۱۱ پاسخ

ببین همین که رو مبل نشسته عکس گرفتی هم واسه بچه من قفل 😑😑بچه منم اصلا نمیشینه و کابینت مردم باز میکنه و وسایل برقی میاره
همش دنبالشم که کاسه ای چیزی نشکنه

چ حرف حقی بود
حرف دل منم بود
درگیریم کلا یا با بچه یا بخاطر بچه با همسر

وای دقیقا پسر منم اینجوریه
هر جا میریم‌میگه همه چیو با ظرفش بزارن جلوی من یا نق میزنه یا اذیت میکنه یا ب وسایل همه دست میزنه یا میگه درو باز کنم ببندم
ما هم خیلی دعواش میکنیم

پسر منم والا بدتر از علی هس اصلا امسال عید دیدنی نرفتم کنترلش از دستم در رفته نمیدونم چرا اینجوری شدن

دقیقا مثل شوهر من،بخدا ی مسافرت اومدیم بچه و شوهرم با هم پدر منو در اوردن،بچه نمیخوابه شوهرمم ب زور میگه بخوابون بعد جلوی بقیه فوشو میکشه ب ما

وای مهسا نگو که منم عاجزم از دست اهورا

بچه منم شیطونه ولی بی صدا وگریه نداره خداروشکر ازنظرصدا ارومه ولی خراب کاره

دقیقا دختر منو توصیف مردی

,
دختر من اصلااا شلپغ نیست اروم ولییییی گریه میکنه انقددد لوسه کسی چپم نگاش کنه گریه میکنه این خیلی اذیتمون میکنه همیشه اینجور نیست گاهااا
ولی خب اعصاب هرسه تامون خراب میشه دیروز باز گریه میکرد انقددددد طولانی بود ک از حرص یکی زدم رو باسنش اونم یه لگد زد النگوم شکست🤦🏻‍♀️😏😑

جواب بدید لطفاااااااااا

واقعا حق داری منم گاهی اوقات به معنی واقعی کم میارم🥺
چقدرم خوشتیپه جوجه طلاییت😍

سوال های مرتبط

مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
فرزند پروری
دوسالگی
بحران
فرزند
اونقدر دلم گرفته که هر لحظه ممکنه خفه شم، پسرم با همه بچه ها فرق داره همه میگن پیرسون شیطونه اما پسر من یه جوره دیگست میرم تو جمع گریه می‌کنه میگه بریم خونمون گریه هاااا دیگه برمی‌گردم
میرم بازار خرید چه برای خودم چه برای خودش اصلا نمی زاره میگه لباسهای خودمون...سر هر چیز بیخودی به هم می‌ریزه عصبی میشه سر چیزایی که بهش ربط نداره خودش دوسالگی خواست پوشک نکنم منم نکردم خوب می‌رفت دستشویی تا یه ماه مریض شد چند بار دکتر بردم شدید از دکتر می‌ترسه قبل از اینکه دکتر معاینه کنه یا آمپول بزنه این از گریه سیاه میشه... بعد از مریضی و دکتر دیگه دستشویی نمیره یعنی میبرم گریه می‌کنه همش تو شلوارش جیش می‌کنه پی پی هم نگه می‌دارد خودشو یعنی همه میگن این بچه چرا اینجوریه یه روانپزشک ببرش😭خیلی هستم میدونم یه مشکلی داره اما نمی‌دونم چیه خودم حدس میزنم وسواس داره نمی‌دونم ...مثلاً وقتی تو خواب جیش می‌کنه شلوارشو درمی‌آورم عین دیوونه ها بیدار میشه میاد شلوارشو میگیره میگه همینو بپوشون ..با اینکه با شوهرم مشکلی ندارم راضی ام همه چیمو ول کنم فقط برم