۸ پاسخ

مردا فک میکنن بچه شونو از خونه بابامون اوردیم

دقیقا عین همسر من
ما خانوما مشکلمون اینه ک میخوایم همیشه همه چی درست انجام بشه و سر وقت
اگر یکم شل کنیم و ب فکر خودمون باشیم انقدر مردامون دور بر نمیدارن
من خنگ حتی روز تعطیلم ب فکر اینم ک ناهارشون دیر نشه گرسنه نمونن بچم غذا چی بخوره 😐

من نمیدونم این مردا جدیدا چرا قهر میکنن اینقدر هورموناشون بهم ریخته ایا
یدونشم من تو خونه دارم ک‌دایم توی گوشیه

خدا وكيلي مردا تو روزاي تعطيل خيلي اذيت ميكنن 🫩

مثل شوهر من همیشه همینه

دوره غر غر مردا شروع شده

سلام عزیزم شما که کرجی بهتر میدونی مغازه های چهارراه طاقانی بازه؟میتونیم بیایم؟

خوب کاری کردی افرین🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
امروز عصر با دوستم که همکارمم هست با بچه هامون که کاملا هم سنن بیرون بودیم پیاده روی واسه دخترش بستنی کیم خرید هانا تازه خورده بود و نمیخواست شروع کردیم قدم زدن و داشت با اشتها بستنیشو میخورد که کم کم شل شد بستنی و یکمی دستاشو لباسش کثیف شد که کاملا طبیعیه...دوستم نشست کنازش و دستاشو با بطری ابش شست و دوباره بستنی رو داد بهش این بار حواس بچه پرت شد و یه تیکه کامل بستنی تالاپی افتاد رو لباس و دستش یهو مامانش چنان جیغی زد که وااااای حواست کجاست ببین چی شدی و بستنی رو با نرص از دست بچه کشید و انداخت تو سطل آشغال...بچه طفلی یهو شوک شد هاج و واج ما رو نگاه میکرد و هیچی نگفت...یه لحظه قاطی کردم گفتم چیکار بچه داری خب بستنی کثیف کاری داره دیگه بچست گفت اصلا حوصله این کاراشو ندارم....دیگه چیزی نگفتم دلم گرفت دخملو بغل کردم و گفتم دوباره برات بستنی میخریم خاله غصه نخور...واقعا خدا میدونه که این حرکت مامانش چقدر بچه رو جلوی بقیه تخریب کرد و اعتماد بنفسشو گرفت بهش القا کرد که تو دست و پا چلفتی هستی...ای کاش دلامون قلبامون و اعصابامون رو بتونیم روش تسلط داشته باشیم بچه ها جز ما پناهی ندارن...حقشونه که بچگی کنن....