۱۷ پاسخ

برو خدات و شکر کن...بخدا از کارو زندگی افتادم.یه سرویس بهداشتی میرم هنسایه ها خبر دارن...تو اشپز خونه میرم پام و میچسبه ول نمیکنم.ماه ب ماه حیاطم و نمیتونم بشورم هلاک میکنه خودش و.حالا باباش بارها از خونه بره بیرون.بوسشم میکنه بای بای هم میکنه درو هم پشت باباش میبنده

اتفاقا خیلی خوبه اینجوری ..فک نکن کلا دوستت نداره بزرگ‌شه میفهمه مادرشی و حتما باهات رفیقه این شرایط ماندگار نیست .. الان وابسته نبودن به نعمته دختر همه دارن حرف از از بین قردن اضطراب جدایی ان ...فک کن برای یه دستشویی باید کلی صدای جیغ و گریه بشنوی ... یا بخوای یجایی بری که نتونی ببریش هزارواندی بار گوشیت زنگ بخوره 😂

پسر بززگه من اینجوری بود۔ الان ۶ سالشه۔ هنوز وابسته باباشه۔ اصلا من از اول مهره مهمی براش نبودم😂😂 ولی دوممی چنان وابسته منه که نگو😩
الان میفهمم سر اولی چقدر راحت بودما😃

دقیقا پسر منم همینطوری شده ٣چهار ماهه اتفاقا من خوشحالم😁یکم استراحت میکنم.الانم که باردارم اصلا نباید بغلش کنم

والا من خونم اینقدر بهم ریخته بود نمیزاشت کارام کنم یروز دادمش دست مامانم تا بتونم کارام کنم

خیلی خوبه ک پسر من همش میچسبه بهم میخوام غذا درست کنم پا گاز هم پام و شلوارمو میگیره بخدا سرویس نمیتونم برم باید اینقدر تحمل کنم ک فشار بهم بیاد وقتی میرم سرویس خیلی گریه میکنه وقتی میام بازم گریه میکنه ک مثلا منو نبردی تنها گذاشتی اصلا نمیتونم کارام کنم خیلی سختمه خوابشم سبکه ک بگم بعد خواب کارام کنم

بچه اولم اینجوری بود و هست کوچکه هم داره اینجور میشه

اتفاقا ما برعکسیم اصلا براش مهم نیست باباش بره فقط چسبیده به خودم وقتی هم بریم خونه مامانم عشقش فقط بابامه اونو میبینه منم براش مهم نیستم

پسر منم اینجوری بود بعد من بعضی وقتا گریه میکردم من مامان خوبی نیستم که دوستم نداره اما الان خیلی وابسته شده بهم البته هنوزم به بابا ش وابسته هست چون در طول روز کم میبینه اما مثل قبل نیست .

من دخترم بشدت وابسته ب مادرشوهرمه یعنی هرچقدر بگم کم گفتم خدایی مادر شوهرم خیلی خوبه مادرشوهرم خالم هستش و خیلی هواسش ب من و بچمه چون همیشه میاد سرمیزنه یا من میرم خیلی وابسته ی مادرشوهرم شده وقتی میبینتش کلا منو فراموش میکنه همش بغل مادرشوهرمه دخترم نمیزاه از جاش تکون بخوره اگر پاشه باید اونم بغلش کنه اگر نشسته باید رو پاش بشینه کلی بگم خیلی وابستشه تا میبینتش دیگه کسیو نمیشناسه😂 منم بعضی وقتا ناراحت میشم ولی وقتی میبینم اونا خوشحالن منم خوشحال میشم و بیخیال میشم خودمم یکم استراحت میکنم😂 البته دخترمم اذیت میکنه کلا ولی کلا وابسته ی زیاد به کسی خوب نیس ولی چه کنیم دست خودمون نیس دیگه

چقدر خوب کاش دختر من اینجوری بود

دختر منم همینه ما از بچه شانس نداریم
اینقدر حاملگی اذیت بد خاب زایمان سخت باز شب بیداری اینا
بابا مفت مفت بابا میشن بچه ها عاشقشون میشه

پسر اول منم اینجوری بود انقد حرص میخوردم ولی پسردومم بشدت وابسته منه

پسر منم دقیقا همینجوریه بعضی وقتا گریم میگیره
وقتی میخوام از باباش بگیرمش چنان محکم خودشو میچسبونه انگار من دشمنشم

پسر منم همینه
بهتر وقتایی که خونس بده شوهرت نگه داره من که وقتایی که شوهرم خونس پسرم فقط به اون چسبیده😂

خیلی خوبه که راحتی بابا.من برعکسشم دقیقا و شوهرم واقعا راحت داره زندگیشو می کنه

پسر منم دقیقا همینطور خیلی ب باباش و مامان من وابسته اس من رو اصلا نمیدونه

سوال های مرتبط