من الان سه روزه زایمان کردم، طبیعی که به سزارین ختم شد، خیلی ورم دارم اما نی نی خیلی بچخ خوب و ارومی هست، در ارامش محضیم، شیر میخوره میخوابه، خانواده ها چند ساعت میان کمک اما ازشون خواستم شبها برن خونشون و منو همسرم دوتایی با نی نی تنهاییم، همه چی خیلی خوبه در حال حاضر
افسرده بودم. دوس داشتم فرارکنم از همه چیز. وقتی بیرون میرفتم دوس نداشتم دیگه برگردم خونه. عاشق تنهایی بودم. دلم گریه میخاست. احساس غربت داشتم. الان بچم 3ماهشو داره پرمیکنه.خداروشکر خیلی بهترم و ازاینم بهتر میشم
روزای اول بیخود و بیجهت گریه میکردم
حس خوبی نداشتم
ولی الان یکم بهتر شدم
سر چیزای کوچیک و بی خود گریه میکنم
دوست دارم برم بیرون وقتی که میرم دخترمو نمیبرم حس عذاب وجدان و دلتنگی نابودم میکنه کلا سخته مسولیت و مادر بودن
من ۱۱ دی زایمان کردم افتاد به اون شرایط یک ماه تمام گریه کردم ولی الان خیلی بهترم شکرخدا. مامان بابام باعث شدن افسردگیم طول نکشه و همچنین درگیر امتحان و درس بودم دیگه وقت نکردم گریه کنم🤣
ن وقت برای افسردگی نبود😅
من نابود بودم . همش گریه میکردم . تازه یکی دو هفته س بهتر شدم.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.