۶ پاسخ

چون عزیزم اونا هم حس می‌کنند دختر منم دقیقا همینجور شده شب ها تا صبح قشنگ میخوابید پلی الان نصفه شب میاد بین من و پدرش

خوب طفلی ها رو بیرون درنمیاریم.بعد تنظیماتمون بهم خورده .الان از ترس صدا شنیدن حیاط هم نمیزارم بره ،معلومه بهونه گیر میشن.

بچه ها همشون تو این شرایط بهوونه گیر شدن چون اوضاع روحی ماهام خرابه

واااای من که خونه مادرشوهرمم شوهرمم نیست عرشیا داره دندون در میاره همش بهونه میگیره
بخدا خواهرشوهرم دلش به حالم میسوزه
خاله شوهرم اینجا بود ماشین داشتن رفتیم بیرون هی به شوهرش می‌گفت یه کم با ماشین دور بزن به هوای بچه ها که حال و هواشون عوض بشه

دست رو دلم نزار ک خونه

😔.

سوال های مرتبط

مامان مهدیس مامان مهدیس ۳ سالگی
من یه مشکلی دارم اینکه بچم چون خیلی بهم وابسته اس ،پدرش رو انگار رقیب عشقی خودش می دونه و انگار اون رو کسی می دونه که وقتی هست من هواسم از دخترم پرت می شه ،رابطه خوبی با باباش نداره،باباش هم خیلی مهربونه ،هم بازی می کنه ،هم روسش داره ،ولی اصلابغل باباش نمیره و اینکه همش می گه تو رو دوس تدارم،همسرم خیل نازاحت و غصه می خوره ،واقعا زندگیم مختل شده ،همش ناراحته می گه چه جو ی میشه یه بچه باباش رو دوس نداشنه باشه،
دخترم مثلا باباش یاهاش بازی کنه خوبه ،پارک برن بیرون برن ،ولی تا خلاف میلش عمل می کنه بد رفتاری می کنه،به باباش می گه توبرو انورتر بخواب،مثلا واضح حسادت نمی کنه ها،مثلا وقتی همدیگرو بغل کنیم یا کنار هم باشیم چیزی بگه ولی تو رفتار هر کاری همسرم برا من می کنه نگاه می کنه یاد می گیره و انجام میده ،مثلا صبحاته ها همسرم لقمه میده بهم دخترم هم یاد گرفته اونم به من لقمه میده،مثلا می گن به همسرم کیف رو بگیر سنگینه می گه بده من بیارم مامان
کسی این مشکل رو داره؟
مامان دلسا مامان دلسا ۴ سالگی