وای دقیقا منم
منم قبلنا استرس داشتم ولی دیگه میتونم با یه بچه شام ۲۰یا۲۵نفرو به تنهایی درست کنم من مثلاً اگه مهمون داشته باشم ناهار واسه خودمون یه چیزآسونی زود درست میکنم بعد از ساعت ۲ظهر کم کم شامو حاضر میکنم یه چیزی ثابت شد واسم اینکه اگه بخوای میتونی از پسش بربیای 🫡🙃
والا الان اومدن عيدديدني هر كي اومد خونه موند شام برا خودم شام گذاشته بودم هردفعه اضافه كردم😂😂😂١٥نفر شام دادم
استرس چی و داری؟ که غذا بد باشه؟ که خوش نگذره به کسی؟ استرس چی؟
منم همینطورم میترسم از مهمونی دادن
باید همه چیم طبق برنامه ریزی باشه
یکی هم سرزده بیاد واقعا ناراحت میشم🙁
ببین عزیزم من خودمم مثل شمام ولی دارم رو خودم کار میکنم تا ارومتر شم.
اول لیست کارها و غذاهاتو بنویس بعد کم کم انجام بده اینم در نظر داشته باشه همه چی نسبیه نمیتونی همه کارارو خوب خوب پیش ببری اگرم ببری مطمئنا خودتو از بین میبری.
برا مهمونی اول به خودت برس با خنده از مهونات استفبال کن بقیش خودش حل میشه برا کارهاتم میتونی ازشون کمک بخوایی.
من ی عادتی دارم قبل اومدن مهمون همه چی باید آماده باشه ولی خیلی پیش اومده خودم مهمونی رفتم دیدم طرف با من حرف میزنه و ظرف اماده میکنه چ میبینم اصلا ایرادی نداره اینکارا.ما رسما داریم خودمنو ازبین میبریم
فک کنم منو توصیف کردی
من کلا همیشه خونم مرتب و تمیزو جارو کشیدست
سرویس بهداشتی شسته
کمدا مرتب
اشپزخونه مرتب
ینی اینا جزو روتین هرروزه
غذامم خوبه
ولی باز به مهمون میاد من از کله صب پا میشم و تا بیان همه مارای ریز ریز ریز باید انجام شده باشه
ببین حتی چایی باید تو قوری بریزم که اومدن من فقط توش ابجوش بریزم در این حد
براهمین خیلی بخودم از لحاظ ذهنی سخت میگذره
حالا میرم خونه نردم حتی میوه نشستن تازه بعد شام میشورن
یا ظرفاشون گرفته نیست
تازه به چشمم نمیاد و خوب همه چیو هندل میکنن
دقیقاااااا منم اینجوریم 🥺😑 شوهرم خیلی از این بابت ناراحته همش میگه کسی خونه ما نمیاد
منم همینم و بعد بچه دار شدن اصلا مهمونی ندادم چون وسواسی هم دارم از کثیفی و ریخت و پاش بعد مهمونی بدم میاد
منم دقیقا مث خودم خیلی ریز بین و جزییات برام مهمه و تا الان خیلی مهمونی دادم ولی بعدش متوجه شدم ک اون چیزی ک من روز حساس میشم به چشم کسی نمیاد .مهم اون غذاهست ک خوشمزه باشه
دقیقا انگار منو گفتی
باز من برعکس عاشق مهمونی دادن و مهمونی رفتنم
با ۵۰ نفر تو خونم مهمونی دادم همه کارم خودم کردم
دیگه مهمونی کمم بالا ۲۰ نفره چون ماشاالله تعدادمون زیاده
منم دقیقا مثل شمام، بعد جالب اینه اگه مهمون بخواد بیاد غذایی که که میپزم مثل همیشه نمیشه😄از بس استرس دارم.
باید همه چیز در بهترین حالت خودش باشه از غذا گرفته تا تمیزی خونه
ولی جدیدا یکم آسون گیر تر شدم هی با خودم میگم ببین رفتیم خونه بقیه هم چیزایی براشون عادی بود که اگه تو بودی حرص میخوردی پس آروم باش و آسون بگیر هممون مثل همیم
سختم بود ولی دیگه اینجور مواقع تشریفات اینا نمیشه کرد انتظارات هم کمه،،سینه مرغ مزه دار میکنم فریز میکنم اونو اماده کردم با برنج ،سالاد شیرازی، سوپ هم اماده گرفتیم
من قدیم تر ها خیلی خوب بودم..هر ذ روز مهمان داشتم. تازه وضع مالی مون هم اصلا خوب نبود.. ولی چند سال مرگم میگیره.. بدم میاد.. بخاطر وسواس چیه.. خونم هم برق میزنه اما مهمون ک میاد و میخاد بره من همش استرس دارم..
منم خونه خاله همسرم رفتیم اونجا گفتن میایم خونه شما ،تا من برسم خونه قبل من رسیده بودن همشونم موندن شام دوازده نفر بودیم
منم همینو برا همین شوهرم میدونه میگه نمیخواد بدیم و خیلی بد میشه
مهمونی های یهویی برگزار کنین خیلی کمک میکنه
اره منم همینطوریم اکثرا ولی با دوستامون که باهاشون خیلی راحتیم اینطوری نیستم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.