بلاخره منو نی نی جونم هم دو رقمی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم میدی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به هفت ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول میدم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه هفتم حداقل زودتر بگذره🥹🩵
#البته برای منی که میخوام سزارین بشم
میشه ۸۵ روز😍

تصویر
۱۲ پاسخ

یک روز از من جلوتری

دو رقمی یعنی چی؟

به سلامتی عزیزم😍😍😍😍

چقد قشنگ نوشتی😍ان شاالله هممون نی نی هامون سالم و سلامت با دل خوش بغل میگیریم😍

😅دیروز من تاپیک گذاشتم امروز تو
مبارکه مامان جوجو ممد😅
منو تو تو یه روزیم💃🏼

فک کنم ۴۵ روز دیگ داشته باشم

منم سزارینی هستم

به سلامتی گلم

بسلامتی بغل بگیریش عزیزم❤️🧿🫂

ب سلامتی عزیزم
پیر میشم تا ب اینجا برسم😫

چقد حس خوب گرفتم از نوشتتون انشالله که هممون بچه هامونو صحیح و سالم بغل کنیم

بهترین حس ها
قدر لحظه ب لحظه شو بدون
من سر دخترم گریه میکردم بعد زایمانم ک بچم تو شکمم نبود دلم براش تنگ میشد برا اینکه تو شکمم باشه با اینک بغلم بود ی حس عجیبیه

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته سی‌وچهارم بارداری
به رسم گهواره منو نینی مونم دو رقمی شدیم 🥺🫂🩵👶🏻
البته که در اصل ۸۹ روز مونده تا وصال
‎راستش هنوزم بعضی وقتا باورم نمیشه که تو داری کم‌کم به من نزدیک‌تر میشی. انگار همین دیروز بود که با ذوق و استرس منتظر جواب آزمایش بودم و حالا فقط ۸۹ روز تا دیدنمون مونده.
‎پسر قشنگم، تو هنوز توی شکم منی، اما هر روز بیشتر از قبل توی قلبم جا می‌گیری. با هر تکون کوچیکی که می‌خوری لبخند روی صورتم میاد و با خودم فکر می‌کنم الان داری چیکار می‌کنی، شبیه کی میشی، چشمات چه رنگیه و وقتی بغلت کنم چه حسی خواهم داشت.
‎این روزها خیلی وقت‌ها دستم رو روی شکمم میذارم و فقط به تو فکر می‌کنم. به روزی که صدات رو بشنوم، صورت کوچولوت رو ببینم و بالاخره بعد از این همه انتظار بگم: «سلام عزیز دلم، بالاخره اومدی.»
‎تو هنوز نیومدی ولی از همین حالا زندگیم رو قشنگ‌تر کردی. به خاطر تو بیشتر می‌خندم، بیشتر رویا می‌بافم و با شوق بیشتری به آینده نگاه می‌کنم.
‎فقط ۹۹ روز مونده تا مهم‌ترین قرار زندگیم...
۸۹ روز تا روزی که قلبم بیرون از وجودم بتپه.
‎منتظرتم پسرم...
بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها توضیحش داد. 💙👣✨
سلام به هفت ماهگی🥺👶🏻
مامان توراهی💓👼🏻🧁 مامان توراهی💓👼🏻🧁 هفته سی‌ودوم بارداری
مامان 🩵محمد🩵 مامان 🩵محمد🩵 هفته سی‌وسوم بارداری
«امروز ۴ مرداد ۱۴۰۴ و آخرین روز هفت ماهگی...🤍
راستش هنوزم بعضی وقتا ک دستمو میذارم روی شکمم با خودم میگم یعنی واقعاً تو اونجایی؟ واقعاً من مامان شدم؟
۲۹ هفته و ۶ روزه که نفس‌هام با تو گره خورده. ۲۹ هفته و ۶ روزه که هر شب قبل خواب باهات حرف می‌زنم، با لگد زدنت ذوق می‌کنم و با هر حرکتت خیالم راحت میشه که حالت خوبه.
پسرم، تو هنوز نیومدی ولی قشنگ‌ترین اتفاق تمام زندگی من شدی.
نمی‌دونی چقدر منتظرت بودم... چقدر تو رو قبل از اینکه ببینمت دوست داشتم. من از همون دو خط صورتی کوچیک، عاشقت شدم.
امروز آخرین روز هفت ماهگیته و دلم یه جور عجیبی گرفته... انگار همین دیروز بود که فهمیدم توی وجودم داری رشد می‌کنی و حالا فقط چند هفته تا بغل کردنت مونده.
یه گوشه از قلبم بی‌صبرانه روز شماری می‌کنه که صورتت رو ببینم و یه گوشه دیگه‌ش دلش می‌خواد زمان یه ذره آروم‌تر بگذره و این روزهای قشنگ با تو بودن تموم نشه.
فقط سالم باش عزیزِ دل مامان. من برای بغل کردنت لحظه‌شماری می‌کنم...»
«پسرم، قول میدم تا آخر عمر، امن‌ترین جای دنیا برای تو آغوش مامانت باشه... .» 🤍
#بارداری #هفت_ماهگی #زایمان
مامان ارسلان و ارغوان مامان ارسلان و ارغوان هفته سی‌وپنجم بارداری
دختر عزیزم، ارغوان جان

امروز که این نامه را برایت می‌نویسم، ۲۵ هفته و ۵ روز است که در وجود من زندگی می‌کنی. هنوز چهره‌ات را ندیده‌ام، اما هر حرکت کوچکت، هر لگد شیرینت و هر لحظه‌ای که حضورت را احساس می‌کنم، قلبم را پر از عشق می‌کند.

این روزها تو آرام‌آرام بزرگ می‌شوی و من هر روز بیشتر مادر شدنت را در وجودم حس می‌کنم. گاهی با حرکات محکم و شیرینت به من یادآوری می‌کنی که آنجا هستی؛ دختری که بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.

ارغوان عزیزم، نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله هستی، اما می‌خواهم بدانی که خیلی قبل از تولدت دوستت داشتم. قبل از اینکه صدایت را بشنوم، قبل از اینکه دست‌های کوچکت را در دست بگیرم، تو در قلب من جا داشتی.

آرزویم برای تو زندگی‌ای پر از سلامتی، آرامش، شادی و عشق است. امیدوارم همیشه شجاع باشی، خودت را دوست داشته باشی و بدانی که هر اتفاقی بیفتد، مادرت همیشه پناه و همراه تو خواهد بود.

امروز، در آستانه ماه هفتم بارداری، با تمام وجود منتظر آمدنت هستم. هر روز که می‌گذرد، یک روز به آغوش گرفتنت نزدیک‌تر می‌شوم.

با تمام عشق دنیا، مامان

بماند به یادگار برای ارغوان کوچولوم ❤️