بچه ی دیگمو نگه میداره شوهرمم سرکاره منم ب نوزاد میرسیدمو غذا میزاشتم
خداوکیلی تفاوتی بین بدن ما و اتباع ها هس؟ چطور میتونید🤣🤣خیلی دیدمااا اینجوری
ماشالله هرسال حامله ان انگاررر ن انگار