۴ پاسخ

یهویی که نمیتونی از سرش بندازی آروم آروم
من دو تا بچه بزرگ کردم ۱۵ ساله و ۹ ساله هیچ کدوم عادت به بیرون ندارن اصلا ولی دختر ۹ سالم هنوزم تو خونه بازی میکنه و حسابی وسیله میچینه خونه درست کنه میکنه آبرنگ بازی میکنه خمیربازی میکنه کاردستی دائم درست میکنه بهم ریختگی خونه رو به جون میخرم ولی متنفرم بچه اهل کوچه و خیابون بشه

دختر من یسال از پسرت بزرگتره یروز درمیون سعی میکنم ببرمش بیرون چون نه همبازی داره نه خوشش میاد خودش تنهایی بازی کنه بعضی روزا که نمیبریمش قهر میکنه 😂

عزیزم اینا دیگه گول نمیخورن دختر منم همش دوس داره یکی بیاد خونمون بهاشون بره خودش همش میگه برم دور دور خستم الان که استراحتم پیشم موند خیلی تغییر کرد میخوام بگم سنشون هست

یهویی غیر ممکنه فراموش کنه،همینکه یبار‌گریه کرده و بیرون رفتنو خواسته خوبه .سعی کنید خودتون ببرین بیرون هواش عوض شه به با خودتون بودنم عادت کنه

سوال های مرتبط

مامان رقیه خاتون مامان رقیه خاتون هفته هفدهم بارداری
سلام دوستان خوبین دخترم ۲ سال ۸ ماهشه ب شدت فضوله یه جا بند نمیشه اگه خودم فقط خونه باشم میشینه بازی میکنه یا با تیوی سرگرمه یا میگه گوشی تو بده یکم بازی میکنه یا من باهاش بازی میکنم ولی بیشتر میگه بدو بدو کنیم .. اگه باباش خونه باشه همش بهانه میاره ک اینو میخام اونو میخام بریم بیرون سر ظهر واقعا نمیشه کنترلش کرد از اونطرف اگه خونه کسی بریم یا کسی خونمون بیاد گریه میکنه ک یا نریم خونه یا با اونا برم در حدی ک امشب ابجیم اومد خونمون گریه کرد سوار ماشین شد تا پارک با هم رفتیم بعد ک رف سرگرم شد اونا فرار کردن البته من نمیزاشتم بره ولی ابجیم گف تو مسبره اشکال نداره ما هم میایم میخاستم بدونم بچه های شما هم همینن من دیگه واقعا رد دادم میگم با بچه دوم چ کنم😑🤦‍♀️😂 یا بچه دوستم اومد خونه ۱سال از دخترم کوچیکتره اصلا نذاشت با وسایلش بازی کنه همش ازش میگرف ولی مثلا با برادر زاده هام ک بزرگترن بازی میکنه قشنگ دیگه واقعا موندم اینا طبیعیه
مامان لناُدوقلوها🫧🎀 مامان لناُدوقلوها🫧🎀 هفته بیست‌وششم بارداری
ما یکروز تو هفته که اصولا پنجشنبه‌هاست تمیز کاری کلی داریم
گرد گیری و جارو و دیگه خلاصه همه چی
ماهی یبارم میشه گفت خونه تکونیه😂😂
تخت و مبلارو میکشیم بیرون و تمیز کاری میکنیم کمدارو میریزیم بیرون و اینا
البته این قرار هر ماه و هر هفته مال قبل بارداری لنا و لیام بود 😂 بعدش خیلی کم پیش میومد اینجوری
امروز خیلی انرژی داشتم سمام درس نداشت
و این بار امروز هم اون آخر ماه بود و هم پنجشنبه‌ و خلاصه از ساعت ۱۱ تا الان دست منو دختر بزرگ خانواده بنده همه کارارو کردیم فقط مونده جارو که اونو گذاشتیم بابا خانواده بیاد انجام بده چون دیگه واقعااا کمرم نمیکشه😂😂
الانم یه چایی با دختری بزنیم
شاید بپرسین چجوری با یه بچه ۵ ماهه میرسی باید بگم که نمیدونم چجوری
قبل اینکه دنیا بیاد همش فکر میکردم وقتی دنیا بیاد نمیتونم هیچ کاری کنم ولی الان دیدم انگار خیلیم سخت نیست
دفعه قبلی که تمیز کاری کردم بچهارو فرستادم پیش خواهرم ولی این بار پیشم بود
یکم خواب بود یکم سما باهاش بازی می‌کرد من کارارو میکردم یکم سما کار می‌کرد من استراحت میکردم
خلاصه که سختم نبود همچین :)😂😂




بارداری زایمان سزارین واکسن