۷ پاسخ

۱۳ ساله منم همینم مسافرت ک نرفتیم هیچ حتی تفریحم کم پیش میادبریم یا مثلا دلم میخواد گاهی وقتا بشینیم یکم حرف بزنیم چرت وپرت بگیم شوخی کنیم بخندیم ولی گویا هیچ وقت قرارنیست چنین اتفاقایی پیش بیاد
دلم میخواد تواین ین ازدواج میکردم رابطه عاشقانه داشته باشیم ولی سنتی ازدواج کردیم و....

منم یادم میاد فقط کار بوده شوهری ندیدم

بذار تا جوونه کارکنه پول جمع کنید

باز خوبه شب میاد برا من میره دوماه یبار میاد🤣

گلم منم 14 ساله ازدواج کردم از وقتی که یادمه شوهرم همش سرکار بوده تازه مغازه دارم هس بدتر صبح که خوابه من میرم باشگاه می یام خونه اون رفته شبم می یاد شام می خوره یه تلویزیونی ببینه بعد یکی دو ساعت می خوابیم بچه ها در طول هفته روزی دو ساعت باباشونو شاید ببینن ولی جمعه ها تعطیل میکنه خونه اس😑.کل مسئولیت خونه از تربیت بچه ها بگیر تا کلاساشو مدرسه ی پسر بزرگم با منه. منکه راضیم ازین وضعیت در واقع شایدم عادت کردم ازون طرفم همش خرج میکنم اینطوری جبران میکنم سر خودمو گرم میکنم اهل پس اندازم نیستم😑🤣.البته میدونم همه چی خرج کردنو پول نیس اما زندگیا واقعا پر خرج شده مردا هم مجبورا اونم میگه منم میتونم تعطیل کنم دو سه ساعت ناهار بیام خونه اما دیگه امکانات الانو نخواهید داشت باید کار کنم😑🤧

به نظرم گاهی خودت پیش قدم شو یه فیلم پیدا کن بچه و بخابون خوراکی بخر بخورید
یا چمدونم چتوری باهم وقت میگذرونید وی دوست داره همونو انجام بده تا اونم یاد بگیره یا بگو بریم بستنی بخوریم مثلا دلم میخواد دور بزنیم

خواهر، شوهر منم همینه

وقتیکه بهش میگم ،میگه تا جوونم باید کار کنیم پس انداز
خیلی کم پیش میاد ک برای من بچه وقت بزاره یا بیرون بریم

سوال های مرتبط