۷ پاسخ

سلام عزیزم خوبی

من تو دوران دانشجویی و خوابگاه گیر کردم
روزی نیست که بهش فکر نکنم و نگم یادش بخیر

والا من تواین سن پیر شدم
خیلی زود پرت شدم تو مشکلات زندگی

بغض کردم
ای کاش...

منم ۳۵سالم واقعا دلم میخواد برگردم ب زمانی ک مدرسه مهددانش میرفتم و وقتی تعطیل میشدیم‌میرفتیم‌سبزه میدون

وااااي تمام حرفاي دل من بود 😭😭

هنوز با صداي سشوار ميخوابه؟؟؟؟
من تو ١٩ سالگي گير كردم انگار تو سال اول دانشگاه... انگار زمان برام متوقف شده... اصن فك نميكنم ٣٢ سالمه و منم اين همهههه فشار رواني و مسئوليت ك داره خردم ميكنه

سوال های مرتبط

مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
روز سوم ترک پستونک، خونه ی سبزمون، رز در حال بازی بعد از مدتها با خودش.
من که با مواد ماکارونی که از قبل تو فریزر گذاشته بودم برای روز مبادا دارم براش ماکارونی میپزم،
برای خودم ساندویچ ژامبون تنوری سفارش دادم.
تو این سه روز پوره شدم،
پوره که نه
پاره.
اصلا آمادگی نداشتم برای ترک‌پستونک، خودش یهو گفت نه.
میگیره پستونک رو پرت میکنه.
و این میشه که خوابش بهم ریخته.کلی بهونه میگیره.
هوا هم‌شانس طفلک من آلوده س.
طفلکی که توی کشور چهار فصل به دنیا اومده، میتونست تو این پاییز زیبا بریم روی برگ ها خش خش کنیم و راه بریم.بلکه خسته بشه و راحتتر به خواب بره.
یا که میتونستیم بریم خونه بابا عیسی و مامانی.
اما خب صبح خورد تو ذوقمون.پپا رو برا اولین بار دانلود کردم، که بتونم قهوه مو بخورم و خودم رو جمع کنم‌
که اونم خداروشکر دوست نداشت.فقط هرازگاهی میگه پپا و بعد که پلی میشه میره.
الان هم به نظرش چقدر جالبه که مهره های بازی جای گذاریش رو روی کتاب بابالنگ دراز مامان به ترتیب بچینه.
شما چه خبر؟