۹ پاسخ

ای خدا گردالو

عزیزم خدا بزرگه انشالله میگذره،خدا بچه هامونو همه بچه ها رو حفظ کنه انشالله

ما خوبیم شما و آهو جان چطورین ؟؟ طرف شما زدن کمتر شد

ممنون گلم خوبیم
شما چطوری اهو جان خوبه

سلام عزیزم من قبل جنگ خونه تکونی شروع کرده بودم تا ۵ روز پیش ک تموم شد همین ک تموم شد وخاستم استراحت کنم ک پدربزرگم فوت شد اونم دقیقا شب ۱۹ ماه رمضون خلاصه ک درگیر عزا داری بودیم تا دیروز و امسال هیچی از شب‌های قدر نفهمیدم لیاقت نداشتم امسال😢😢

ای جونم آهو خانوم باهوش😍

ماهم شباگاهی میریم بیرون
منم حوصله اصلا ندارم که خونه روتمیزکنم غذاهم یکی درمیون میپزم

چه اسم خوشگلی خدا حفظش کنه اهو جانو

ماهم دل تنگ شما وآهو جان بودیم خوبید اوضاع چطوره خونه خودتونی؟

سوال های مرتبط

مامان خانم آهو🤍 مامان خانم آهو🤍 ۱۳ ماهگی
سلام چطورین دیشب تا صبح بیدار بودم بعدش که خابیدم نیم ساعت بعد آهو با جیغ بیدارم کرد و هر بار چشام می‌رفت رو هم جیغ میکشید اینقد عصبی شدم که مامانم اومد آهو رو ازم گرفت برد دیروز که تو راه بودیم رفتیم خونه مامان خیلی خسته شده بودم شبم دیر خوابیدم منم آدمیم که اگر نخابم یه ورژنی که اصلا خودم نیستم ازم دیده میشه 😬بعدش یه ساعت خوابیدم با صدای آهو بیدار شدم امروز که نگاه کردم دیدددددم بعلهههه خانم خانما دندون بالاش نیش زده و چقققدر ناراحت شدم عذاب وجدان گرفتم که سرش داد زدم 💔 درد داشت و من اونجور که باید کنارش نبودم مادر بودن واقعا سخته فکر کن تمام وقت و ذهنت درگیرشه زندگیت خلاصه میشه رو بچت و گاهی که کم میاری دیگه از خستگی خطایی ازت سر میزنه حس ناکافی بودن و مادر بد بودن میگیری اون لحظه دوست دارم جونم در بیاد 🥺 بخدا که خودم غذا نمی‌خورم نه صبحونه نه ناهار تا بعد ظهر میشه اما غذای آهو همیشه آماده رو گاز همیشه غذای تازه میدم میام مادر خوبی باشم همسر بدی میشم که به همسرم نرسیدم میام همسر خوبی باشم خانم خونه ی درستی نیستم هر کدوم انجام میدم حس عذاب وجدان اون یکی رو میگیرم وااایییی آهو فلان کار نکردم وااااییی شوهرم اومد غذاش آماده نیست وااااییی خونه بهم ریختس تازه خودمم همیشه فراموش میشم الان چهار روزه گلوم دهنم و گوشم فکم درد می‌کنه عفونت کرده وقت نکردم یه آنتی بیوتیک بخورم یه مسکن بخورم که دیگه نمیتونم خم و راست بشم اینقد میدووم آهو رو بگیرم که روروئکو گرفته داره راه میره مبل گرفته داره راه میره تو این چند روز هم چند بار سرش خورد زمین 😭
نمی‌دونم شمام اینجورین یا فقط من عقبم ؟ من نمی‌رسم ؟

دندون جلو بالا مبارکت عزیز جونم ببخش که مادر خوبی نیستم برات 😭💔
مامان نیکا مامان نیکا ۱۵ ماهگی
امروز ۱۲/۵ بعد از چند روز که خونه مامانم بودم یا کسی پیشم بود (چون حالم خوب نبود)امروز دوباره با نیکا تنها شدم،حس و حالم خیلی عجیب بود منی که قبل ازین،از تو خونه موندن و تنها با بچه بودن خسته میشدم بی حوصله و کلافه میشدم،دائم یا دوست داشتم برم بیرون یا کسی پیشم باشه.... اما امروز تا اومدم خونه خودمون و با نیکا تنها شدم بغض کردم چقد‌دلتنگ این لحظه ها شده بودم ،چقد حال و هوای دوتایی بودنمون رو‌ دوس‌دارم حتی نیکا انکار دلش برای خونه و اسباب بازی هاش تنگ شده بود .چقد برام ثانیه ثانیه با هم بودنمون با ارزش شده بود چقد‌ بازی کردیم و بهمون خوش گذشت ... ❤️❤️یه لحظه هایی رو تو زندگی‌ داریم که فقط دوس داریم زودتر بگذرن بدون اینکه قدرشونو بدونیم ،بدون اینکه فک‌کنیم اون لحظه ها دیگه برنمی‌گرده مثلا اینکه نیکا ده ماه و چهارده روز داشته باشه، مشغول ظرف شستن باشی و داره چهار دست و پا میاد سمتت و ماما ماما میگه،یا اینکه به وقتش نخوابه‌ و شیطونی کنه هی بهت نگاه کنه و شیرین کاریاشو انجام بده تا تو بخندی🥹..... کاش یادم بمونه قدر تک‌تک لحظه هامو بدونم که دیگه برنمی‌گرده .....