پسرک شیرین من،وصله ی تنم💙
تو قشنگ ترین اتفاق ۴۰۴ من بودی،از ۴۰۴ با وجود تموم سختی هاش ممنونم که تو رو بهم داد
در واقع تو معجزه ای بودی که تو این سال تو دلم اتفاق افتاد!
قلب مادر
فقط خودم و خودت میدونیم که چقدر برای اینکه حتی یک دقیقه بیشتر تو دلم بمونی داریم میجنگیم...
بندِ دلم،تو بزرگترین نقطه قوت و در عین حال بزرگترین نقطه ضعف منی! من با تو قدرتمند ترین و همونطور در برابرت ضعیف ترینم...
برای اومدن به این دنیا عجله نکن،محکم بشین تو دل مامانی و هی تکون بخور،بذار تموم خستگیام با تکون خوردنات شسته بشه و بره :)
تو بزرگترین دارایی من تو این دنیایی که خدا بهم داد،
از همون خدایی که تو رو مثل معجزه تو دلم انداخت میخوام که تو رو برام زیاد ندونه...
بزرگترین آرزوی ۴۰۵ من اینه که تو رو به وقتش صحیح و سالم بغل بگیرم و عطر تنت رو بو کنم و یه نفس راحت بکشم و دوباره زنده شم :) بعد به چشمای قشنگت نگاه کنم و بگم آفرین پسر قوی و قهرمان من :) ما تونستیم از پسش بر بیایم!
مادرت تصدقت بشه که نیومده و ندیده انقدر برام عزیزی،جوری که حس میکنم هیچکسو تو دنیا به اندازه ی تو دوست نداشتم ...
و در آخر،خدا تو رو برای و من و بابای مهربونت حفظ کنه امیدِ زندگیم🤍
بماند به یادگار،از آخرین نفس های چهار صد و چهار
🌱۱۴۰۴/۱۲/۲۹

تصویر
۹ پاسخ

دقیقا حرفای دل منو زدید 🥹♥️

چ قشنگ
انشالا انشالا 😍

انشالله بسلامتی نینیامون بغل بگیریم سال جدید🥺😍

ای جاااان🥹😍انشاالله که سالم سلامت به وقتش به دنیا بیاد

ای جونم مامان با احساس ایشالا کوچولو سر وقتش میاد😍

چقدر قشنگ نوشتی 😍😍🥹🥹ایشالا به موقع و به خوشی بغلش بگیری

عزیزم چه قشنگ 😍
بسلامتی کوچولو رو بغل کنی 😍❤️

ای جان چقد با احساس نوشتی چشمام قلبی شد🥹✨
ایشالا همه نی نی ها سالم و سلامت بدنیا بیان 💖

خداروشکر می بینم شما برخلاف من اینقدر دوست دارین بچه اتون رو
من از لحظه ی که باردار شدم اینقدر از همه لحاظ حالم بده که متنفرم از.....

سوال های مرتبط

مامان آقاابوالفضل مامان آقاابوالفضل ۵ ماهگی
پسرم…
تو شدی امیدِ من و بابات، دلیل نفس کشیدن‌مون❤️‍🩹🥲
۶ ماهه‌ست که توی دلمی، اما انگار یه عمره باهامی…
هر تپش قلبم با فکرِ تو می‌زنه، هر لحظه با خیال صورت کوچولوت نفس می‌کشم.

از همون لحظه‌ای که فهمیدم اومدی، دلم بهت گره خورد…
به صدای قلبت، به هر حرکت ریزت، به بودنت…
نمی‌دونی چقدر بهت وابسته شدم پسرم،
اونقدر که حتی تصور نبودنت، نفسم رو بند میاره 💔

دکترها می‌گن شاید نتونم تو رو ببینم، شاید نتونم برای همیشه تو رو به آغوش بگیرم…😭
این حرفا دلم رو هزار تیکه می‌کنه.💔
اما من باور نمی‌کنم!
تا آخرین لحظه‌ی قلبم، به بودنِ تو ایمان دارم.
خدایی که سه بار اشکام رو دید، این‌بار قراره اشک شوق رو توی چشمام بذاره…
تو معجزه‌ای هستی که من نمی‌ذارم ازم بری…
تو همون فرشته‌ای که می‌دونم توی آغوشم میاد، حتی اگر لحظه‌ای باشه…

پسرم، تو امیدِ آخر منی!
مردم برام فقط اسم تو رو گفتن، توی هر لحظه، توی هر دقیقه و هر ساعت.
تو به دنیا میای، حتی اگه این دنیا بخواد من رو از تو جدا کنه.
من و بابات تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم تا بتونیم تو رو در آغوش بگیریم،
حتی اگه فقط برای یه لحظه باشه.

این بار نمی‌ذارم که از دستت بدم.
تو همیشه جوون مامان می‌مونی، حتی اگر هیچ وقت نتونم تو رو در آغوش بگیرم، همیشه در قلب من خواهی بود.
ما سه‌تایی‌مون به هم متصل‌ایم.
ما نمی‌ذاریم هیچ چیزی بینمون بیفته، حتی فاصله…
تو تمام زندگیمون خواهی موند، پسرم. 💔