دردو دل
خانما من خیلییی دیگه خسته شدم از بچه داری از خونه داری از همه چی شوق و ذوق هیچی رو ندارم اعصاب هیچی رو ندارم فکرم همش درگیره به هیچ کاری نمیرسم پسرم تو سنیه که از وقتی از خواب بیدار میشه با گریه و نق نق خیلی تحمل می‌کنم خیلی صبر می‌کنم ولی یهو صبرم لبریز میشه دیگه از هیچ لحاظ کشش ادامه دادن ندارن همش به خودم میگم از فردا از فردا به همه چی میرسم برمیگردم به روال قبل به کارام میرسم به خودم و زندگیم یکم میرم به سمت چیزهایی که علاقه دارم کتاب بخونم و چیزای دیگه ولی باز فردا با سختی و بدنی خسته به زور از جام بلند میشم انگار که تمام شب سرکار بودم غذا هم به سختی درست می‌کنم به روز بلند میشم خونه رو تمیز می‌کنم تا چند روز خوبه ولی باز خودمو ول می‌کنم باز همون آشه و همون کاسه واقعا دیگه نمیدونم چطور با بچم رفتار کنم دوست دارم خیلی زود از این بحران ها رد شم میدونم باید خودم از جا بلند شم ولی اراده و پشتکارم صفره صفرررر

۱۳ پاسخ

این که گفتی منممممم

این من بودم که

منم همینم البته من شوهرم کاری کرده ک از زندگی سیرم و هیچ شور و شوق و انگیزه ای برام نمونده

مغزت قفل میکنه چون کارای زیادی میخوای انجام بدی از قبل عقب نشینی میکنه
مثلا دوست داری کتاب بخونی تایمش آزاد بود بخون برنامه نریز ک این کارهارو میکنم.همون یبار انجام بدی حالت خوب میشه فرداش یبار دیگه اضافه کن

منم همینجوریم، و البته کمخونی ام دارم🥺

منم دقیقامثل توام ولی میدونم دلیلش چیه اینکه همسرم اصلابه من توجه نمیکنه وبرام وقت نداره واعتیادداره

رابطتت با شوهرت خوب نیست ؟

باید از،فضای مجازی دور بشی،ببین در طول روز چقد گوشی دستته و تلویزیون نگاه میکنی،سعی کن هر روز کم و کمترش کن...بیشتر بچه تو ببر پارک و سعی کن تو فضای آزاد و طبیعت قرار بگیری

منم مثل شما هستم الان چند روز هست خیلی خستم ولی برای اینکه بگذره با پسرم پیاده روی میرم یا خونه تکونی میکنم اولش که میخوای شروع کنی سخته ولی بعدش حال خوب میگیری ولی منم صبرم لبریز میشه از کارای پسرم سن سختیه

منوتوصیف میکنی هعیییی

اکثرمون همینیم بچه منم نق نق میکنه یا اذیت میکنه کم میارم دعواش میکنم بدجور بعدم پشیمون میشم

عزیزم شما ویتامین بدنت کمه ویتامین D بخور سر فرصتم یه آزمایش بده شاید کم خونی داری

چقدمنی 😥

سوال های مرتبط

مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲
مامان دلسا مامان دلسا ۴ سالگی