امروز عصر با دوستم که همکارمم هست با بچه هامون که کاملا هم سنن بیرون بودیم پیاده روی واسه دخترش بستنی کیم خرید هانا تازه خورده بود و نمیخواست شروع کردیم قدم زدن و داشت با اشتها بستنیشو میخورد که کم کم شل شد بستنی و یکمی دستاشو لباسش کثیف شد که کاملا طبیعیه...دوستم نشست کنازش و دستاشو با بطری ابش شست و دوباره بستنی رو داد بهش این بار حواس بچه پرت شد و یه تیکه کامل بستنی تالاپی افتاد رو لباس و دستش یهو مامانش چنان جیغی زد که وااااای حواست کجاست ببین چی شدی و بستنی رو با نرص از دست بچه کشید و انداخت تو سطل آشغال...بچه طفلی یهو شوک شد هاج و واج ما رو نگاه میکرد و هیچی نگفت...یه لحظه قاطی کردم گفتم چیکار بچه داری خب بستنی کثیف کاری داره دیگه بچست گفت اصلا حوصله این کاراشو ندارم....دیگه چیزی نگفتم دلم گرفت دخملو بغل کردم و گفتم دوباره برات بستنی میخریم خاله غصه نخور...واقعا خدا میدونه که این حرکت مامانش چقدر بچه رو جلوی بقیه تخریب کرد و اعتماد بنفسشو گرفت بهش القا کرد که تو دست و پا چلفتی هستی...ای کاش دلامون قلبامون و اعصابامون رو بتونیم روش تسلط داشته باشیم بچه ها جز ما پناهی ندارن...حقشونه که بچگی کنن....

تصویر
۷ پاسخ

حرفات همه درست ولی گاهی مادرا هم تو فشار اند باید درک کرد هیچکس هیچکس بد بچه اشو نمیخواد

اینکه رفتار مادر اون لحظه درست نبوده در اون شکی نیست ، چون نتونسته خشمشو کنترل کنه ، ولی اگه من جای شما بودم اون لحظه دخالت نمیکردم ، بعدا در مورد معایب و تبعات این مدل برخورد صحبت میکردم

ولی فقط خدا میدونه اون لحظه چندتا جیز همزمان به مغز مامانش فشار اورده

من در آن واحد هم خودتم و هم دوستت. می‌دونم بستنی خوردن بچه کثیف کاری داره. خیلی وقتا راه میام با بچه، هر از گاهی هم از دستم در میره. ولیییی کاملاً حق با توعه و بچه‌‌ها بی پناه و بی گناهن و ما باید ظرفیت تحملمون رو بیشتر کنیم.

این شوهر وحشی منه

از اول خریدن بستی کیم اشتباه بود بچه ب این سن مخصوصا وقتی دارع راه میره بستی لیوانی بهترین گزینه اس

ببین عزیزم هیچکدوم از ما از بچه هامون بدون نمیاد یا بد بچه هامون رو نمی‌خوایم ولی جای همدیگه هم نیستیم ‌ .بعضی ها تحت فشار بیشتری هستن بعضی ها آستانه ی صبر کمتری دارن و... نمیشه همدیگرو قضاوت کرد .من خودم اصلا کنترل خشم ندارم واین موضوع رو رابطه ام با دختر ۱۱ سالم خیلی تاثیر بدی گذاشته

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان آرین و عرشیا مامان آرین و عرشیا ۳ سالگی