۲۲ پاسخ

سعی کن دهن بین توی هیچ زمینه ای نباشی
بعد چرا کسی باید بدونه روش جلوگیریت چیه؟چه راحتی باهمه 🫤😐🫤

اینا همه خرافات پیر زناس ک رحم خشک میشه و فلان خودشون پر میکردن تو سالی یبار میزاییدن 😐

هیچ وقت همچین فکریو نکن خدا خیلی دوست داشته ک زودتر معجزشو بهت نشون داده خیلیا چندین سال زحمت میکشن تلاس میکنن پول خرج میکنن تا باردار بشن همین ک با ی بار اقدام باردار شدی یعنی معجزه خدا 🥹😍

سلام عزیزم من هنوز ۳ ماه بود عروسی کرده بودیم که حامله شدم
برای منم بدون برنامه ریزی بود
ولی لحظه ای ناشکری نکردم
خدا شرایط رو بهتر از ما میدونه اصلا همه چیز قبلا برنامه ریزی شده
شاید در اینده اتفاقی میفتاد که نمیتونستیم بچه دار بشیم و الان بهترین زمان برای بارداریمون هست
از بارداریت لذت ببر

من این بلا سرم اونده از بس گفتن معلوم نیست کی باردار بشی بعد دو سال اقدام کردم همون ماه باردار شدم ولی سقط شد این یکی هم رعایت نکردیم باردار شدم منم فکر میکنم هنوز زوده با اینکه چهار سال ازدواج کردم ولی همه هم فکر میکنن باردار نمیشدم

من بچه اولم تا عروسی گرفتیم ماه بعد باردارشدم دیگه جلوگیری طبیعی داشتم تا دخترم شد 10سالش اولین اقدام باردارشدم بستگی به رحم داره

عزیزم زندگی خصوصی حریم شخصی داره.راجع به مسائل زناشویت هیچ وقت باهمه راحت نباش اصلا از مشاور و دکتر کمک بگیر نه خاله وعمه❤.

کی همچین حرفی زده رحم خشک میشه من ۳سال قرص ال دی خوردم

عزیزم خودت میگی خیلی ترسیدی ازینکه باردارنشی،
حالا که خدا بهت عنایت کرده و نزاشته سختی بکشی روزی هزاربار خداروشکر کن
سنتم برای بچه داری اتفاقا خیلی خوبه هرچی سن بالاتر میره حوصله کمتر میشه بچه داری هم صبرو حوصله زیاد میطلبه

اصلا ناراحت نباش عزیزم
من بعد ۶ سال باردار شدم
بازم فک‌میکنم‌خیلی زود بوده
شرایط واس همه یکسان نیستش
هر کسی ی جور واسش چیده میشه
ایشالا بعد ب دنیا اومدن نی نیت
رابطتت با همسرت بهتر میش
زندگیتم شیرین تر میش

دنیا بیاد بهت نشون میدم ک چ حسی بهش داری

انقدر ویارم و حالت تهوعم زیاد بود ک شوهرم میگفت میخوای قیدشو بزنیم🤦منم خیلی جدی گارد گرفتمو گفتم یعنی بکشیمش خجالت بکش 😡😡
بنده خدا سریع گفت شوخی کردم😂😂

عزیزم من عقد و عروسیم باهم بود
ماهگرد چهارم فهمیدم باردارم و الان ۵سال گذشته از ازدواجم
دومی هم حاملم
خیلی راضی بودم و هستم
اولش سخت بود می گفتم بدون برنامه شد و دست و پام بستس
ولی خداروشکر الان فهمیدم چه خوب ک زود شد
دومی هم دارم میارم که ایشالا بعدش بچه ها از اب و گل درمیان میتونم به خودم حسابی برسم
رابطم با شوهرم محکم تر شده
قلق زندگی دستم اومده و خلاصه که خیلی خوبه
توهم بعدا متوجه میشی که خیلی بهتر شد برات ♥️

خوبه که بعد از سه سال
من که همون اقدام دفعه اول گرفت کاملا‌ برگامون ریخت 🤦🏻‍♀️🤣 خونه داری و بارداریم همسن همدیگه ان همه وسایلام دست نخورده و نو هنوز 😂😂😂 تو میگی هنوز زوده پس من چی بگمم خواهر😂😂

چرا باید کسی بتونه جلوگیری داشتی یا نداشتی یااصلا از عقد رابطه داشتی یا نه
خدات رو شکر کن که خوش شانس بودی باردار شدی قبل عروسی که هیچ من شش ماه بعد عروسی جلوگیری داشتم بعدش تصمیم گرفتیم بچه دار شیم ولی متاسفانه ۲ سال دارو درمان کردم
حالا که خدا بدون دردسر و خرج و استرس نی نی بغلت گذاشت خوشحال باش🥰

وای منم دقیقا همینجور بودم همش بهم میگفتن جلوگیری نکن نازایی زیاد شده اما من ۱سالو نیم اهمیت ندادم بهشون😂بعدش گفتم بزار یبار امتحان کنیم ببینیم حالا اوکی میشه یانه😁😁 ک من هفته بعدش او زنان از خونه مامانم اومدم خونه خودم😇😇😂😂

سلام عزیزم من بچه اولم بعد عروسیم باردار شدم و الان خداروشکر میکنم با خودمون بزرگ شدن سن ۱۹ سالگی ازدواج کردم الان که میخوام از اول شروع کنم خیلی حس خستگی دارم و حوصله م کم شده الان تا حوصله داری بهتره

منم چنین گولی خوردم پدر شوهر مادرشوهرم ده سال بچه دار نمیشدن همه میگفتن اقدام کن شاید باردار نشدی بری دکتر خوبه اقدام نکردم ولی فهمیدم ناخواسته باردارم🤣

والا الان ناباروری اینقدر زیاده که
وبشدت عذاب اور
منی که گریه میکردم با نامزدم دعوامیکردم تروخدا زود بچه نیاریم .....تا قبل بارداریم همش میگفتم ای کاش اصلا تو نامزدی حامله میشدم ۷سال توراه دکتر بودم
خداروشکر کن ....باز خودت خواستی که اقدام کردی دیگه

فاصله سنیت با بچه ت کم میشه، بعد ۳۰ سال دیگه از اب و گل درومدن، زندگی میکنی، مدرسه رفتنش حوصله‌ت بیشتره

عزیزم دقیقا عین منی
تازه من ۲ بار نزدیکی ناموفق بود 🤣 ولی شد
توکل کردم ب خدا
خیلی شبا بهش فکر میکنم ولی دیگه چ میشه کرد
من ک ب نیت خیر گرفتمش و پاقدمش برامون پر از رزق و روزی میشه ب امیدخدا

خدا برات نگهش داره دختر خوب وقتی آوردی دیگه تا بیاد سه سال از ازدواجتم رد کردی
منم بعد یک سالو نیم اقدام خدا یه نینی کوچولوی خوشگل تو دلم کاشته 🥲❤️

سوال های مرتبط

مامان راشین و مهرشین مامان راشین و مهرشین هفته سی‌ودوم بارداری
پروسه اقدام دومین دخترم
من دوست داشتم زودی دومی رو بیاریم اما راشین انقد تو سن پایین بستری شد و تشنج کرد و بد غذا بود که حسین خیلی ترسید. وقتی ۳سالش بود همش به حسین میگفتم اگر میخوای الااااان وقتشه... اونم میگفت حالا فعلا نه...
۵سالش اینا که شد، دیگه من گفتم نمیخوام فعلا...همونم بچه بودم اوردم، اصلا ما فامیلیم رو چه حساب بچه اوردیم؟ چه بی فکریم ما و... دیگه دیدم خیلی مغزم تو یه دایره بطلان میچرخه، با دوستم که روانشناسه صحبت کردم... چندین جلسه با دوستم و به این نتیجه رسیدم که مغزم زر میزنه😂😂😂 راشین کلاس اول نرفته بود که ما اقدام میکردیم و نمیشد... ۶ماه به صورت پیگیری تخمک گذاری مصرانه اقدام داشتیم و بعد از ۶ماه خوشگل خانوم رو باردار شدم. ولی چون اصلا فکرشو نمیکردم باردار باشم،خونه دوستم یه دمنوش غلیظ زعفروووون خوردم. فرداش خونه تکونی داشتم تخت به اون سنگینی خونه رو تنهایی کلا بلند کردم و هزار و یک حرکت دیگه... بعد دیدم چرا پریود نمیشم... بی بی چک خریدم. حسین میگفت بابا الکی پول چی میدی... دو روز صبر کن میشی... بی بی چک رو زدم و در کمال ناباوری باردار بودم😂


اقدام به بارداری سوم
این سری هم حسین و هم خودم میگفتیم زودی بعد از دومی سومی رو میاریم... من تو فکرم بود آی یو آی بکنیم. وقتی مهرشین ۱سالش شد به حسین گفتم من اونقدری برام مهم نیست که برای جنسیت آی یو آی کنم. ولی اگر تو برات مهمه و ۱۰،۱۵سال دیگه حسرت پسر داشتن میخوری بریم آی یو آی... گفت نه... برای من انقد مهم نیست. هرچی خدا بده... گفتم حله...
بیا اقدام کنیم باز مثل مهرشین چندین ماه طوووول میکشه... گفت باشه...
و زد و سر اولین اقدام گرفت😅😂
برگام ریخته بود بی بی چکم مثبت بود... و اینکه البته خدا خواست و پسر شد نی نی...