۸ پاسخ

درخواستمو قبول میکنی داشته باشمت گلم

به نظر من برو به خاطر بچه ات خوشبحالت اگه من بودم می رفتم خیلی حوصله ام سر رفته افسردگی هم گرفتم شوهرمم همش نق واقعا خسته ام ی چن روز که میرم خونه بابامینا مامانم کمکم میکنه روحیه میگیرم دلم میخواد بکنم برم تو دل دشت و دمن اعصابم خیلی ضعیف شده

آره بابا برو تا عید بالاخره یه چی میشه تا اونموقع.خیلی دل داشتی تا الانم موندی

برو فعلا

بخاطر بچه برو یه مدت ذهنت آروم میشه بعد برگرد
ان شالله زود تموم میشه

عزیزم کجای تهرانی ما چالوس خونه داریم فعلا اینجاییم فردا میخوام بیام تهران وسیله بردارم میترسم معمولا چ ساعتایی میزنن؟

عزبزم چ شمال چ تهران چ جنوب همه جارومیزنه بشینی توخونت بهتره الانم رشت روزدن هرجابری همینخ

خب فعلا برو
منم شمالم فعلا🥲

سوال های مرتبط

مامان نی نی ناز🤍 مامان نی نی ناز🤍 ۱۲ ماهگی
دیگه ۴۰روز بچم شده باید برم خونه خودم‌تا حالاشم شوهرم کلی غر به جونم زده بریم خونه بسه دیگه ولی من میترسم از پسش برنیام کلا از تنهایی با بچه میترسم
اینجا خونه‌مامانمم سرم شلوغ بود کمتر فکروخیال میکردم میترسم برم خونه دوباره حال روحیم بد شه
از طرفی همینکه صبحا مامانم یکم بچه رو‌داشت با خیال راحت یکم میخوابیدم جون میگرفتم
هنوز باورم نشده مادر هستم
گاهی وقتا انگار دلم میخواد فرار کنم از طرفیم تا دوساعت از بچم دور میشم دلم تنگ میشه
نمیدونم حالم چجوریه
فکرای مسخره میاد سراغم
اینکه دیگه رابطم مثل قبل نیست با شوهرم حتی وقت نمیکنیم همو بغل کنیم
یا فکر میکنم پسرم تو آینده تنهام میزاره میره پی زندگیش من تنها میشم بعد ته دلم میگم اگه دختر بود پیشم بود نمیرفت
یا میگم اگه بزرگ شه تا دیروقت بیرون باشه من از استرسش چیکار کنم
یا میگم اگه خدای نکرده بخواد دنبال چیزای بد بره
انقدر فکرای مسخره دیگه میاد به ذهنم و یهو تپش قلب میگیرم
اینجا خونه مامانم چون اکثرا بقیه میان کمتر فکر میکنم یا یجورایی به فکرام پرو بال نمیدم ولی آخه تا کی اینجا باشم شوهرمم حق داره هرکسی خونه خودش راحتتره ولی همین الانشم تا نیم ساعت با بچه تنها میشم میترسم
مامان آرمینا مامان آرمینا ۵ ماهگی