۵ پاسخ

نبرش هروقت اون اونجاس

ماشاالله ماشاالله ماشاالله لا قوه الا بالله
این بخون براش هروقت خواستی هرجا بری بخون فوت کن بهش دیگه چشم نمیخوره

به دلت بد نگیر به هرچی فکر کنی همون میاد سمتت بچه ها خیلی جاذب انرژی ان وچون خودت بهش فکر میکنی اون این انرژی رو جذب میکنه

😂😂😂😂😂😂ی گونی اسپند با خودت داشته باش جلو چشم خواهر شوهرت بریز رو آتیش

اگه توان مالی داری یه پلاک چهار قل بگیر بنداز گردنش
گوشواره چشم نظر بگیر

سوال های مرتبط

مامان پرنسس مامان پرنسس ۱ سالگی
چرا دختر من اصلا بلد نیست از خودش دفاع کنه حتی بلد نیست بزنه؟
همه بچه‌ای همسن یا حتی کوچیکتر از خودش میزنند یا چنگ میزنن دختر من قیافش وحشت کرده میشه و فقط گریه می‌کنه
هرجا و هر لحظه بیرون باشم تنهاش نمی‌ذارم ک کسی نزدیکش شد نزنه
دیشب رفته بودیم کنار رودخونه یه خانواده کنار ما نشسته بودن بچش تقریبا اندازه دخترم بود بعد دخترم بچه رو که دید کم کم رفت جلو و نشست پیش بچهه خودم پیشش بودم یدفعه ای چنگ انداخت صورت دخترم به ثانیه نکشید،دختر منم فقط وحشتناک گریه میکرد اون بچه هنوز میخواست بزنه ولی دختر من اصلا کسی هم بزنه نمیزنه چکارش کنم
شوهرمم عصابش خورد شد میگه تقصیر توعه من هر بچه ای دیدم زدن بلده ولی آوینا زدن بلد نیست حتی از خودش دفاع کنه تو یادش ندادی!!خب من چکار کنم یمدت هم گفتیم بیاد خودمون بزنه اصلا بفهمه زدن چیه فقط مارو گاهی میزنه اونم به عنوان بازی،،از صدای بلند هم می‌ترسه حتی اگه خیلی بلند نباشه میخ میشه جاش گریه میکنه
#شیرخشک#پوشک#نینی#رفلاکس#کولیک#مامان#تربیت#فرزندپروری
مامان مهدی مامان مهدی ۱ سالگی
فرزند بچه پوشک شیر خشک ###
با شوهرم دعوام شده مهمون داشتیم اول اینکه برا برادر شوهرم همه همسایه هستیم با یکیش دیوار بینمون بازه میان و میرن خلاصع اینقدر دور بچه من بودن ک بخدا بچه من به جای اینکه بیاد بغل من همش می‌ره بغل جاری یعنی گریه می‌کنه برا اون بخدا ی جوری شده این بچه مامان نمی‌شناسه به اون میگه مامان از صبح که چشم باز میکنم خونه ما هستن دیوانه شدم خلاصه ظهر. داشتم به شوهرم غر میزدم ای چ وصعه این جور حرفا شب مهمون داشتم دختر خواهرش بعد عمری از شهر دیه اومد بود خودمون شب بمونم..خلاصه پسرم همش ایراد باباش می‌گرفت بغلش کنه اینم عصبی یقه بچه رو گرفت ببره خونه جاری بد یقه بچه رو گرفته بود پسرم همش جیغ میزد اعصابم خورد شد رفتم بچم گرفتم اونم وایساده سر صدا تقصیر تو هس نمیزاری ببرمش خونه جاریم ابرو برام نزاشت جلو جاریم همه ریختن جلو همه هم دست روم بلند کرد اینقدر اعصابم خورده اشکام بند نمیاد مامانم اینا هم نیستن برم خونشون چی کار کنم خیلی زشت شدم جلو مهمونام اونم بعد عمری اومدن....بچهههه پوشششششکککک شیر خشک
مامان شاهان مامان شاهان ۱ سالگی
واقعا از اسم مادرشوهر دیگه بددددددم میاد هرچند در اینده خودم قراره مادرشوهر بشم ولی مادرشوهر خوب ومهربون نه فتنه انداز و عجوزه😐😐
ما هفته ای یبار شاید بریم خونش گاهی اوقات دیر تر دیگ خودش زنگ میزنه بیاین در حد یه ناهار .. بعد هی گیر میده جلو شوهرم میگه تو اصلا تخم مرغ نمیدی به بچه اخه لعنتی مگ تو ۲۴ تو خونه ی منی ک ببینی میدم یانه دقیقا همون صبحش صبونه املت خورده بودیم همگی بعد رفتیم خونه این فتنه خانم گفتم صبونه املت خورده مگه فقط باید تخم مرغ بزارم جلو بچه بعدش شاهان تخم مرغ ابپز رو اوق میزنه مجبورم املت بیشتر بهش بدم یا تو کوکو بزنم برم یا پنکک حتی نیمرو هم اوق میزنه ... ناهار شاهان سوپ با خودم برده بودم مرغ تموم کرده بودم گوشت چرخ شده هم همینطور ولی عصاره قلم انداخته بودم توش ... بعد یهو میگه سوپ بی جون میدی ب بچه ن گوشتی ن مرغی دیگ نگفتم نداشتم تو یخچال گفتم دیروز کلا ناهار شامش گوشت بود دیگ امروز مرغ یخ زده بود دیر میشد تا بخوام مرغ بندازم ولی قلم انداختم میگه نه بابا این سوپ معلومه هیچی نداره خو لعنتی تو حرف نزنی نمیگن لالی بسه انقدر زر زر نکن دیگه فقط میخواد بگه من بلدم تو هیچی نمیدونی ازونور میگه کم برو لباس بخر بجاش چیزای مقوی برا بچه بخر جلو شوهرم میگه حالا .. گفتم ما همه چیزمون برای شاهانه اول شاهان هم گوشتشو میخوره هم ۴ مغز میخوره موزش سروقته خوراکی خوردنش سر وقته شاهان از خورد خوراک چیزی کم نداره زنیکه فقط زر زدن بلده لال شدن بلد نیس ...