من باشم بمب و موشک رو ترجیح میدم به تحمل مادر شوهر
من باشم برمیگردم تحمل خونه دیگران خیلییی برام سخته
من شغل همسرم جوری که بعضی اوقات میره سفر کاری
دو سه سری به اندازه ۴ روز رفت سفر کاری، من مجبوری رفتم خونه مادر شوهرم چون بچه شیر به شیر داشتم و تا یه حدی میتونستم هندل کنم و بعد مثل دو روز تنها خسته و کلافه میشدم
یعنی جوری پشیمون شدم از خونه مادر شوهرم که دو سری بعدش زنگ زدم بابام از شهرستان اومد منو برد خونشون
الان این سری دیگه روم نشد به بابام بگم
با همسرم حرف زدم و خواهر شوهر مجردم اومد خونمون
با خواهر شوهرم کنار میام، تقریبا همسن و سالیم و کلا رفتارش مثل همسرم میمونه و راحتیم باهم
برگرد
وای من بودم برمیگشتم خونم چون مادرشوهرم وحشتناک روانیه
اما بگم که تهرانو خیلی بد میزنن
یاشار از صدا خیلی ترسیده
ببین شوهرت چی میگ اگه میگ بریم جمع کن برو سر خونه زندگیت
کجای تهرانی؟؟
چی بگیم الان واقعا😑
خدا بهت صبر بده با مادرشوهر ی جا بودن خیلی سخته😂
تحمل کن انشاالله با شوهرت برگرد بنظرم من بودم نمیموندم دیه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.