۲۰ پاسخ

وای چقدر کوچولو بودین🥹😄 به پای هم پیر شین

توی چنل وات بهاش آشنا شدم و اصلا راضی نیستم پشیمونم

مامان توت فرنگی کدوم قسمت سیرجانی

فامیل دور بودیم سیزده بدر تو باغ کل فامیل جمع میشدن اونجا منو دید ۵ ماه بعدش اومد خاستگاریم

هیچی خواهرش همسایمون بود من یکبارم همسرم ندیده بودم شوهر خواهرش اومدن حرف زدن دیگه اومدن خواستگاری

ساعت یک شب بود از خونه مادربزرگم داشتیم میرفتیم خونمون همسرمم هم با مادر پدرش دقیقا داشتن از خونه مامانبزرگش سوار ماشین میشدن که شوهرم میگه مامان این دختر روببین خوبه ها میگه عع من اینو میشناسم که فاطمه خانم دوستمه که فرداش به ی بهونه ایی مادرشوهرم میاد خونمون و اینطوری میان خواستگاری

ما تو دانشگاه بودیم ترم های اول یه سری کلاس مشترک داشتیم اونجا آشنا شدیم😍
شیش ماه دوست بودیم توی اواخر ۱۸ سالگی عقد کردیم 😍🙈 الآنم نزدیک ده ساله میگذره 🥲

همسرم، هم فامیل خیلی دورمون بود هم از دوستان‌برادرم، یکی دوبار تو باغ دورهمی همو‌ دیدم، بعدش پیشنهاد داد ۲۹ روز حرف زدیم اومدن خاستگاری 😀🥰

داداشش منو پسند کرده بود

من مربی بودسه روزباهام اشناشدیم بعدازسه روزنامزدشدیم

بنام خدا ساعت ۱شب با دوستام رفته بودم سفره خونه
اونجا اشنا شدیم ۸ماه بعدم عقد کردیم

دانشجو شهر ما بود من ترم بالاتر بودم اون پایین تر باهم تو بخش داخلی کاراموزی داشتیم رفته بود ب استادمون گفته بود ازین دختره خوشم میاد اول استادمون اومد سن منو پرسید روز بعدش اومد گفت یه پسره ازت خوشش میاد پسر خوبیه من تاییدش میکنم من گفتم اخه من تک بچه ام مامانم نمیده شهر دیگه شماره خونمونو دادم ب استادمون ک بده بهش مامانش زنگ بزنه یک ماه شد خبری نشد ازش دقیقا شب چهارشنبه سوری بود رفتم اینستا چند نفر ک درخواست داده بودنو قبول کردم یکیشون همین شوهرم بود بالافاصله اومد دایرکت و اون شب تا پنج صبح چت کردیم نزدیک شیش ماه دوست بودیم بعدش نامزد و عقد کردیم مخالفت زیاد بود سر راه دور بودنشون اما من عاشق شده بودم از صفر شروع کردیم و الان تو هر پله ای هستیم همت خودمون مخصوصا شوهرم بوده و خداروشکر…فقط کاش نزدیک مامانم بودم تنها چیزی ک بابتش ناراحتم بعد نه سال

پسر همسایه ی قدیم مادرم بود مادرش یک روز اومد از مادرم سر بزنه منو دید دیگه اومدن خواستگاری سنتی سنتی

ما توی صعود قله باهم دیگه آشنا شدیم بعدم کلی رفتیم عکاسی
بعد حدود دوسال دوستی ازدواج کردیم
۸ ۹ سال هم ازش گذشته 😀😀😀

ماه محرم بود اومده بودم خونه مامانبزرگم شهرری از اونجایی که اصلا روم نمیشه نذری بگیرم توو دستم دوستام رفتن برای خودشون شام نذری گرفتن منم رفتم واسه خودم فلافل خریدم (فلافل منطقه عرب نشین شهرری خیلی خوشمزه و معروفه) فلافل پرسی کرفتم و نشستم یدونه یدونه میخوردم کجاااا؟؟؟ بله لب جوب😂 همسرم رو ب روم نشسته بود منو دید بهم گفت خدا زده بیا روو نیمکت بشین بخور و من قشنگ آب شدم اونجا😂😐🥲اما با گستاخی گفتم خب ب تو چه؟ اصن میخوام برم توو جوب و………اینجوری شد که دیگه ول نکرد😅✌🏼😅

سرکار باهم اشنا شدیم بعد دو سال و نیم ازدواج کردیم😄🫶

داخل گروه تلگرام آشنا شدیم سه سال دوست بودیم بعد ازدواج کردیم

دخترخاله و پسر خاله بودیم از اول لیلی و مجنون هم بودیم

منو همسرم هم دقیقا تو سن پایین عاشق هم شدیم ما همسایه بودیم من ۱۲ همسرم ۱۶ تقریبا چهارسال دوست بودیم بعد ازدواج کردیم هنوزم مثل روز اول عاشق همیم چند ماه دیگه میشه هشت سال که باهمیم و واقعا از انتخابم راضی هستم واقعا همسرم فرشته هست 😍😍

تو محل کارم.تقریبا ۶ماه دوست بودیم بدش اومد خواستگاری.۳ماه ازم بزرگتر .و روزی هزار بار خداروشکر میکنم که قسمت هم دیگ شدیم😍

سوال های مرتبط

مامان رادمهر🧒🩵 مامان رادمهر🧒🩵 ۱۷ ماهگی
قربون بند بند وجودت مادر🫀خداروشکر که هستی ☺️
دوست دارم به عنوان کسی که از بچگیش پدرومادرش باهم سرناسازگاری داشتن و با اضطراب و استرس تو محیط سمی بزرگ شده
بهتون‌بگم‌ شمایی که بچه داری هیچوقت نزار بچت ذره ای استرس و دعوا رو تجربه کنه 👌
من خودم هنوزم تروماهای دعواهای مامان بابامو دارم همیشه مشکل داشتن و هیچوقتم از هم جدا نشدن ولی کاشکی جدا میشدن 🫠
خودم همیشه در تلاشم‌مادری باشم که مراقب روان بچم باشه با کتابایی که میخونم و محیط آرومی که خودم و همسرم درست کردیم تو زندگیمون 🩵
همیشه به سلامت خودتون اهمیت بدین ورزش کنین 👌
بچه هایی که دغدغه از طرف پدرمادرشون ندارن خوشبخت ترین بچه ها هستن
من همیشه یکی از غصه های زندگیم این بود ک مادرم هیچوقت به خودش اهمیت نداد و همه چی رو فدای ما میکرد و این خیلی عذابم میداد 😔
دوست داشتم براتون بنویسم که به سلامتی خودتون و روانتون و شخصیتتون اهمیت بدین 😘
ودر هرجایی و سطحی که هستین شما بهترین مادر هستین و اینو فراموش نکنید ❤️
#تلنگر

دوست داشتی برام بنویس منم تجربتو استفاده کنم 💞
#شیرخشک #پوشک #شیرخشک #پوشک
#پوشک #شیرخشک #پوشک #شیرخشک
#پوشک #شیرخشک #پوشک #شیرخشک