پارت ۲
گفتن ۱۸ هفته برو انومالی، انومالی رفتم نسل فردا با دکتر هاشمی عطار واقعا دکتر خوبی بود و گفت بچه مشکلی نداره و سالمه و جنسیت هم پسر ولی باید انونالی تاخیری رو ۲۴ هفته بدی که وزن بچه کم هست
اینا گذشت توی ۲۰ هفته حواب آمینوسنتز اومد و جوابش خداروشکر سالم بود و کمیسیون پزشکی گفت مشکلی نداری و....
برو تحت نظر یک دکتر دیگه باش و از بنیاد ژنتیک کارم تموم شد
دکتر زایمان قبلیم اکرم جنابی بود و برای این هم تصمیم گرفتم زیر نظر همین دکتر باشم
هر دو سه هفته میرفتم پیشش و داروهام میگرفتم
و سونو ۲۴ هفته مجدد تکرار کردم گفتن هنوز جنین کم وزن هست که اشکالی نداره
سونو ۸ ماهگی بچه بریچ بود دکتر گفت نزدیک زایمان مجدد سونو بده ببینم چرخیده یا نه
من از همون موقع انقباض داشت رحمم که دکتر دوتا قرص داد
۳۸ هفتگی سونو دادم بچه چرخید و سفالیک شد ولی همچنان انقباض همراهم بود
یک چیزی یادم رفت من‌چون شرایط پسرم یکم‌خاص بود از اول حاملگیم اصلاااا استراحت نداشتم و همش درحال فعالیت و کار و پیاده روی بودم
مثلا پسرم مهدکودک میرفت خودم صبح تا ظهر باهاش تو مهدکودک بودم و بازی میکردم یا اینکه هفته ای سه بار کلاس توان بخشی میرفتم
اینقد کار و فعالیتم زیاد بود و هست که شبا کف پام میسوخت از خستگی.....
با همین انقباض ها هم اصلا استراحت نداشتم و استراحت نکردم چون اگه یک روز نخوای بچرو کلاس ببری خیلی عقب میفته و...(اینو مادرایی که بچه مثل بچه من دارن درک میکنن)
بقیه اش پارت بعد...
#پوشک
#کار_درمانی
#گفتار_درمانی

۳ پاسخ

عزیزم از دکتر جنابی راضی بودی برای زایمان هم اومد؟

خداروشکر ک سالم بود

بسلامتی❤️

سوال های مرتبط

مامان کوهیار کوچولو مامان کوهیار کوچولو ۳ ماهگی
مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان عشق مامان عشق ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی (قسمت اول)
تاریخی که دکتر برای زایمان به من داده بود ۲۱ اسفند بود، نه قبلش و نه اون روز علائمی از زایمان نداشتم. هر روز پیاده روی و ورزش میکردم ولی خبری نبود.
روز دوشنبه در حالی که ۴۰ هفته و ۶ روز بودم، ترشح قهوه ای رنگ دیدم، یکبار صبح و یکبارم ظهر، به همین دلیل نگران شدم و رفتیم بیمارستان، دکتر معاینه کرد و همه چیز خداروشکر خوب بود ولی دهانه رحمم همچنان بسته بود‌‌. دکتر بهم گفت که بهتره اونشب بیمارستان بمونم تا تحت نظر باشم. در طول شب چند بار هم شرایط من و هم بچه رو چک کردن. فردا صبح دکتر بهم گفت اگه موافقم القا زایمان رو کم کم شروع کنن، بهش گفتم بهتر نیس که صبر کنیم تا چند روز دیگه شاید به طور طبیعی دردام شروع بشه، که گفت بعید میدونه البته میتونن صبر کنن ولی من باید بیمارستان میموندم تا تحت نظر باشم. راستش منم نمیخواستم ریسک کنم که یکوقت خدای نکرده شرایط بچه وخیم بشه و به حرف دکتر اعتماد کردم و با توکل به خدا القا زایمان رو صبح سه شنبه شروع کردند. روشی که استفاده کردن، یک وسیله ای که سرش بالون طور بود رو وارد واژن و رحم کردن و اونجا بازش کردن تا به صورت مکانیکی دهانه رحم باز بشه. یکساعت بعد از به کار گذاشتن بالون، انقباضات من شروع شد، شدتش از ۱۰، حدود ۷ بود، منظم بودن ولی طولانی نبودن‌‌. حدود ۶ ساعت این انقباضات رو داشتم ولی یکباره قطع شد،دکتر معاینه کرد و گفت که حدود سه سانت باز شدم و تا فردا منتظر میمونیم که ببینیم چطور پیش میره. تا فرداش من انقباضی نداشتم و وقتی دکتر معاینه کرد همون سه سانت بودم، دکتر بالون رو در آورد و قرص تجویز کرد که دردام شروع بشه، که هر دوساعت باید میخوردم، از صبح تا غروب ۵ باری قرص خوردم ولی بازم دردی نداشتم.
مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۶ سالگی
پارت ۳
۳۸ هفته دکتر معاینه کردم گفت کلا بسته هستی(برگ برنده همین بود که تا اون موقع زایمان زودرس نداشتم چون کلا انقباض های شدیدی داشتم)
شیاف گل مغربی داد و گفت دو هفته بعد کقت داری اگه دردات شروع نشد برو زایشگاه)
تو اون دو هفته رحم پر از انقباض ولی درد های خفیف در حد پریودی و کمتر داشتم
من اصرار بر زایمان طبیعی داشتم چون با توجه شرایط پسرم من اصلا نمیتونم استراحت کنم و زایمان سزارین بااااید استراحت داشته باشی ولی طبیعی از بیمارستان مرخص بشی زیاد احتیاج به استراحت نیست
منم دیدم دردام خبری نیست همون دوهفته بعد رفتم مشهد بیمارستان امام حسین
بستری کردن و معاینه گفتن یک سانت هستی ولی یک سانت خیلی تنگ و ناجوره اصلا یک‌سانت به حساب نمیاد
لباس عوض کردم و رفتم توی زایشگاه و به دکترم اطلاع دادن گفت قرص براش شروع کنید از ساعت ۱۲ ظهر یک هشتم قرص دادن
انقباض بود ولی همون یک سانت
ساعت ۸ شب مجدد قرص دادن و انقباض های شدید که دستگاه نشون میداد انقباض میرفت روی ۸۰ ولی دهانه رحم هیچ پیشرفتی نداشت
دکترم زنگ زد حالم پرسید گفتن شرایطم رو بهش گفت آمپول بزنید درداش بره که رحم پاره میشه اگه ادامه دار باشه
آمپول زدن استراحت کردم تا سحر ساعت پنج
باز دکترم زنگ زد حالم پرسید گفت الان یک دوز بالاتر قرص بدین تا صبح بیام ببینم خودم
این دفعه قرص دادن از یکی دو ساعت بعد دردای زایمان در حد فول شدن داشتم که خیلی ببخشید مدفوع رو تخت ریخته بود و جیغ میزدم از درد که دکترم ساعت ۹ اومد معاینه کرد دید همون یک سانت گفت آماده کنید برای سزارین ،زایمان پیشرفت نداره
بقیه اش پارت بعد.....
مامان کمیل مامان کمیل ۱ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 5:
گذشت و من همچنان استراحت مطلق بودم انقباض های نامنظم و درد های ریز و درشت داشتم البته همرو به دکترم گفته بودم و گفتن اگه منظم شد و خونریزی یا ابریزش داشتی خطرناکه وگرنه انقباض ها دیگه کاریش نمیشه کرد ما تا تونستیم بهت دارو دادیم
اوایل اردیبهشت ماه بود 34 هفته بودم و با انقباض های منظم هر سه دقیقه و شدید رفتم بیمارستان و سه شب بستری شدم با وجود استراحت کامل نمیدونم چرا دوباره شدید شده بود درد ها این بار دهانه رحمم دو و نیم باز شده بود
درد و انقباض رو من از 28 هفته تا روز زایمان همیشه داشتم گاهی خفیف و گاهی شدید
37 هفته و 4 روز بودم که با شک بر اینکه ترشح دارم و نکنه این ترشح نشتی کیسه اب باشه رفتم بیمارستان بخش زایشگاه که رفتم معاینه کرد دکتره و گفت دهانه رحم سه سانت یعنی اون انقباض ها که کم کم توی خونه داشتم به مرور کارساز بود و دهانه رحمو باز میکرد با اینکه نامنظم بود
بعد از معاینه و سونو بیوفیزیکال و... خداروشکر کیسه اب مشکلی نداشت و خب دیگه به هفته امن رسیده بودم امپول ریه هم زده بودم و استرسم ازین بود که وزن پسرم کم نباشه موقع تولد،زردی نداشته باشه، درد زایمان چجوریه وووو دغدغه هایی که همه خانومای باردار ماه اخر دارن
مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱۵ ماهگی
تجربه ی زایمان طبیعی من بخش اول🫄🩵
من در اولین بارداریم به انتخاب خودم خواستم طبیعی زایمان کنم
من ذهنیتم همیشه این بود که پزشک ها معمولاً سر زایمان طبیعی حضور ندارند چونکه ماماها از پس این کار برمیان
زمان تولد پسر اولم از بس پروسه ی زایمان طولانی شد و زایمان سختی داشتم دکتر شیفت زایمانم رو انجام داد و خدا رو شکر بچه ام جز اینکه حدود یک ساعت بعلت مشکلات تنفسی که حین زایمان واسش پیش اومد داخل دستگاه موند مشکلی براش پیش نیومد
این دفعه از دخترعمه ام که تحت نظر دکتر بدری بیمارستان حضرت ابوالفضل زایمان کرده بود شنیدم که معمولا خود خانم دکتر زمان زایمان حضور دارند و انقدر راضی بود که منم تصمیم گرفتم تحت نظر ایشون باشم
خانم دکتر از همون اول بخاطر شرایط بارداری پرخطرم گفتند که بچه زودتر از موعد به دنیا میاد اما به لطف خداوند من هفته های بارداری رو به سلامت از سرگذروندم و چون که از اول بارداری استراحت بودم،هفته های آخر بارداری چند جلسه ای کلاس های آمادگی زایمان شرکت کردم
می خواستم این بار با آمادگی بیشتری زایمان کنم
هفته ی ۳۶ بارداری قرار بود آخرین سونو رو بدم
دکتر بابلی بعد از سونو گفتند وزن بچه ات ۳۳۰۰ و اگر وزن گیریش به همین روال ادامه داشته باشه احتمالا نتونی طبیعی زایمان کنی
همون روز پیش دکتر بدری برای معاینه ی لگن رفتم،گفت دهانه ی رحمت باز شده
گفتم آقای دکتر نظرشون چی بوده ولی گفتند چون قدت بلنده و لگنت خوبه جای نگرانی نیست
بهم گفتند که از هفته ی آینده شروع به پیاده روی و اقدامات دیگه کنم که بچه به دنیا بیاد اما من چون هنوز یه هفته مونده بود به رشد کامل بچه گذاشتم واسه بعد هفته ی ۳۷
بخاطر تحریکی که شدم ترشحات همراه خونریزی داشتم که با دو سه روز شیاف گذاشتن برطرف شد...