۳ پاسخ

انشالله بسلامتی همه مادرا بغل کنن نی نی هاشوووون توواین شرایط واین وضععععع

عزیزم به سلامتی و دل خوش😍😍

به سلامتی به دنیا بیاریش و بغلش کنی عزیزم 🥹🫶🏻

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته بیست‌وهشتم بارداری
به رسم گهواره منو نینی مونم دو رقمی شدیم 🥺🫂🩵👶🏻
البته که در اصل ۸۹ روز مونده تا وصال
‎راستش هنوزم بعضی وقتا باورم نمیشه که تو داری کم‌کم به من نزدیک‌تر میشی. انگار همین دیروز بود که با ذوق و استرس منتظر جواب آزمایش بودم و حالا فقط ۸۹ روز تا دیدنمون مونده.
‎پسر قشنگم، تو هنوز توی شکم منی، اما هر روز بیشتر از قبل توی قلبم جا می‌گیری. با هر تکون کوچیکی که می‌خوری لبخند روی صورتم میاد و با خودم فکر می‌کنم الان داری چیکار می‌کنی، شبیه کی میشی، چشمات چه رنگیه و وقتی بغلت کنم چه حسی خواهم داشت.
‎این روزها خیلی وقت‌ها دستم رو روی شکمم میذارم و فقط به تو فکر می‌کنم. به روزی که صدات رو بشنوم، صورت کوچولوت رو ببینم و بالاخره بعد از این همه انتظار بگم: «سلام عزیز دلم، بالاخره اومدی.»
‎تو هنوز نیومدی ولی از همین حالا زندگیم رو قشنگ‌تر کردی. به خاطر تو بیشتر می‌خندم، بیشتر رویا می‌بافم و با شوق بیشتری به آینده نگاه می‌کنم.
‎فقط ۹۹ روز مونده تا مهم‌ترین قرار زندگیم...
۸۹ روز تا روزی که قلبم بیرون از وجودم بتپه.
‎منتظرتم پسرم...
بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها توضیحش داد. 💙👣✨
سلام به هفت ماهگی🥺👶🏻
مامان آقاابوالفضل مامان آقاابوالفضل ۵ ماهگی
پسرم…
تو شدی امیدِ من و بابات، دلیل نفس کشیدن‌مون❤️‍🩹🥲
۶ ماهه‌ست که توی دلمی، اما انگار یه عمره باهامی…
هر تپش قلبم با فکرِ تو می‌زنه، هر لحظه با خیال صورت کوچولوت نفس می‌کشم.

از همون لحظه‌ای که فهمیدم اومدی، دلم بهت گره خورد…
به صدای قلبت، به هر حرکت ریزت، به بودنت…
نمی‌دونی چقدر بهت وابسته شدم پسرم،
اونقدر که حتی تصور نبودنت، نفسم رو بند میاره 💔

دکترها می‌گن شاید نتونم تو رو ببینم، شاید نتونم برای همیشه تو رو به آغوش بگیرم…😭
این حرفا دلم رو هزار تیکه می‌کنه.💔
اما من باور نمی‌کنم!
تا آخرین لحظه‌ی قلبم، به بودنِ تو ایمان دارم.
خدایی که سه بار اشکام رو دید، این‌بار قراره اشک شوق رو توی چشمام بذاره…
تو معجزه‌ای هستی که من نمی‌ذارم ازم بری…
تو همون فرشته‌ای که می‌دونم توی آغوشم میاد، حتی اگر لحظه‌ای باشه…

پسرم، تو امیدِ آخر منی!
مردم برام فقط اسم تو رو گفتن، توی هر لحظه، توی هر دقیقه و هر ساعت.
تو به دنیا میای، حتی اگه این دنیا بخواد من رو از تو جدا کنه.
من و بابات تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم تا بتونیم تو رو در آغوش بگیریم،
حتی اگه فقط برای یه لحظه باشه.

این بار نمی‌ذارم که از دستت بدم.
تو همیشه جوون مامان می‌مونی، حتی اگر هیچ وقت نتونم تو رو در آغوش بگیرم، همیشه در قلب من خواهی بود.
ما سه‌تایی‌مون به هم متصل‌ایم.
ما نمی‌ذاریم هیچ چیزی بینمون بیفته، حتی فاصله…
تو تمام زندگیمون خواهی موند، پسرم. 💔
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 هفته بیست‌ونهم بارداری
بلاخره منو نی نی جونم هم دو رقمی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم میدی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به هفت ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول میدم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه هفتم حداقل زودتر بگذره🥹🩵
#البته برای منی که میخوام سزارین بشم
میشه ۸۵ روز😍
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته بیست‌وهشتم بارداری
بلاخره منو پسرچه هم وارد شش ماهگی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم می‌دی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به شش ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول می‌دم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه ششم حداقل زودتر بگذره🥹🩵
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته بیست‌وهشتم بارداری
طبق رسم گهواره رنگ آسمون سهم دلم شد 🩵

پسرِ آبیِ زندگیِ من… 💙✨
امروز یکی از خاص‌ترین روزهای زندگی‌م بود… 💙
روزی که فهمیدم قراره مامانِ یه پسر کوچولو بشم.
از امروز قلبم یه ضربان مردونه‌ی کوچیک داره… 💙
راستش یه تیکه از قلبم از امروز شکل گرفت،
یه قهرمان کوچیک که هنوز نیومده، ولی داره دنیا رو برام قشنگ‌تر می‌کنه.
پسرم…
من گفتم فرقی نداره اما وقتی فهمیدم پسره
یه لبخند نشست کنج لبام
برای برادری که هیچوقت نداشتم.
من از همین حالا، قول می‌دم که بهترینِ خودم باشم برای تو؛ قول می‌دهم که اولین قهرمانِ زندگیت باشم و تو، بی‌شک بزرگ‌ترین هدیه‌ی زندگیِ من خواهی بود.
پسرم…
منتظر صدای خنده‌هاتم،
منتظر دستای کوچیکت که دور انگشتم حلقه میشه،
منتظر روزی که بغلت کنم و بگم: «به دنیای من خوش اومدی قهرمانم.»
می‌دونی پسرم؟
من از همین الان تصویرِ قدم‌هات رو توی خونه می‌بینم…
صدای خنده‌هات که دیوارها رو پر می‌کنه…
شیطنت‌هات، اخم‌های مردونه‌ی کوچولوت،
و اون لحظه‌ای که اولین بار صدام می‌کنی «مامان»…
فکر کردن بهش قلبمو می‌لرزونه.
تو قرار نیست فقط پسرِ من باشی…
تو قراره دلیلِ قوی‌تر شدنم باشی،
دلیلِ لبخندهایِ بی‌دلیلِ وسطِ روز،
دلیلِ اشک‌هایِ شوقِ نیمه‌شب.
اینو بدون «هرجا که باشی، هرچقدر هم که بزرگ شوی،
مامان همیشه پناهِ امنِ توعه. 💙
می‌دونم روزی قد می‌کشی،
می‌دوی، زمین می‌خوری، دوباره بلند می‌شوی،
مرد می‌شوی…
اما برای من، همیشه همان معجزه‌ی کوچکی می‌مون
که یک روز فهمیدم زیر قلبم جا گرفته.
ممنونم که منو انتخاب کردی تا در این سفرِ پر از عشق، همراهت باشم. انتظار برای دیدنِ چشم‌هات، شیرین‌ترین دردِ دنیاست.
به دنیایِ ما خوش‌قدم باشی، پسرِ کوچکِ من... 👶🏻✨💙ی
مامان معجزه امام رضا مامان معجزه امام رضا هفته بیست‌وچهارم بارداری
امروزم روز دختر نامه ای بنویسم 🥹❤️
به دختر عزیزم، فرشته‌ای که هنوز در آغوشم نیست...
سلام عزیزترینم...
وقتی این نامه را می‌خوانی، شاید سال‌ها از روزی که آن را نوشتم گذشته باشد. اما بدان که این کلمات را وقتی نوشتم که هنوز زیر قلبم زندگی می‌کردی و هر حرکت کوچکت، دنیایم را قشنگ‌تر می‌کرد.
دخترم، هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدای گریه‌ات را نشنیده‌ام، اما عاشقت شده‌ام؛ عشقی که هیچ‌وقت کم نمی‌شود، فقط هر روز بیشتر می‌شود.
شاید همیشه نتوانم همه سختی‌های زندگی را از تو دور کنم، اما قول می‌دهم همیشه کنارت باشم. وقتی خوشحال باشی، با تو می‌خندم و وقتی غمگین باشی، شانه‌ای می‌شوم برای اشک‌هایت.
آرزویم این نیست که کامل باشی؛ فقط می‌خواهم سالم، مهربان، باایمان و خوشبخت باشی. می‌خواهم خودت را همان‌طور که هستی دوست داشته باشی و هیچ‌وقت ارزش خودت را فراموش نکنی.
اگر روزی از من دلخور شدی، یادت باشد که تمام تصمیم‌هایم از روی عشق بوده، حتی اگر گاهی اشتباه کرده باشم. من هم یک مادرم که هر روز از تو یاد می‌گیرد.
دختر قشنگم، تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده است. از همان لحظه‌ای که فهمیدم قرار است مادر تو باشم، قلبم شکل دیگری از عشق را شناخت.
بی‌صبرانه منتظرم روزی برسد که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، موهایت را ببوسم و آرام در گوشت بگویم: «خوش آمدی، تمام دنیای من.»
دوستت دارم... بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
با تمام عشق دنیا،
مامانت 🤍
1405.4.5