۳ پاسخ

واقعا هم خوشحالم بزرگ میشه هم دلتنگ هر لحظه ای که میگذره🥹🥲

ایییی گفتی...🥲‌ شب که میشه و میخوابه یه حس عجیبی میاد سراغم... خیلی زود بزرگ شدن... سخت گذشت و میگذره ولی خیلی زود مثل یه چشم بهم زدن گذشتع...
از طرفی یه پسر ۳ ماهه ام دارم و سرتا پا عذاب وجدانم که برای هیچکدومشون نمیتونم کامل وقت بزارم و نمیتونم اونحور که باید از بزرگ شدنشون لذت ببرم...
هعی خدا...🥲💔
ولی خداروهزار مرتبه شکر که دارمشون❤️🥺

ای جان 🥰💖

سوال های مرتبط

مامان جانان مامان جانان ۱ سالگی
یک روز می‌رسد که باید با بعضی از قشنگ‌ترین عادت‌های کوچکت خداحافظی کنیم…
و امشب یکی از همان شب‌هاست. 🤍

شیر خوردنت را کم‌کم کنار گذاشتی، شیشه‌هایت جمع شدند و من ماندم و دلی که هم از بزرگ شدنت ذوق می‌کند، هم برای کوچولوی دیروزت تنگ می‌شود… 🥹

تو داری هر روز یک قدم از من مستقل‌تر می‌شوی؛
یک قدم دورتر از نوزادی و یک قدم نزدیک‌تر به دختر کوچولویی که قرار است بشوی.

مامان اما دلش برای همین دست‌های کوچکت، همین لالایی‌هایی که برای خودت می‌خوانی، همین بغل‌های قبل خواب و حتی همین شیشه‌ی کوچکت تنگ خواهد شد…

بزرگ شو جانِ مامان،
من قرار نیست جلوی بزرگ شدنت را بگیرم؛
فقط می‌خواهم تا می‌توانم، تک‌تک این روزها را در قلبم نگه دارم. 🤍

امروز این عکس را می‌گذارم برای روزهایی که دلم برای «جانانِ کوچولوی این روزها» تنگ شد؛
برای یادگارِ یک مرحله‌ی دیگر از بزرگ شدنت. 🌱

مامان همیشه به بزرگ شدنت افتخار می‌کند،
حتی اگر دلش برای کوچکی‌هایت آرام‌آرام تنگ شود… 🥹🤍