۳ پاسخ

ست سبدلوسیون و سبد موجود و اماده ارسال با تخفیف ویژه🥰😍🤌🏽 روبیکا واتساپ
۰۹۱۱۹۹۶۴۱۱۲

تصویر

وروجک منم چند روزیه حسابی تکونای نازشو ب مامانش بیشتر نشون میده🥹✨

انشالله عزیزم زود تر روزای قشنگ مون میرس

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا هفته بیست‌وهفتم بارداری
۹۹ روز… 🥹🤍
فقط ۹۹ روز مونده تا بعد از این همه انتظار، دلتنگی، نگرانی و دعا، بالاخره دختر کوچولوم رو در آغوش بگیرم… 👶🏻🎀
امروز از اون روزاییه که دلم می‌خواد فقط شکر کنم…
شکر برای تک‌تک نفس‌هات، برای هر بار که تکون خوردنت رو حس کردم و فهمیدم هنوز کنارمی… 🥹🤰🏻
از روزی که فهمیدم قراره مامان تو باشم، هزار تا فکر و آرزو توی دلم جوانه زد؛
و حالا رسیدیم به ۹۹ روز مونده به دیدنت…
یعنی رسماً دورقمی شدیم! 🥹❤️
دخترکم،
فقط ۹۹ روز دیگه…
۹۹ روز تا اولین نگاهت، اولین گریه‌ات، اولین بوسه‌ات و اولین باری که صدای «مامان» از کنارم بودنِ تو رو حس کنم… 🥺🎀
خدایا این ۹۹ روز رو به خیر بگذرون،
من و دخترم رو به سلامت به هم برسون
و روزی که برای اولین بار بغلش می‌کنم، یکی از قشنگ‌ترین روزهای زندگیم باشه… 🤲🏻🤍
۹۹ روز تا دیدنت عشق کوچولوی مامان…
دورقمی شدیم دخترکم؛
حالا دیگه شمارش معکوس برای آغوشت شروع شده… 🥹🎀👣
بماند ب یادگار18شهریور1405
مامان دختری وپسری💖💙 مامان دختری وپسری💖💙 هفته بیستم بارداری
پسر کوچولوی من… 💙

امروز ۲۰ هفته است که تو را با خودم دارم و هنوز باورم نمی‌شود این روزها این‌قدر زود گذشتند.

انگار همین دیروز بود که فهمیدم قرار است دوباره مادر شوم؛
از همان لحظه، تو شدی یکی از قشنگ‌ترین فکرهای هر روزم.
با هر سونوگرافی، هر بار که از تو حرف زدم و هر بار که به آینده فکر کردم، بیشتر به آمدنت نزدیک شدم.

هنوز تو را در آغوش نگرفته‌ام، هنوز صورتت را ندیده‌ام و هنوز صدایت را نشنیده‌ام؛
اما بودنت را با تمام وجودم حس می‌کنم.
تو همین حالا هم بخشی از زندگی منی، بخشی از قلبم… 🤍

گاهی به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگر، همین پسر کوچولویی که امروز درون من زندگی می‌کند، قرار است روی دست‌هایم باشد.
قرار است صورتت را نگاه کنم و شاید با خودم بگویم:
«چطور ممکنه این همه عشق، از یه موجود کوچولوی این‌قدر ریز شروع شده باشه؟»

پسرم، نمی‌دانم وقتی بزرگ شدی و این نوشته را خواندی، چه شکلی شده‌ای و چه رویاهایی داری؛
اما دوست دارم بدانی یک روز، قبل از اینکه حتی تو را ببینم، مادرت نشسته بود و برایت می‌نوشت.

و تنها چیزی که آن روز مطمئن بود، این بود:

تو هنوز نیامده بودی، اما جایت در قلب مامان از مدت‌ها قبل آماده بود. 💙🧿

منتظرت هستم، پسرم…
برای اولین نگاه، اولین بغل و اولین باری که صدایت کنم:
«پسرم…» 🥹💙