از دست کی باید بنالم قرار بود شوهرم برای چشم روشنی به دنیا اومدن دخترم گوشی برام بخره گوشی من قرضی داداشم هست گفت وایستا خونه برا مامانم درست کنم بعد گوشی تو قبول کردم الان نزدیک دوماه خبری از گوشی نیست میگم داداشم گوشیش رو میخاد میگه خو بده میگم پس من چیکار کنم میگه گوشی میخای چیکار ..
خونه ما طبقه دوم اب نمیرسه میگم پمپ بزار من بدون اب با یه بچه کوچیک میگه وایستا خونه مامان تموم بشه سینکم اب میریزه میگم سینک میگع وایستا همه فکرش شده اونجا ساعت ۷ شب از سر کار برمیگرده هنوز یه چایی نخورده میره اونجا بنایی تا ساعت ۱۱ شب بعد میاد خونه چرت زدنی یا غذایی بخوره بعد میخابع انکار نه انکار منم کمک لازم دارم اگ بچه واینسته باید تا نصف شب سفره تو خونه باشه میگم بیا رو میز ناهار خوری هم بخوریم میگه خستم حوصله ندارم بیار اینجا انگار من جون ندارم من دل ندارم من ادم نیستم


فرزند پروری .کولیک .رفلاکس .شیرخشک .شیر مادر .نفخ

۱۰ پاسخ

زن بساز همیشه میبازه بچتو لردار برو‌خونه مامانت بگو‌هر وقت خونه ننت تموم شد وقت کردی خپنه منم درست کردی بیا دنبالم

چ مادرشوهر گاوب داری ک ب پسرش نمیگه برو ب زندگیت برس

تو هم غذا نپز بگو برو مامانت بپزه وقتی ب زنت ک باید اولویتت باشه اهمیت نمیدی منم ب تو اهمیت نمیدم

خانواده ات پشتت نیستن مثلا داداشت؟ تهدیدش کن اگه هستن
از مردا باید زهرچشم گرفت

الهی بگر دمت توام غذا درس نکن بگو برو خونه مادرت حال ندارم منم

وا چرا قبول میکنی من باشم جرش میدم

ببین عزیزم تقصیر شوهرته چون افتاده دنبال خانوادش درسته باید کمکشون باشه بلاخره بچشونه ولی نه اینکه کل تایم و انرژی شو بزاره برای مادر یا پدرش اونم میتونه بگه منو همسرم الان خیلی درگیریم خیلیییی بیشتر از،قبل بچم همینطور که به مادر نیاز داره به پدرم نیاز داره تایمی که خونم باید برای همسرم و بچم وقت بزارم باهاش جدی حرف بزن بگو منو بچه هم نیاز به توجه داریم کار یک مرد فقط شکم خانواده پر کردن نیست

من از تجربه زندگی پنج سال ام بهت میگم اینقد‌با همچی کنار نیا
وقتی کمکت نمیکنه کم محلی بهت می‌کنه
و توجه لازم رو نداره تو هم کنار نیا بخدا منم همین بودم که تا الانش بی توجه هست به من و بچه هام
بعدش چند روزه یه جریاناتی پیش اومد یکم بهوش اومده که امیدوارم موقت نباشه

جدیدا اینجور شده موقعه حامله بودم بیشتر کمک میکرد الان یه لیوان اب نمیاره به زور میره شیشه بچه رو ابجوش کنه هرچی میکم میکه خستم حال ندارم
انگار من خسته نمیشم تا بچه بخابه میشه دوازده یا یک اون که میخابه من سفره رو جم کنم ظرفا رو بشورم خونه رو مرتب کنم غذای سرکارش رو اماده کنم تا بخابم میشه یک نیم دو اونقد خسته میشم گوشی زنگ میخوره به بچه شیر بدم نمیفهمم بچه ام خودش از خواب بیدار میشه منم از عذاب وجدان میمیرم

خواهر هممون همینیم
فک نکنم بقیه بهتره زندگیشون
منم شوهرم قراره ۴ ماه منو ببره اون کافیشاپی ک دوس دارم میدونه چقد دوس دارم
ک ۱۰۰ تومنم نمیشه پولش ولی هی میپیچونه هی میره سرکار دیر میاد

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۳ ماهگی
مامان آقا میران مامان آقا میران ۳ ماهگی