۱۸ پاسخ

من با خانواده همسرم ۱۰ سال توی یه ساختمان بودیم
اگه برگردم عقب هیچ وقت اینکارو نمیکنم با اینکه هیچ مشکل یا اختلافی نداشتیم و خیلیم رابطه مون خوب بود
ولی بعد بچه خیلی سخت شد
الان که چندماهه از اونجا رفتیم خیلی راحت شدم

مجبوری هست دیگ دم ب دقیقه ور دلتن ،نمیذارن ازاد باشی ،😵‍💫😵‍💫فقط مستقل دوراز مادرشوهر پدرشوهر،باور نمیکنی حتی خوابم میان خونم میشین تا بیدار بشم ،مثلا ب هوا بچه میان ،اخ حالا من خودمو نیزنم ب خ‌واب بلکه برن ،ولی نمیرن😅

من برام کابوسه
همسرم سازندس پدرشوهرم یه خونه بزرگ ویلایی داره بارها به همسرم گفته بیا بساز باهم زندگی کنیم من قشنگ قیامت ب پا کردم😂

چرا سخته🤣

من از اول عروسیم با مادر شوهرم هستم ببین باید مث موم باشی بنظرم البته ب اخلاق اونام بستگی داره میتونم بگم سختی زیاد کشیدم ولی خب حرفامو بهشون میزنم بی ر‌و در وایسی اونم اگه مشکل داشت باهام تاحالا بیرونم کرده بود دوسم داره راضیه ازم 🤣 مادر شوهرم تا زمانی ک خودش باشه خوبه ولی اگه خاهر ش و دختر خاهرش پاشون وا شه ب زندگیمون اونا خیلی مارمولکن و فضول از وقتی رابطمو با خانواده ماذریش صفر رسوندم خوب شد همه چی ولی قبلش همیشه بحث بود الانم پیش میادا ولی خب خوبه ک هست خیلی کمکمه وقتایی ک میخام برم جایی مدرسه این ور اون ور دخترمو میگیره امنه مواظبشونه بچه هام باهاش شادن جوونه تغریبا بازی میکنه باهاشون برا منم هم زبونه خیلی اهل حاشیه نیستم من بیرون نمیرم چیز زیادی نمیخرم تو چشش نیس ک بخاد حسودی کنه 😅

عقل ندارشتیم...

ما خونمون چهار طبقه اس اول اومدن گفتن ک واحدا خالین بعد عروسی بیان اینجا اومدیم تو کار هم دخالت نمیکنیم ولی اگه برگردم عقب نمیام اینجا

من با خونواده خودم تو یه ساختمونیم
خیلی کمکن برام
البته من کلا دوست دارم جدا شیم ولی همسرم و خونوادم راضی نمیشن

از نظر من مردی با نارضایتی همسرش میبره کنار خانوادش همسرشو مرد نیس

وقتی مثل من با دوتا جاریت تو یه ساختمون بودی اون وقت بیا با هم حرف بزنیم 🤪😂

مجبورم

وای بی عقلی محضه
من یکی دوهفتس باهاشونم میخام خودمو خفه کنم‌
باشوهرم‌بحثمون صد برابر شده

دو ماهه اومدم طبقع بالای مادرشوهر تا الان که مشکلی نبوده البته خیلی رعایت میکنن و میدونن من خیلی اهل رفت و آمد نیستم نمیان

منک خونم جداست ولی تویه ساختمون زندگی کردن چه خونه مادرشوهر چه مادر خود همه شروع به دخالت کردن نظر دادن میکنن و مستقل دیگ نیستی ...فقط اسمشه ک سرزندگی هستی ...
دیگ زندگی نداری ...

من با خانواده خودم زندگی کردم ب جنون رسیدم باور کن چ برسه خانواده شوهر

والا من که خیلی راضیم خیلی کمکم میکنن اگر نبودن تنهایی خیلی سخت میشد چون ساعت کاری همسرم زیاده
بعدم من شاغلم صبح ها قبل رفتن دخترم رو میبرم پیش مادربزرگش و دیگه خیالم از بابت دخترم راحته جاش امنه

اره منم زیاد میبینم ولی خداروشکر خودم جدام

من با خانواده خودم یه ساختمونم
والا خیلی خوبه😂😍

سوال های مرتبط

مامان مهدیار وتو دلی مامان مهدیار وتو دلی هفته هجدهم بارداری