تقدیم به مامانایی که همه میگن زیادی حساسین
من امروز به شدت به خودم افتخار کردم و کمی احساس غرور 🤣
از زمانی که ارغوان دنیا اومده من خوب حساسیت های خاص خودمو داشتم اونم به خاط اینکه راجب همه چی مقاله های مختلف میخوندم از زردی نوزادیش بگیر و ندادن شیر خشت و ترنجبین و از این قبیل دارو ها و کلا سبک شروع کردن غذا دادن بهش همیشه همه بهم برچسب اینو میزدن چون دیر بچه دار شدم زیادی حساسم و شورشو در اوردم
روی سیستمی که تو ذهنم بود موندم از شکر نخوردن و نمک نخوردن قبل. یک سالگی بگیر و چکاب مداوم ماهانه و سالانه
اما حرفها شنیدم
امروز چکاپ دندون پزشکی ارغوان بود دکترش زد سر شونم گفت خیلی کم پیش میاد تو این سن اینقدر دندون سفید و‌مرتب مشخصه حساسی نا خود اگاه اشک تو چشمام جمع شد توی کنترل سه سالگیش هم دکترش گفت مامان حساس نه مامان مراقب اضلا دلم قرص شد 😭
نمیخوام زحمات کسی رو ببرم زیر سوال اما اگر حساسیس بدونید به نفع کوچولوتون هست
بعد سه سال من کم کم دارم تفاوت رو حس میکنم
ببخشید دیگه یکم مغرور بازی شد اما حس خوبی ذاشتم خواستم یه اشتراک بزارم

۹ پاسخ

منم همینجوریم خیلی حرف شنیدم و می‌شنوم ولی کاره خودم رو میکنم وقتی هم که میبرنش خونشون هرچی دلشون میخواد میدن به بچه

ما خوب پیش رفتیم 💪🏻😁

وای به منم چه حرفا که نزدن ولی به قول شما الان تفاوتو دارم میبینم و به خودم افتخار میکنم

منم دقیقا خیلی حساسم
دندوناشم کاملا سالم و سفیده
منم خیلی حساسم
یه چی بخوام بدم باید صدبار گوگلو بالا پایین کنم🫠

منم حساس بودم حرف ها شنیدم اینکه حالا یه بچه ای آوردین و مگه شما فقط بچه آوردین و ازین حرفا،،….خیلی ناراحت شدم گاهی هم دلم شکست ولی برمیگرده به شخصیت آدما نمیشه فهم شعور رو یاد کسی داد

مراقب های دندون هم به ما هم بگید🥰

آفرین عزیزم من حس ت رو درک میکنم و راستش منم بهت افتخار میکنم
از قضا عزیزترین افراد زندگیم به من برچسب حساس بودن زدن ته جمله هاشونم گفتم ناراحت نشی هاااااا
منم با یه حالتی (ک‌ نمیتونم وصف کنم چ بود،بغض بود حرص بود ناراحتی بود حس درک نشدن بود یا ترکیب همه ی اینا با هم)میگفتم نه ناراحت نشدم
اتفاقا من حساس هستم درست میگید ولی خودم راضی م
هر بار هم ک علیرضا چالش هایی ک بقیه بچه های همسنش داشتن رو نداشت (و البته دلیلش ژنتیک و ..... نبود و بخاطر روش های تربیتی خودم بود) من هم این حس خوب شما رو داشتم اون لحظات

من سر خوابیدنش هیچوقت کوتاه نیومدم همش بهم میگفتن خوابش نمیاد الکی خوابش میکنی یا مسگفتن بیدارش نکن خودش سیر خواب بشه بیدار میشه تو نمیذاری بچه بخابه، درصورتی ک خوابش کامل میشد و اگ زیادی میشد شب یا ظهر نمیخابید ، نتیجه اش شد این که تو این سه از اول‌نوزادیش تا ب الان من بی خوابی نکشیدم چون بدنش تنظیم بود الانم ک‌۱۲میخابه یکم دیره ولی ب نسبت دوبریام ک میگن ما تا ۲-۳-۴بیداریم و‌بچشون حتی ظهر هم نمیخابه پسر من خوابش خوبه و اذیت نشدم

از قضا کار خوبی کردی سر تربیت خودتت موندی و نذاشتی تربیتتو عوض کنن👏

سوال های مرتبط

مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
تاپیک‌فقط جنبه دردو دل داره🫠
من ۹۳ ازدواج‌کردم زندگیمون خوب بود و بعد مدتی هی من و همسرم دیدیم کلا تمایلی به بچه نداریم واسه همین کلا تصمیمون قطعی بود که هیچ وقت بچه دار نشیم اما بعد ۸ سال بدن من دچار مشکلاتی شد که ترغیبم کرد به آوردن بچه چون متاسفانه ما برخلاف چیزی که فکر می کنیم حتی اختیار بدنمون دست خودمون نیست. یه مقدارم البته خودم دلم می خواست حس مادری رو بچشم اما همش دعام این بود که اگر ظرفیتشو ندارم و یا قراره بچه ای خدا بهم بده که من توان‌نگهداریشو ندارم اصلا بهم بچه نده، همش می گفتم‌من اصراری ندارم اما اگه دادی باید خوبشو بدی که واقعا پشیمون نشم و توانشو داشته باشم اما... خدا جون گذاشت تو کاسم. راحت باردار شدم تا ۷ هفته همه چی خوب بود اما از هفته ۸ ام ویار وحشتناک به آب و غذا و خونه و همسر و تمام آدما شروع شد تا خود ۴۰ هفته😐 بعد زایمانم تا ۱۵ روز کولیک شدید بود جوری که ۱۵ روز منو همسرم کلا نخوابیدیم یکسره تا صبح گریه می کرد منم هی شیر می دادم اون همش بغلش می کرد و تو خونه راه می رفت. بعد ۱۵ روز کولیک خوب شد رفلاکس شروع شد. هر نیم ساعت بیست دقیقه از خواب بیدار می شد شیر می خورد حسرتم شده بود ۳ ساعت خواب ممتد. تا ۶ ماه رفلاکس بود غذا شروع شد رفلاکس تموم شد ولی عادت شیرخوردنش موند 😐 تااااا ۲ سالگی که از شیر گرفتم کلا بعدش چالش های رفتاری شیطنت خیلی شدید و بدقلقی از خواب و غذا خوردن بگیرررر تا همه چیز
ادامه کامنت
مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
امروز ده روز که رایبد از پوشک گرفتم باید عرض کنم من همیشه قبل از هر چالش و موقعیتی اینقدر که استرس قبلش از پا درآوردتم خود اون موقعیت سخت و جانفرسا نبوده😂
مثلاً از شیر گرفتن، واکسن زدن، تایم های بیماری و مریضی و در نهایت همین پوشک گرفتن...
اینقدر ترک پوشک برام شده بود کابوس که اصلا دلم نمی‌خواست وارد این پروسه بشم خصوصاً که هر روز کلی مامان مستاصل اینجا میدیدم که راجع به قضیه پوشک گیری مینالیدن😥
اما خداروشکر این مرحله هم خیلی راحتتر از اون چیزی که تصور من بود سپری شد، و رایبد بخوبی با این قضیه کنار اومد و همکاری کرد...
اینم بگم تا الان خیلی مواخذه شدم که چرا بچه رو از پوشک نمی‌گیری و دیر شد اما من از اول زمان مورد نظرم سه سال بود که بچه به آمادگی کافی برسه، خیلی ها مسخره‌ام کردن، خیلی ها بهم طعنه زدن و فکر کردن بخاطر تنبلی و راحتی خودم این کارو تاخیر میندازم اما برام مهم نبود، مهم این بود که تو این مسیر بچه ام آسیبی نبینه و هر دو اذیت نشیم، که خداروشکر همینم شد😍
شما هم کاری به اظهار نظر اطرافیان نداشته باشین، هر مادری شناخت بهتری از بچه اش داره👌
مامان محمد مامان محمد ۴ سالگی
مامان لاوین مامان لاوین ۴ سالگی
تجربه شخصی من در مورد از پوشک گرفتن
اول اینکه همه بچه ها مثل هم نیستن، اینکه میگن پوشکو حذف کردی دیگه تمام دیگه نباید برگردی به پوشک برای همه بچه ها صدق نمیکنه، بعضی از بچه ها از جمله دختر خودم شخصیت مستقل و به شدت منطقی دارن و دوست دارن خودشون تصمیم بگیرن، در مورد این بچه ها اگر پوشکو به یک باره حذف کنی نتیجه عکس میگیری، کاری که خودم کردم این بود که وقتی میخواستم از پوشک بگیرمش از یک ماه قبل بهش میگفتم مامان برو از تو کشو پوشک بیار اینطوری مطمئن میشد که پوشک هست و تمام نمیشه و طی دو هفته اصلاااااا درمورد اینکه دیگه پوشک نپوش و بزرگ شدی و ... حرفی نزدم، کاملا اختیارو دادم به خودش و حتی وقتی میگفت مامان بهم بگو بزرگ شدی میگفتم مامان ناراحت میشی من نمیخوام ناراحتت کنم هرموقع خودت تصمیم گرفتی من کنارتم،اینطوری واقعا حس کرد که خودش داره تصمیم میگیره اما در واقع من شرایطی فراهم کددم که تصمیمی من میخوام و درسته رو بگیره، روز اول خودش گفت پوشک نمیخوام منم نپوشیدم براش اما بعد از ۳ ساعت گفت پوشک داریم گفتم بله مامان برو بیار، روز دوم ۵ ساعت بدون پوشک بود و البته ازم پرسید طوری نیست تو شورتم جیش کنم گفتم اصلا، حتی اینکارم بکنی من لازم دوست دارم. روز سوم باز پوشک پوشید و از روز چهارم گفت پوشک نمیخوام و تا ۴ روز توی شورتش جیش میکرد اما تو دسشویی از روز پنجم با تشویق و جایزه شورتشم در آورد و بدون شورت جیششو کرد.
نکته دوم اینکه بعصی مادرا توی گهواره میگن از پوشکش بگیررررش گوش نده به این حرفا که بچه باید آماده باشه و ... اما واقعا امادگی بچه اولین و مهمترین شرطه، اگه بچه آماده باشه این پروسه راحتترین بخش بچه داری میشه
مامان پسر بچه❤️ مامان پسر بچه❤️ ۳ سالگی
مامانای عزیز
خواهش میکنم راهنماییم کنید 🥺 من از اول بهمن‌ماه که پسرم در واقع ۲ سال و ۱۰ ماهش بود به اصرار و توصیه‌ی دکترش 🤦🏻‍♀️ و علی رغم میل باطنی خودم شروع کردم آموزش از پوشک گرفتن.
دکترش واقعا حررررف نداره تو همه چیز و ۳ ساله من به همه معرفیش میکنم ولی توی پوشک گرفتن باعث شد من عذاب بکشم😫 من میدونستم که پسرم آمادگیشو نداره با این حال شروع کردم براش.
از اون موقع تا الان پسرم هنوز که هنوزه نمیگه جیش داره. شااااااید ۵ ۶ بار تا حالا گفته باشه‌. بقیه‌ی موارد یا خودم بردم یا اینکه جیش کرده تو خودش.
توی مای بیبی شورتی جیش بکنه که اصلا چیزی نمیگه
ولی تو شورت معمولی تا جیش میکنه سریع میگه جیش کردم و تو شورت آموزشی هم اگر جیشش زیاد باشه میفهمه و میگه جیش کردم.
چیکارش کنم حالا من پسرمو؟ 🥺🤦🏻‍♀️
یه جوری شده نه راه پس دارم نه راه پیش...
اینم بگم پسر من ۸ ماهه به دنیا اومد و راه رفتن و نشستن و چهاردست و پا و ایناشم نسبت به بقیه‌ی بچه‌ها دیرتر بود.
عقلش کم نیستا😅 ولی هنوز آمادگیشو نداره انگار.
برچسب و اینا هم براش زیاد گرفتم و میزنیم.
دیگه کم آوردم🥺 میشه راهنماییم کنید.
مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
پسرک با پدر رفتن سرکار، و من در سکوت و تنهایی خیره به پرایدش شدم و در غیابش هم بهش فکر میکنم که چقدر خوبه یکی اینجور همه جون و تنم شده که در بود و نبودش حجم بزرگی از فکر و ذهنمُ متعلق به خودش کرده😍

مامانا بچه های شما هم زیاد بهتون ابراز احساسات میکنند؟
رایبد مدام راه میره میگه مامان دوستت دارم🥺😍
ی وقتایی تو اووووج بازی هستیم یهو میبینم خیره شده بهم، نگاش میکنم فوری بوسم می‌کنه میگه مامان خیلی دوستت دارم😅
یا مثلاً من غرق کارای خودمم،میاد میگه مامان سرتو بده، دولا میشه محکم بغلم می‌کنه و بوسم میکنه😍
البته منم عشق و مهر زیادی بهش میدم، اما برام جای سوال که بچه های دیگه خصوصا پسرها همینطور اهل ابراز علاقه هستن یا نه؟
مثلاً خیییییلی کوچیکتر از اینا بود، وقتی پوشکش تعویض میشد و شستشو میشد کلی بغلم میکرد و بهم می‌چسبید خیلی برام عجیب بود که ی بچه خیلی کوچولو اینطور ازم قدرشناسی میکنه، الآنم دستشویی میبرمش ازم تشکر میکنه و گاهی این تشکر با تقدیم یک بوسه اس🥺