۶ پاسخ

😂😂منم لحظه های درد فقط ب این فک میکردم چ غلطی کردم.... ولی کارای خودموبچمو ازهمون بیمارستان خودم انجام میدادم خواهرم پیشمه فقط کارای خونه واشپزی روانجام میده
ولی می ارزه ب داشتن پسرم
منم ب لحظه زایمان فکر میکردم دلم ب حال خودم می‌سوخت وبغضم میگرف ی شب نشستم انقد گریه کردم تاخالی شم ب شوهرموخواهرمم گفتم کاریم نداشته باشید تاخالی شم بنده خداهافقط برام اب میوردن وپشتمو ماساژ میدادن.دلم خالی شد ولی چ فایده شیرم کم شده شیرانچنانی نداشتم ولی بازم خوب بود بچم سیر بودالان هرمدل غذا میخورم هرچی شیرافزا میخورم هیچ ب هیچ اخرسرم ازبس دیشب بچم گریه کرد امروز شروع کردم شیرخشک کمکی بدمش

خوبه شما خدارو شکر طبیعی هستین
ما که سزا شدیم چی بگیم

منم از نظر روحی حالم بد بود دلم گریه میخواست بعد ۶ روز بهتر شدم همون موقع بعد زایمان می تونستم کار های خودمو بکنم

منم اوایل اینجوری بودم بعدش خوب شدم

مثل قبل که نمیشه عزیزم ولی خب عادت میکنی کم کم به این روال زندگیت
سعی کن خیلی بهش فکر نکنی که افسردگی بگیری

طبیعیه عزیزم یه جن روز دیگ بگذره عادت می‌کنی

سوال های مرتبط

مامان پناه🧸🌙 مامان پناه🧸🌙 ۸ ماهگی