۲۲ پاسخ

بگو و خودتو راحت کن و از دوره بارداریت لذت ببره تا پنج ماه هر روز میخوای استرس بکشی

بگو خودتو خلاص کن بگو شوهرم بچه خواست نگو ناخواسته بود

بگو با اقتدار و صلابت بگو و اجازه به کسی نده اظهار نظر کنه

بگو بابا خدایی نکرده هی بری براشون کار کنی اذیت میشی بگو خودتو راحت کن حرفم زدن بگو اولا خدا روزیشو میده بعد خرجشو شوهرم میده بزرگ‌ کردنش هم ک با خودمه شما زورتون نیاد

مگه آب و نونشو میدن .به این واون چ ربطی داره دختر

به کسی چه ربطی داری بعضی ها خوب بچه زیاد دوست دارن میارن دیگه نیش کنایه از ردی بی عقلی هست کنم چهارتا دارم خداروشکر راضی راضی از همه نظر خدا نگهشون داره اگه خدا داد بازم بدم نمیاد

شما ک سزارینی بودی بار سوم چرا لوله هات نبستی

چ خبر؟گفتی بارداری؟؟؟ راستی رفتی سونو؟؟

سلام عزیزم خوبی

سلام عزیزم خوبی
ذهنم درگیرته
ب خانواده ها گفتی
واکنششون چی بود 🥹

jjjj...

چرا از بچت خجالت بکشی آخه
به کسی چه ربطی داره

بگو بنظرم خیالتم راحت میشه هرچی گفتن برات مهم نباشه مگ نون ابشو اونا میدن

بنظرم دیر بگی فکر میکنن که خودتون هم نمیخواستین و بخاطر واکنششون نگفتی اما اگر زود بگی میفهمن که خودتون دوست داشتین و اوردین گفتنی هم با ذوق و شوق بگو

مگه قراره خرجشونو اونا بدن که نیش و کنایه میزنن به بقیه چه ربطی داره اخههه اگه کنایه زدن هم جوابشونو بده نزار چرت و پرت بهت بگن

بگو عزیزم

من اگه بخوام ۴ تا بچه بیارم شوهرم ازم تندیس میسازه خواهر، باید پاهات و ببوسن

آخر مهمونی بگو خلاص پیش شوهرت بشین نتونن حرف بزنن

بگو گلم
ب دیگران هیچ ربطی نداره

آره حتما بگو اگرم گفتن بچه میخواستی چکار بگو به شوهرم بچه دوست داره

مهم خودتی وهمسرت بقیه بگن بیخیالش

بگو عزیزم ، نزار اذیت بشی تو این دوران

سوال های مرتبط

مامان محمد جواد 🩵🩵🩵 مامان محمد جواد 🩵🩵🩵 هفته هفدهم بارداری
سلام خانوما من چون ترشح خونی دیدم دکترم بهم استراحت داده با گفته شیاف بزارم شوهرم بخانوادش گفت ک باردارم بیان پیشم بمونن البته خودشونم کرج یکی از اشناهای شوهرم دندون پزشکه کار دندونشون رایگان انجام میده ب بهونه دندون دوسه روزم اینجا هستن کارای منم انجام میدن ساکن تهرانن
بهترین تغذیه بهترین میوه ها رو هم همسرم تو این چندروز ازشون پذیرایی میکنه
من کارگرم دارم کارامو میکنه‌ ولی میگم همسرم انجام میده کسی نمیدونه خلاصه سرتون درد نیارم مادرم اینا نگفتم باردارم چون بفهمن پدرم ب همه میگه‌ ، بهش گفتیم دکتر گفته استراحت تا انومالی ، مادرشوهرم ب من میگه مادرت باید جلوتو بگیره کار نکنی گفتم کاری نمیکنم همه رو شوهرم انجام میده گفت اشپزی و ظرفا پتو انجام نده ولش کن فقط بخواب خودشم دوس نداره اینجا بمونه بخاطر نوه ش
بعد اینم ب من میگه از دخترعموهاتم کمتری دوتا بچه ب دنیا میارن
خلاصه ببخشید خواستم یکم باهاتون درد و‌دل کنم 😭😭😭
به شوهرم گفتم دیگ نمیخوام بیان بمونن اینجوری زخم زبونم بزنن