۲۲ پاسخ

دیگ باهاشون جایی نمیرفتم😐 بی ادبا

حس ميكنم زنش بهت حسودي ميكنهيجور حس حسادت بهت داره و ازش سر تري

و مرده هم از ترس زنش نيومد سمتت تعارف بزنه

چیزی نمیگفتم ندید میگرفتم ک فک نکنه حرکتش مهم برام

اون لحظه یکم کنترل میکردم وبه رو نمیاوردم واصلن وابدا باهاشون جایی نمی‌رفتم

نه حق داری
شب یه چایی بریز ببر به اون نده😅

من جاى شوهرت بودم كباب و ميگرفتم جلوش ميذاشتم تو بشقاب شما ميگفتم عزيزم بخور نوش جونت

باشون ديگه نريد جايي من باشم ببنيمشون رومو پشت ميكنم

حق با شماست ب شما بی احترامی شده یه جورایی تو جمع

منم رو این چیزا خیلی حساسم و ناراحت میشم،شاید واسه بعضیا این جزئیات مهم نباشه ولی من ناراحت میشم

چ‌بی ادب

جایی نرو باشون

دیگ باهاشون رفت و امد نکن

احتمالا خانومش حساسه

من بودم میگفتم عینک بیارم برات منم ببینی؟؟میگفتی نترس تعارفم میکردی بر نمی‌داشتم.

دیگ باهاشون بیرون نرو
به خوردن که نیس
یه نوع تعارفه به همه زده باید ب توام تعارف میکرد
من خودمم سر این چیزا حساسم زود بهم برمیخوره

نفهمیه کارش

شاید از قصد کرده یا ازت خوشش نمیاد ک دلیلش حسادت هم می‌تونه باشه یا یه مشکلی باهات داره خواسته اینطوری تلافی کنه
در هر دو صورت به یه ور بگیرش دیگه هم سعی کن باهاشون جایی نری

دیگه باهاشون بیرون نرو

منم زیاد از این رفتار ها دیدم کلا هیچ مردی تا حالا باهام ارتباط نگرفته حتی در حد اهریمن تعارف احساس میکنم خودم خیلی رو ندادم اونا هم جرئت ندارن😂😵‍💫😂

دیگه بهش توجه نمیکردم

تو اينطور حمعا اصلا نبايد نقطه ضعف بدي دست بقيه همسرت بايد سيخو ميگرفت تعارف شما ميكرد
ولي بنظرم اصلا ري اكشن منفي نشون نشده

کارشون خیلی زشت بوده ای کاش همون لحظه همسرتون واکنش نشون میدادن و جوری که جو خراب نشه با صدای بلند به شما تعارف می کردن که اون آقا هم متوجه کار زشتشون می شدن

سوال های مرتبط

مامان فرفری..✨🍓 مامان فرفری..✨🍓 ۳ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#نوزاد#کودک#پوشک#کولیک#نوزاد#فرزند#


ادامه تاپیک قبل___خلاصه من رفتم قدم بزنم همسرم دید ناراحتم اومد پیشم گفت چیشد براش تعریف کردم گفت راااست میگییی من فکرکردم اول از تو شروع کرد بعد برای همین باز دیگ تعارف نزد بهت گفتم ن بابا اصلا هیچ تعارفی نکرد از اولش همسرم خیلی ناراحت شد گفت پس بیا جمع رو ترک کنیم ب بهانه غذا خریدن برای تو و بچه دیگ رفتیم پیششون همسرم بهشون گفت ما میریم غذا بگیریم خدانگهدار باهم دیگ رفتیم از اونجا چند دقیقه بعد هم برگشتیم ک وسایل همه رو جمع کنیم بریم شهر خودمون (اخه ۴ ساعت فاصله بود ازاونجا تا شهرمون)بعده اینکه برگشتیم وسیله هامونو جمع کنیم همه فهمیده بودن ناراحت شدیم ما از چیزی شوهر منم از فرصت استفاده کرده بود اینو برد ی گوشه بهش گفت قضیه رو ک چه کار بیخودی کرد بعدش ک من اومدم سوار ماشین شم سریع اومد داشت کمکم می‌کرد همون آقا انگار ی حس عذاب وجدان گرفت مهربون شد یهو باهام توی مسیر هم همش میگفت هرجا فکر میکنی خوبه بگو وایمیستیم فلان…….به نظرتون این یعنی چی؟؟نه به اون رفتار ک بی احترامی کرد بهم نه ب این رفتارش!!شما این دوتا رفتار رو کنارهم بزارید و قضاوت کنید من ک قفله مغزم
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
یه جای داستان
شخصیت اصلی میگه،حالا که اینکارو کردی دیگه دوست من نیستی
پسرم تازگیا این جمله رو زیاد استفاده میکنه
حالا که با من بازی نکردی…
حالا که پات خورد به اسباب بازیه من…
منم اون لحظه باید مثل پاندای معلم،یا لاک پشت دانا،یا سنجاب جنگلی
بهش بگم،چشماتو ببند نفس عمیق بکش،تا ۱۰ بشمار،و حالا به بازیهای جالبی که با هم میکنیم فکر کن

بعضی وقتها انجام میده بعضی وقتها هم نه
بهش میگم راد عزیزم این حرفهایی که به من میزنی ممکنه منو ناراحت کنه
ممکنه دوستت رو ناراحت کنه،درسته عصبانی یا ناراحت شدی
اما قبل از اینکه حرفی بزنی نفس عمیق بکش

یه مدت روی این موضوع تمرکز کرده بودم،اما یه روز وقتی گفت ناخودآگاه سرم به چیزه دیگه‌ای مشغول شد و حرفی نزدم،دو سه بار تکرار کرد و من به بازی که از قبل برام چیده بود ادامه دادم
و دیگه از اون روز تکرار نکرد
و دیگه نگفت
و حتی موقع گوش دادن به همون داستان شروع میکنه به نفس‌های عمیق کشیدن
من بچه تربیت نمیکنم،اونه که داره منو تربیت میکنه
اون داره به علم و آگاهیه من اضافه میکنه
اونه که صبر،شادی،ناراحتی،هیجان،فکر کردن و … رو به من یادآوری میکنه
❤️❤️❤️
مامان ارغوان مامان ارغوان ۳ سالگی
تقدیم به مامانایی که همه میگن زیادی حساسین
من امروز به شدت به خودم افتخار کردم و کمی احساس غرور 🤣
از زمانی که ارغوان دنیا اومده من خوب حساسیت های خاص خودمو داشتم اونم به خاط اینکه راجب همه چی مقاله های مختلف میخوندم از زردی نوزادیش بگیر و ندادن شیر خشت و ترنجبین و از این قبیل دارو ها و کلا سبک شروع کردن غذا دادن بهش همیشه همه بهم برچسب اینو میزدن چون دیر بچه دار شدم زیادی حساسم و شورشو در اوردم
روی سیستمی که تو ذهنم بود موندم از شکر نخوردن و نمک نخوردن قبل. یک سالگی بگیر و چکاب مداوم ماهانه و سالانه
اما حرفها شنیدم
امروز چکاپ دندون پزشکی ارغوان بود دکترش زد سر شونم گفت خیلی کم پیش میاد تو این سن اینقدر دندون سفید و‌مرتب مشخصه حساسی نا خود اگاه اشک تو چشمام جمع شد توی کنترل سه سالگیش هم دکترش گفت مامان حساس نه مامان مراقب اضلا دلم قرص شد 😭
نمیخوام زحمات کسی رو ببرم زیر سوال اما اگر حساسیس بدونید به نفع کوچولوتون هست
بعد سه سال من کم کم دارم تفاوت رو حس میکنم
ببخشید دیگه یکم مغرور بازی شد اما حس خوبی ذاشتم خواستم یه اشتراک بزارم