من رفتم خونمون نتونستم بمونم وحشتناک بود البته تهران نیستم الان دوباره برگشتم پیش مادرم خونه خودمون آپارتمان بود تنها هم بودم شوهرم سرکار یود
روز دوم از تهران اومدیم بیرون ، هنوزم همینجاییم😬 تهران اوضاع بد بود و هست ، من لباس های بچم رو نشستم و ساک هم نبستم هنوز
منم تهرانم خونه مامانم،چون منم عقیده شما دارم آدم چقدر خونه بقیه بره بمونه تازه خرج هم ک خودت کنی باز راحت نیسی،،،من عادت دارم همیشه دراز بکشم و برم سر یخچال و بچرخم…خونه بقیه ک اصلا …دختر خالم شمال التماس کرد برم اما حقیقتا رو ندارم برم
عاجی من از ۱۲ هفتگی استراحت مطلق شدم هرچی بهم گفتن بیا برو خونه مامانت یا مادرشوهرت یکم هم اونجا بمون گوش نکردم دیوونه شدم الان 🤌🏻 الان به معنی واقعی کلمه هر روز بیدار میشم میام چک میکنم تاریخ زایمانم چند روز دیگه مونده.. دیشب حالم یجوری بود تصمیم گرفتم از خونه بزنم بیرون ولی فعلا دارم دارو برای عفونت استفاده میکنم گفتم یه چند شب دیگه شاید بتونم تحمل کنم ولی دیگه بریدم واقعاً دارم وسایلامو جمع میکنم برم خونه مامانم.. امروز مامانم اینجا بود الان اومد بره نشستم گریه کردم بنده خدا دیگه دلش نمیومد بره. هی میگفت بمونم گفتم نه فقط امشب نیست امشب بمونی هر شب بهت گیر میدم بمونی ... 😑 خلاصه شرایط بارداری همینجوریش سخت و طاقت فرسا هست چه برسه به اینکه صدا جنگنده و کوفت و زهرمار بیاد حتماً برو خونه ی مامانت و یه مدت اونجا بمون تهش یکی دو هفته دیگه جنگ تموم میشه دیگه مگه چقدر میتونن طولش بدن؟
من که هستم فعلا
سلام عزیزم ب نظرم تو شرایط شما جای دیگ باشی بهتره اگ میتونی تحمل کن بخاطر بچت
بمون فعلا
من فعلا خونه ام
فعلا بمون ایشالله تا یه هفته دیگه تموم شه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.