۹ پاسخ

من مامان اولیم حالم خوب نبود من شرایطم بحرانی بود دکتر گفت باید استراحت کنی کمکت کنن تا چله تقریبا مامانم بود بعد اون دیگه خودم همه کارمیکنم اون موقع هم میکردم

من بچه ام اصلا تا پایان دو ماهگی اصلا خواب نداشت
همسر بود مادرم هم بود ولی هنوز خسته اون روزم تا میتونی بمون پیش مامانت

من بعد ۲۰ روز برگشتم خونه خودم سزارین بودم کولیک داره دخترم الانم داره جونم برات بگه یه ربات شدم که فقط پوشک عوض میکنه شیر میده اروغ میگیره🤗زیر چشام بینی یه کیسه سیمان بریزی توش جا میشه

من ک فعلا مامانم اومده خونمون. ولی یکی دوروز دیگه باهاش برمیگردم خونه بابام. که یه شهر دیگس. ۴ ساعت راهه . دوهفته هم اونجا میمونم.

خیلی سخته
من چند شب بود دخترم از ۱۲ تا ۴ صب بیدار بود هرکار میکردم نمیخوابید منم مریض شدم تب و لرز کردم سردرد همزمان پریودم شدم انقدفشار روم بود تا صب گریه میکردم از خستگی😑😑پاشدم صبش رفتم خونت مامانم🫠

من از هشت روزگی تنها شدم مامانم رفت شوهرم رفت یه شهر دیگه برای کار خودم موندم و دخترم شبا تا صبح راه میبردمش همش گریه میکرد الان بهتر شده

من میخوام این هفته برم خونه خودم
ببینم چه در پیش دارم
میدونم که کمی سخته اما از پسش برم میام

منم مامان اولیم
همش استرس اینو دارم برگردم خونه خودم چجور همه کارای بچه رو انجام بدم
هنوز نمیتونم تنهایی حمومش بدم یا لباساشو عوض کنم🥲

من و هنوز هم خونه مامانم هستم نزدیک دوماهشه جانا

سوال های مرتبط