۱۲ پاسخ

من خودم هميييشه دو تا بچه دوس داشتم. همسرم ديشب بهم ميگفت با اينهمه سختي اي كه سر اين اولي كشيدي، بيا پرونده بچه دوم رو همين الان ببنديم بذاريم كنار...
هفته ۶ تا ۹هماتوم و لکه بینی و استرس . تا لکه بینی تموم شد تهوع و بی حالی و سوزش معده شروع شد تا ۱۵ هفته و چهار کیلو وزن کم کردم، بعدش سردرد شدید به اینا اضافه شد تا ۱۸ هفته. بعدش تازه داشتم میفهمیدم زندگی چیه که سرویکس ام کم شد و سرکلاژ شدم و استراحت مطلق😐 الان هم که استرس زایمان زودرس رو دارم

واسه من ناگهانی هفته ۳۰ اومد پایین و شد ۲۲، تا هفته ۲۸ هم نزدیک ۴۰ بود.
از همون روز. مطلق شدم. هنوز دو هفته نشده.
قبلشم که سرکلاژ و پساری و … نشده بودم و تو هفته من دیگه‌ نمیشد کاری کرد.

عزیزم شما که سرویکست اومد پایین علایم هم داشتید؟؟؟

من و شوهرمم از همین الان تصمیم گرفتیم بچه بعدی در کار نباشه نه من دوست دارم نه شوهرم

دیگ اخراشه خداروشکر
گر چ هر چی بگی چون تجربه شو ندارن
متوجه اون حسایی ک ما میگیم نمیشن

چرا سرویکست اومد پایین؟

دقیقا منم شش ماه اول خیلی خوب بودم شوهرم میگه تو مثل فرفره از اینور ب اونور بودی... تازه تا ۴ماهگیم مامانمم حتی نمیدونست ک باردارم. هفت یکم درد و اینا دیگه ۲۹هفته افتادم به انقباض و زایمان زودرس و طول سرویکس پایین. 😔🤦‍♀️تا الانم استراحت بودم

من تا ۸ ماهگی هم میگفتم بچه دوم رو زود اقدام میکنم اما از روزی که رفتم تو ۹ ماه به غلط کردن افتادم الانم که منتظرم زودتر زایمان کنم انگار نه انگار خانم جا خوش کرده

خودت بعد زایمان یادت میره😂

عزیزم 😂
سرویکس چند شد؟
کاری هم برات انجام دادن یا فقط گفتن استراحت باشی؟

فقط باید ایودی بذاری یجور سفت و سخت جلوگیری کنی نمیشه به نحوه جلوگیری شون اعتماد کرد 😕

😄😄😄

سوال های مرتبط

مامان آقا فریاد🩵🧸 مامان آقا فریاد🩵🧸 هفته سی‌ونهم بارداری
دوستان خواستم تجربمو ب اشتراک بزارم براتون شاید ب دردتون خورد😂🤦🏻‍♀️
من سه روز بود حرکت بچه رو هیچی حس نمیکردم روز اول گفتم عادیه خوابه.روز دم گفتم خب بزرگ شده نمیتونه حرکت کنه.روز سوم از ساعت ۶ ک شوهرم رفت سرکار دل تو دلم نبود شوهرم رفت نشتم ی اب قند با اب یخ خوردم ب چپ دراز کشیدم ولی هیچ حرکتی نکرد تا دوساعت باز دوباره ی شکلات تخته ای خوردم دراز کشیدم هیچی ب هیچی ساعت ۱۰ صبح شد زنگ زدم شوهرم گفتم من دیگه طاقت ندارم شوهرم بنده خدا گفت من دوروزه میگم بریم دکتر نیومدی الانم اماده شو ب بابام میگم بیاد دنبالت.
منم اماده شدم دیدم عع کلید خونه رو تو ماشین جا گذاشتم🤦🏻‍♀️
ب شوهرم گفتم بگو نیاد شوهرم گفت من مرخصی ساعتی میگیرم ۶ میام دنبالت.اقا من مررردم از استرس تا ۶ فقط فکر و خیال و عرق میکردم گریه میکردم.منی ک اینقدرررر بیخیالم🤦🏻‍♀️ مادرشوهرم زنگ میزد دلداریم میداد تا ۶ شوهرم اومد.این بچه ای ک حتی ی حرکت نداشت مامان اومد دست گذاشت رو شکمم دستشو لگد زد😐صدای قلب عادی ان اس تی عادی بود ازمایش خون نرمال بود.حالا اومدم خونه اینقدر موقع خواب لگد زد نمیزاشت بخوابم ماما میگفت بخاطر استرسی ک داشتی بچه حرکت نمیکرد.شوهرم صبح میگه بچه لگد میزنه گفتم اره دستتو بزار بخداا دوتا لگد محکم زد ب دستش شوهرم شاخش داشت درمیومد میگفت این چرا سه روز بی حرکت بود الان داره شکمتو پاره میکنه گفتم این ی مورد و ب تو نرفت ب پدرت رفت زن دید بچم شنگول شد😂🤦🏻‍♀️
هیچی دیگه خواهرا استرس نداشته باشین استرس تا همینقدر میتونه رو بچه تاثیر بزاره

#بارداری
#مامایی
#فرزندپروری