۲ پاسخ

تو ک انقد خاله خوبی هستی ببین وقتی مامان بشی چی میشی دیگه😍🥲🤤🤌🤌

این یک مجموعه چند جلدی به نام راهنمای سلامت روان کودکان هست
این جلدش مختص به دلبستگی کودکه

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه بازی به روش cprt:
خب میریم سراغ ادامه بازی کودک
حالا بچه اینجا ادا در میاره من یه عروسک بزرگ دارم و با دستاش نشون میده و میاد اینوری و اونوری میکنه با حالت دست هاش میگه اینطوری راه میره عروسکم و میاد همه رو میخوره و خرسه رو هم میخوره بعد میگه همه رو تیکه پاره میکنه و حالا مادر کودک میگه اااا تیکه پاره میکنه خب بعدش چی میشه کیا رو تیکه پاره میکنه و چه حیوون هایی رو تیکه پاره میکنه؟بچه اینجا حیوون های اهلی رو نشون میده و ما اینجا نمیگیم نه نباید حیوونت کسی رو تیکه پاره کنه و حالا بچه میگه بعضی دایناسورها دوتا انگشت دارن و مادر کودک میگه اااا من نمیدونستم این رو میگه که پر دارن و پر میزنن میرن تو لونشون
شاید براتون این حرف ها و کارها خیلی مسخره باشه ولی دنیای بچه ها همینه باید به حرفاشون گوش کرد و دقت کزد اینجوری متوجه میشه طرف مقابلش بهش توجه میکنه و دوستش داره اینجوری کمتر لجبازی میکنه بیشتر گوش میکنه و بهتر همراهی میکنه و قشقرق هاش خیلی کمتر میشه
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
۲۸/۱۰/۱۴۰۴
بمونه به یادگار اینجا
از دیروز شیر مهراب کوچولوی نازم رو قطع کردم هرچقدر برای خودم سخت بود ولی با تمام این ها قبول کردم که باید قطع کنم به پایان رسید سخت بود ولی خب همین که بدنم یاری کرد و تونستم خوبه .
از دیروز مهراب کوچولوی من یکم زیادی غر غرو شده ولی شروع کرده کم کم کلمه گفتن من اذیتش نکردم هیچوقت برای هیچ چیزی .فقط باهاش صحبت میکنم کمتر دعوا میکنم که خودش شروع بکنه با کسی مقایسه نکردم چرا بچه من این رو بلد نیست و اون رو بلد نیست یا چرا بچه من داستان گوش نمیده چرا مثل بچه های دیگه یه سری بازی های نشستنی نمیکنه .چون کوچولوی من یه کوچولوی شیطون هیجانی هست دوست داره بدو بدو کنه ولی یه وقتا میشینه و خودش خونه سازی بازی میکنه ، عروسک هاش رو میخوابونه و دوباره میاد خرابکاری .این سن کوچولوها راحت نیست ولی از نظر من لحظه لحظش قشنگه و شیرینه
من کنار مهراب مادر بودن رو یادگرفتم و لذت بردم .درسته از آیندش میترسم ولی توکل کردم به خدا چون چاره ای ندارم چون یه کوچولوی دیگه هم تو راه دارم .مطمئنم دست تنها بودن خیلی اذیتم میکنه و چالش های جدیدی رو قراره پشت سر بزارم ولی تو این راه یاد گرفتم از هیچکس هیچ انتظاری نداشته باشم و فقط به خودم تکیه کنم و خدای خودم و سر فسقلی بعدی هم دیگه اشتباه نمیکنم نمیرم خونه مادرشوهرم. ان شاالله خدا کمکم کنه برای تمام چیزها چون جز اون و همسرم هیچکس رو ندارم
راستی دیشب با شکمی که من آواردم خانواده همسرمم فهمیدن😂😂