۶ پاسخ

گرنگهدار من ان است که من میدانم ،شیشه را دربغل سنگ نگه میدارد...مطمن باش هیچ اتفاقی نمیوفته

چی‌بگم والا عمرمون دست خداست از بابت خودم زیاد ترسی ندارم با همسرم پیش همیم میگیم اگه خدایی نکرده خاست اتقاقی بیوفته برا جفتمون بیوفته فقط بابت نینی نگرانم میگم اون تو یه وقت نترسه تا صدایی میاد باید حرکاتشو چک کنم

چراخیلی شدید انقد فکر و خیال کردم بخدا آخرسر میگم این چ وضعی خدا خسته شدم‌‌..هی شکمم شل و سفت میشه زیر شکم دردمیگیره

منم تمام بدنم میلزره ، انشالله زود تموم بشه

من نگاه بچم میکنم دلم میسوزه،وقتی صدای انفجار میاد بغلش میکنم یه گوشه میشینم غصه میخورم،چیکار کنیم دیگه🥲

من خیلی میترسم .خدا کنه زود تموم بشه

سوال های مرتبط