امروز ۱۲/۵ بعد از چند روز که خونه مامانم بودم یا کسی پیشم بود (چون حالم خوب نبود)امروز دوباره با نیکا تنها شدم،حس و حالم خیلی عجیب بود منی که قبل ازین،از تو خونه موندن و تنها با بچه بودن خسته میشدم بی حوصله و کلافه میشدم،دائم یا دوست داشتم برم بیرون یا کسی پیشم باشه.... اما امروز تا اومدم خونه خودمون و با نیکا تنها شدم بغض کردم چقد‌دلتنگ این لحظه ها شده بودم ،چقد حال و هوای دوتایی بودنمون رو‌ دوس‌دارم حتی نیکا انکار دلش برای خونه و اسباب بازی هاش تنگ شده بود .چقد برام ثانیه ثانیه با هم بودنمون با ارزش شده بود چقد‌ بازی کردیم و بهمون خوش گذشت ... ❤️❤️یه لحظه هایی رو تو زندگی‌ داریم که فقط دوس داریم زودتر بگذرن بدون اینکه قدرشونو بدونیم ،بدون اینکه فک‌کنیم اون لحظه ها دیگه برنمی‌گرده مثلا اینکه نیکا ده ماه و چهارده روز داشته باشه، مشغول ظرف شستن باشی و داره چهار دست و پا میاد سمتت و ماما ماما میگه،یا اینکه به وقتش نخوابه‌ و شیطونی کنه هی بهت نگاه کنه و شیرین کاریاشو انجام بده تا تو بخندی🥹..... کاش یادم بمونه قدر تک‌تک لحظه هامو بدونم که دیگه برنمی‌گرده .....

۲ پاسخ

اره واقعا انقدر این لحظه های خسته کننده شیرینه که آدم یادش میفته از عمق دلش دلتنگ میشه کامل میفهممت البته اینم بگما اگه کسی ام نداشته باشیم بازم سخته اون تنهایی ام خیلی بده نه خیلی اینوری نه خیلی اونوری اصن آدم زایمان میکنه همه چیزش میریزه بهم ی آدم دیگه میشه کوووو تا آدم جون بگیره

خداروشکر که حالت خوبه 😍

سوال های مرتبط

مامان نیک مامان نیک ۱۲ ماهگی
از وقتی نیک به دنیا اومد موقع خواب شب که توی تخت کنار مادر میزاشتمش و‌ بقیه زمان هم توی هال بود و اسباب بازی هاش هم توی هال، بزرگتر که شد از ۶ماهگی (به توصیه پزشکان!) گذاشتمش توی تخت اتاق خودش، اما یه سری اسباب بازی هاش همچنان کنار هال بود و همونجا بازی میکرد، تاا امروز! 🙂
نیک چند روزه که ۴دست و پا میره سمت اتاق خودش و اونجا با وسایل سرگرم میشه، و بعد همه جای خونه رو میره 😂 پس من دیدم بهترین فرصته! امروز که خونه رو جارو زدم و‌تمیزکاری کردم همه وسایل و اسباب بازی های نیک رو بردم توی اتاقش تا روزها برای بازی توی اتاق خودش باشه، و بازیش که تموم‌شد توی خونه هم میچرخه!😅 اینکه چقدر موفق میشم رو‌ هنوز نمیدونم!🙄
شاید بگید چراا؟! نظرها متفاوته😊 من ترجیحم اینه که دیگه اسباب بازی گوشهکنار خونه نباشه، اگه شما دوست دارید بچه تون اسباب بازی هاش‌ وسط خونه باشه و راحت ترین که اونجا بازی کنه اصلا اشتباه نیست، نظر شخصیتونه☺️❤️ و قطعا با توجه به شرایط خونه و زندگیتون بهترین تصمیم رو میگیرد❤️
شما بچه هاتون کجا بازی میکنن؟ اتاق؟هال؟آشپزخونه؟!!
مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۱۳ ماهگی
می خوام داستان زندگیم از موقع بارداریم بنویسم
#پارت اول
به خاطر کار شوهرم از موقع تولد دخترم خونه مامانم شیراز هستیم چون خونه خودمون آمل هست. تا باردار شدم خونه مون رو از تهران فروختیم و آمل خونه خریدم مدتی بود شوهرم کارش رفته بود آمل من کلی مقاومت کردم که خونه تهران رو نفروشیم سه سال آمل تو خونه اجاره ای بودم تا اینکه باردار شدم و به خاطر اینکه زندگیم ثبات به هم بزنه حاضرشدم خونه تهران رو فروختم و آمل خریدم با کلی بدبختی دوتا اسباب کشی موند رو دستم خونه تهران و خونه اجاره آمل
اسباب کشی که کردیم ۱ ماه درگیر پهن کردن بودم چون هم ماه های آخر بارداریم بود و همین که یه پروژه طراحی دستم بود شبا تا ۳ و ۴ پای لپ تاپ بودم تا تموم بشه ،روزها هم درگیر کار خونه
بعد دوماه به زایمانم اومدم شیراز پیش خانواده باشم همه وسایل دخترم رو نیاوردم که وقتی دخترم دوماهش شد برگردم ولی من درگیر زایمان و بیمارستان و هزارتا سختی بودم که خانواده شوهرم بهش گفتن تو باید بیای شیراز و کنار خانواده باشین در همین حین شوهرم یه شرایط خوب بهش پیشنهاد شد برا کار و بدون مشورت با من حتی من خبر هم نداشتم خودش قبول کرد .خلاصه هزار تا بحث و ناراحتی بینمون به وجود اومد.
پارت بعدی رو بخونید