دقیقا دختر منم اینجوری ینی هر کجا میرم اونجارو جهنم میکنم همه چیو می ریزه بهم منم همش دنبالش آخر سر دیگه از صاحبخونه خجالت میکشم
منم همینو دارم
فقط شیطونی
خورذنی کار نداره
یعنی یجا بند نیست نرفته برمیگردیم🤣🤣
من رفته بودم چند روز پیش خونه خانواده پدرم
برنا گذاشتم پیشه مامانم
همه گفتن چرا نیوردی هی دعوام کردن مجبور شدم برم برنا بیارم
یعنی نیم ساعت بیشتر نشد بمونیم مثل فرفره همه جارو میریخت بهم تلویزیون میز عسلی میرفت بالاش
جیغ میزد ذوق میکرد میدویییید بعد پسر عمم دخترش یک سال بزرگتره اروم نشسته بود خیار میخورد 😑
پسر من اینقدر آتیش سوزوند من خیس عرق بودم 😂😂😂😂
وای دختر منن دیشب رفتم خونه داییم به گ و ه خوردن افتادگمیگف باید برم ظرفارو از کابینت دربیارم تا اومدم ده بار گفتم کاش گو ه میخوردم نمیومدم ابروم نموند واسم همه میگفتن لچت چقد شلوغه دختر دایبم جلو در اشپز خونه نمذاشت بره گفتم بزار بره یه دور بزته هیچق نباشه میاد دس به چیزی نمیزنه نمیذاشت بره
همه بچه ها تو این سن همینن
وای نگو که جیگرم خونه🤣🤣🤣
خونه مانده مثل مسجد امروز حتی زیر تلویزیون جمع کردم تلویزیون گذاشتم روی اپن آشپزخانه دیر رسیده بودم خودشو تلویزیون باهم نابودشده بودن
پسر منم اینطوریه والا جایی رفتن آنقدر خسته میشم که نگو
من ک آرزوم شده دخترم بازی نشستنی انجام بده همش راه میرد ولی عید دینی میشیند بغلم فقط خونه مامانم با خونه دادشم شیطونی کرد با عموهاش و مادرشوهرم اینا رابطه خوبی ندارد چون زیاد رفت و آمد باهاشون نداریم بعد خانواده خودم با دخترم خیلی بازی میکنند ولی انطرفیا انگار نه انگار دیر یه دیر هم جمع میشند غذا خوردنش دقیقا مثل دختر شماس جوری ک من خونه خواهرشوهرم دعوت بودیم من قید غذا خوردنش زدم خونه مردم نمیشد با پر از برنج و غذا بشد بعد مادرشوهرم تا آخر گفت بهش غذا ندادید هر چیم توضیح دادم فایده ایی نداشت خیلیم عذاب وجدان گرفتم ولی نمیتونیم خونه کسی بهش غذا بدیدم ولی قبل از رفتن بهش غذا داده بودم سه وعده شو خورده بود اونجا فقط خیار ،کلوچه، ۱۲ تا سیب سرخ کرده خورد ، عزیزم اشکال ندارد شیرینی را بهش بده بگو ببخشید خورد شد مجبور نیستی اونجا تمیزکاری کنی بهرحال ربطی به بچه هم ندارد آدم بزرگ هم ک عید دیدنی میاد بعد از رفتن اکثرا جارو میکشیند خب طبیعی کثیف میشه دیگه
پسر منم همینه ولی شوهرم جایی میریم میگیرتش
پسر منم همینجوریه 🤦🏼♀️😁
من دیرع دیگ جایی نمیرم
دختر منم تقریباً همینه. رهاش کن بذار بازی کنه و کثیف کنه و اینا. آخرسر کمک میکنی تمیز میکنی. فقط مراقب باش بچه جایی نخوره آسیب نبینه، بقیهش مهم نیست. سعی کن به همسرت هم رو بندازی. منم اوایل نمیتونستم ولی رو خودم کار کردم. مثلاً بچه رو میدم بغلش یا سراغ بچه نمیرم و کاری بهش ندارم و میگم میخوام دو دقیقه استراحت کنم، یا مثلاً میخوام فلان چیز رو بخورم. چون متوجه شدم اونا چون خیالشون راحته من بچه رو جمع میکنم، سراغش نمیرن. وقتی نشون میدم که قرار نیست جمعش کنم و کاری بهش داشته باشم، همسرم یا فامیل میرن نگهش میدارن
تو گهواره یه خانومی دیدم واسه دخترش زیر انداز خریده بود میگف وقتی میریم عید دیدنی بچم راحت باشه بنظرم توام همین کارو کن😂
بچه منم همینه عملا آسایش ندارم ن بیرون ن خونه ولی خب کاری نمیشه کرد چون تو این سن تا مدتی اینجوری هستن و ما باید مدارا کنیم هرچند که خیلی سختهههه
بچه شیطون .ب قول کتاب شادترین کودک محله میگه بچه ها انکار انسان های نخستین هستن ک تکامل پیدا میکنن ب مرور .عشق کن فقط با فضولی ها و شیطنت ها ک مث برق و باد میگذره این روزهای شیرین
خوب میکنه😍😍😍
عزیزم پسر منم مثل دختر توعه والا با خواهرام رفتم بیرون اینقدر که این اذیت کرد تصمیم گرفتم دیگه بیرون نرم واقعا با بچه کوچیک نمیشه خوش گذرانی کرد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.