۲۰ پاسخ

هیچی مث احمقا میرم لب پنجره ببینم بیرون چه خبره😂🤦

هیچی من تمام تنم میلرزه جوریکه فکر میکنم ممکنه سکته قلبی کنم
فقط نهایت دخترمو بغل میکنم

هیچی والا همش جیغ میزنم
اسم اماما میارم استرسی شدم بد رقم

من خیلی ترسو هستم اصلا شک میشم نمیتونم عکس العمل نشون بدم سر جام وایمیستم شروع میکنم به لرزیدن

من بچه هامو برمیدارم میریم تو اتاق دخترم که پنجره نداره

فقط میریم توی هال که پنجره اش دوره

وای خدا از دست شماها شیر زنید

اینجا فقط ی شهر اطراف زد اونم پادگان داشت.خیلی خیلی کم صدا میاد ولی هر وقتم باشه فقط تو دلم میگم زد.نمیرم بیرون ببینم.

سمت ما صدا زیاد نبود
شوهرم‌گفت زدن دخترم گفت چی
من گفتم هیچی
صدا زیاد باشه و ادامه دار میریم اتاق
چون اتاق ما پنجره نداره

ما هم می‌نشینیم و من و شوهرم به هم نگاه میکنیم و به رو نمی‌آوریم بچه ها نترسن

هیچی نشستیم فقط میگیم زدن

من بخدامیرم‌سمت پنجره

ما که فقط صدا میاد🤦🏼‍♀️امروز خواب بودم حتی چشمامو باز نکردم فقط شمردم چندتا زد😅

يه سره صداي انفجار مياد يا هراز گاهي؟

ما یکی از مبلای ۳ نفرمونو گذاشتیم به سمت دیوار وقتی میزنن میریم پشتش،آخه خونمون کلا پنجره اس

من هیچکار نمیکنم فقط دخترمو بغل میکنم

من ک حالت تهوع دارم تازه بدتر میشم تو دلم یجوری میشه 😭

یه جا خونده بودم دراز بکشید دهنتونو باز نگه دارین

من ب سمت دیوارهای داخلی میرم

من هردفعه یه حالیم

سوال های مرتبط

مامان شاهان و نویان مامان شاهان و نویان ۵ سالگی
مامان آراز مامان آراز ۶ سالگی