سوال های مرتبط

مامان حسین کیان مامان حسین کیان ۶ سالگی
سلام مامانای مهربون عصرتون بخیر خوبین حسین جانم ۶ سالشه دیروز که باپدرش رفته بود بیرون یه جا سوییچی خریده بود بعد امروز رفت توی بالکن دید بچه ها توی کوچه ان بازی میکنن گفت منم برم گفتم برو رفت گفت جا سویچیمم میبرم به دوستام نشون بدم گفتم ببر بعد که رفت منم از بالا داشتم نگاش میکردم دیدم جا سویجی دست پسر همسایه مون هست حالا نمیدونم خود پسرم داده یا پسره گرفتم بعد دیدم چند بار هی پسرم رفت نزدیکش که ازش بگیره پسر نداد هی برگشت عقب دوباره پسر اون وسیله ارزش نداره دوست دارم پسرم یاد بگیره بلد باشه وقتی وسیله ای رو که مال خودش به کسی داد دوباره بتونه بگیره و اینکه توی دوست یابی خیلی ضعیفه من سعی میکنم روزی دوساعت باهاش بازی کنم همسرم که اصلا باهاش بازی نمیکنه منم انتطاری ازش ندارم چون ۵صبح میره تا ۵ غروب فقط بلد بگه بیا بشین کارتون ببین یا گوشیشو بده دستش منم باهاش بازی می‌کنم واقعا سخته چون پسر کوچیکم هم سن اضطراب جداییشه همش گریه میکنه منم همش بغل میکنم که با پسر بزرگم بازی کنم و حسین اصلا با خودش بازی نمیکنه و خیل عصبیه زود قهر میکنه میگم حالا بازی ما تموم شد خودت بازی کن گریه میکنه و بشدت بد غذاست و انگار بترسه خجالت بکشه خیلی آروم حرف میزنه کسی نمیشنوه و بردمش باشگاه توی زمستون هوا سرد دو ماه بردم راهم هم دور بود پسر کوچیکم رو بغل میکردم می‌بردم اصلا تلاش نمی‌کرد هیچی یاد نگرفت
مامان نفسام مامان نفسام ۵ سالگی
من تنهایی دوتا بچمو بزرگ میکنم گاهی وقتا خیلی خسته میشم بزرگه که ۵سالشه رو گاهی وقتا باحرفام ناراحت میکنم خودم خجالت میکشم به حرفم فکرمیکنم بهش گفتم میبرمت بهزیستی میتدازمت بیرون سگ بخورت البته میدونه خیلی عزیزه برام شب که میشه ازش معدرت خواهی میکنم بغل وبوس ومیگم بهش که چقدر دوسش دارم چون عصبانی کرد منو یاچون داداش کوچیکشو اذیت کرداین حرفا روگفتم ..پرخاشگره دادمیزنه خیلی حساسه رواسباب بازباش تاداداشش دست بزنه میدوعه میکیره ازش وهلش میده ..سرمسواک زدن مشکل دارم باهاش باید۱۰باربگم تابیاد آخرشب تازه یادش میفته باداداشش دنبال بازی کنه جیغ میکشه منم میترسم همسایه بیاد دروبزنه ..سرپسرم دادمیزنم خوابش میبره عذاب وجدان میگیرم امشب گفت من بزرگ شم میرم تنها میمونی اصلا پیشت نمیام باحرص البته میگه نه با ناراحتی وگریه ...ازداد زدنم تازگیا خیلی میترسه ..ازخودم متنفرمیشم میبینم انقدر میترسه ..بنطرتون پیش مشاوربرم یا روانپزشک ...مشاورا هرجی میگن ازبرم خودم متاسفانه نمیتونم عملی کنم .....