۱۶ پاسخ

مبارک باشه تولدش گلم 🥰
روزای باحالی بود بارداری اول واقعا شیرین و جدید بود
دکترت کی بود گلم؟

مبارکه عزیزم ان شالله خیر و شادی پسرتو ببینی ❤❤

تولدش مبارک 😍
کدوم بیمارستان بودی؟

عزیزمممم تولدش مبارک 🥰 زیر سایه پدر مادر موفق و شاد باشه همیشه
کاش منم ب سلامت دومیم بغل بگیرم و تموم شه این سختیا🥲

نذاشتن گوشی ببرم ازم گرفتن
چقدر اذیت شدم کشتن اون از طبیعی نشد سزارین
تازه بیمارستانمم خصوصی اتاق خصوصی کلا به شانس نه اینچیزا که من نداشتم بچمو گذاشتن بغلم اصلا حس نداشتم

گرشا عزیزم تولدت مبارک خوشگل
چ لباساتون باهم سته واسه بیمارستان من شلوارم ی رنگ لباسم ی رنگ کلاهم ی رنگه ی لباس درست و حسابی نداشت این بیمارستان😂😂😂

عزیزم منم دقیقا با همین لباس عکس دارم🥰
با این تفاوت که شکمم اینقد بزرگ بود همه فکر میکردن دو قلو دارم

تولدش مبارک😍

من وقتی بعد از یک هفته اومدم خونه هر روز با پسرم پیاده روی میرفتم بعد همسایمون ک منو دید گفت عه این بچه ی کیه😐گفتم خودم.گفت مگه ازدواج کردی؟!☹️😐🤨😒😩

تولدش مبارک..چقدر شبیه پانته آ بهرامی

عزیزمممم تولدش پر تکرار😚😍

چقد خوب بودییی من روز اخر داشتم میترکیدممم😂😂😂

منم رفتم اون دوران🫠
وقتی برا اولین بار دستای کوچولو شو لمس میکنی🥹🐥

منم مثل تو اصلا شکم نداشتم من ۳۸هفته وپنج روز رفتم برازایمان بهترین لحظه ی عمرم وقتی بود که صدای گریه بچمو شنیدم ازذوق اشک می ریختم🥹🥹

منم‌۳۷‌هفته سزارین شدم البته به خواست‌خودم
بهترین لحظه عمرم وقت بود که دکتر پرسید اسمش رو چی گذاشتی گفتم مانلی بلافاصله صدای گریه ش اومد خیلی لحظه قشنگی بود🥰

واقعن خیلی لحظه اول شیرینه🥰🥲
تولدش آقا گرشا مبارک باشه😍😍

عزیزززم تولد گل پسری پیشاپیش مبارک
کووو شکمت؟ 😁
من دیگه روزای اخر در حال ترکیدن بودم

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوشولوی قشنگممم😍😍👶🏻 مامان جوجه کوشولوی قشنگممم😍😍👶🏻 ۲ سالگی
امروز دیگه تصمیم گرفتم عزممو جذم کنمو و گل پسرمو از شیر بگیرم

خیلی خیلی وابسته هست و منم برای همین تا الان معطل میکردم که کی بگیرم یا خیلی سفت و سخت نبودم تو از شیر گرفتن

گل پسرم👶🏻 اینا رو برای تو مینویسم :
۲ سال و ۲۸ رووووز از وجودم بهت شیر دادم
با تمام وجودم از تمام سلولای بدنم بهت شیر دادم جان مااادر
تموم اون لحظه هایی که سینم تو دهنت بود و تو ازم تغذیه میکردی
تموووم اون ساعتایی که بیدار میشدی و شیر میخوردی
تمووم اون شب بیداری ها و گریه هات برای شیییر
تمووم اون لحظه هاییی که نصفه شب منو از خواب بیدار میکردی و من ۲ سااعت بیدار میموندم تا تو شیر بخوری و سیر بشییی
تموووم اون لحظه ها تو این ۲ سااال اوومد جلو چشااام🥺🥺
درسته بعضی روزا خسته میشدم و غر میزدم بهت که بسه دیگه چقد شیر میخوای
یادته یکی از سینه هامو میخوردی و به محض تموم شدن میگفتی مامان اون یکی هم بده🥲🥲🥺
درسته خسته میشدم ، با خودم میگفتم کاش دیگه ممه نخوای
ولیییی الان همه اون لحظه ها برام تداعی شد
کاش هیچوقت لازم نبود از شیر بگیرمت
کاش اینقد عاقل و فهمیده نبودی که الان بخوام اینقد برای شیر گرفتنت غصه بخورم و اشک بریزم
گل پسرم امروز اولین روزی که بدون خودرن ممه خوابیدی
اینقد با شعور و با درکی که اذیتم نکردی ولییی من پر از درد و غصم
کاش این روزا از یادم بره و یادم نمونه که چجوری ممه میخواستی و من بهت ندادم
منووو ببخش پسرم🥺🥲👶🏻
عاشقانه دوستت دارم همه زندگیم . بمونه یادگاری از این روزای سخت و پر از غصم ( پروسه از شیر مادر گرفتن) 💙👶🏻
الانم مظلوم خوابیدی و من با دیدنت دارم خودمو سرزنش میکن
1405/6/23م
مامان 😍نی نی جون 😍 مامان 😍نی نی جون 😍 ۲ سالگی
🔴🔴خب خیلیا می‌پرسین مشکل بچت چیه امروز به توضیح کامل نوشتم
اول کاری بگم که من کرمان غریبم و هزار کیلومتر از خانوادم دورم حلقه
به توضیح کامل میدم
از روزی که دنیا اومد حالت تهوع عوق زدن داشت از بک ماهگی شروع به داروی رفلاکس کردیم بعد یک سالگی و کلی این استان اون استان رفتن برای اینکه چرا خوب نشه نتیجه آخر این شد که آندوسکوپی انجام بدن منم آندوسکوپی کردم
خلاصه شش ماهم بعداندسکوپی این بچه دارو خورد
خلاصه که الان یه مشکل جدید پیش اومده این که هرچی میخوره مدفوع می‌کنه بردم دکتر دو هفته دارو داد خوب نشد یه سری آزمایش نوشت گفتن که نارسایی پانکراس داره یا همون (سی اف)
خلاصه که دو هفته پیش ۶میلیون پول آزمایش دادم
امروز هم باز شیش تومن دیگه
خلاصه باید ده روز دیگه بمونم که جواب آزمایشش بیاد🥺
و شنبه باید ببرم تست عرق ازش بگیرن ...
خلاصه که اینم از بچه داری ما از روزی که دنیا اومده من هنوز نتونستم ازش لذت ببرم
یا حس مادری رو تجربه کنم یکسره دکتریم تمام دکترا مارو میشناسن
اینایی که همه گفتم +اینکه خودم تنها بودم یعنی منو همسرم خانوادم دور هستن تمام مشکلات خودم بودم
از لحاظ روحی کامل افسردگی گرفتم😥
درخواست بدین داشته باشم تون ❤️
ایشالا راه هیچکس به دکتر نیوفته❤️
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
یادداشت‌های تولد/ قسمت دوم
پسرکم!
امروز یک سال و یازده ماه و بیست و یک روز از روزی که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو شنیدم میگذره. اون چند لحظه طولانی‌ترین و کشدارترین ثانیه‌های عمرم بود. همون چند ثانیهٔ بین شنیدن صدای گریه‌ات و دیدن صورتت رو میگم.
"پسرم دنیا اومد؟ "این صدای گریهٔ بچهٔ منه؟" "وای پس چرا نمیاریدش؟" "کجا بردیدش؟"
البته اونجا، تو اتاق عمل، کسی به حرفای من توجه نمی‌کرد. همه سخت مشغول کارایی بودند که من و تو ازشون سر درنمیاوردیم.
وقتی بالاخره اون ثانیه‌های سنگی تموم شد و تو رو آوردن، حسابی شوکه شدم. صورتت اصلا شبیه تصورات من نبود. ۳۷ هفته و ۶ روز بود که داشتم سعی میکردم صورت تو رو تصور کنم. همه در کسری از ثانیه دود شد. ولی چشمات، خدایا چقدر آشنا بود.. شبیه چشمای کی بود؟ چشمای کی؟ چشمای...؟ خودم! تو داشتی منو با چشمای خودم نگاه میکردی. چشمای منو داشتی، داری. گریه‌ام گرفت. تو دیگه گریه نمی‌کردی. لپت رو چسبوندن به لپ من.
"سلام برف نو"
"سلام امیدِ سپیدم"
"سلام نازک آرای تن ساقه گلم"
"پاکی آوردی عزیزدلم"
اینا رو با بغض و اشک بهت می‌گفتم.
دیدم دکتر بیهوشی داره با گوشی ازمون فیلم می‌گیره. قند تو دلم آب شد. چون تو یهو تصمیم گرفته بودی یه هفته زودتر بیای، برنامه‌ریزی ها برای فیلم گرفتن از لحظهٔ دیدارمون رفته بود رو هوا. فک کردم از این اتاق سرد و سفید که نجات پیدا کردیم و یه کم اوضاع به کنترل خودمون دراومد، میام و از زیر سنگ هم شده این دکتر و گوشی‌اش رو پیدا میکنم و فیلم رو ازش می‌گیرم.
مامان Nihan🦋 مامان Nihan🦋 ۲ سالگی
دختر قشنگم، امروز دو ساله شدی و من دو ساله که خوشبختم… 🤍

چون خدا فرشته‌ای مثل تو رو به من داده و منو قابل دونسته تا به بهترین شکل ازت مراقبت کنم و بزرگت کنم.

منو ببخش اگه جایی کوتاهی کردم…
منو ببخش اگه بعضی روزها ناراحت، غمگین، عصبانی یا ناامید بودم.

منم اولین بارمه که زندگی می‌کنم،
منم برای اولین باره که «مامان» تو هستم.
کنارت دارم خوب بودن، در لحظه زندگی کردن و از کوچیک‌ترین لحظه‌های زندگی لذت بردن رو یاد می‌گیرم.

و تو هم از من چیزهایی یاد می‌گیری؛
از لبخندم، از حرف‌هام، از رفتارم، از انتخاب‌هام…
برای همین می‌خوام هر روز بیشتر تلاش کنم،
تا چیزهایی که از من یاد می‌گیری،
چیزهایی باشن که یک روز بهشون افتخار کنی.

شاید من مادر کاملی نباشم،
اما هر روز دارم تلاش می‌کنم
بهترین مادری باشم که می‌تونم برای تو باشم.

دخترکم، امروز دو ساله شدی…
دو ساله که با اومدنت، زندگی من رنگ تازه‌ای گرفته.
دو ساله که خنده‌هات قشنگ‌ترین صدای خونه‌مونه
و آغوشت امن‌ترین جای دنیاست.

تولدت مبارک، قشنگ‌ترین دلیلِ خوشبختی من. 🎂🤍
بزرگ شو، رویا ببین، بدرخش و خودت باش…

و اگر روزی بزرگ شدی و این نوشته رو خوندی،
فقط یادت باشه که از همان روزی که به دنیا اومدی،
یک قلب توی این دنیا بود که
تمامِ دنیاش تو بودی؛
و آن قلب، قلبِ مامانت بود. 🤍
شیشه شیر شیر خشک غذای کمکی میان وعده نوزاد دندون لثه فرزند پروری بازی کودکانه بی خوابی نی نی بد خلقی نی نی
مامان مهدیار🤱 مامان مهدیار🤱 ۲ سالگی
پسرکم…

امروز تو دو ساله شدی؛ دو سالی که برای من پر بوده از اولین‌ها، از لبخندهای کوچکی که خستگی دنیا رو از تنم می‌برد، از آغوش‌های گرم تو، از لذت مادر شدن برای تو.

امسال تولدت کمی متفاوت‌تره…

دست کوچولوت تازه جراحی شده و این روزها شجاع‌تر از همیشه‌ای. هر بار که با اون چشم‌های ناز و معصومت به بانداژ دستت نگاه می‌کنی و باز لبخند می‌زنی، من ازت یاد می‌گیرم که قوی‌تر باشم.

تو قهرمان کوچک منی… قهرمانی که حتی با یک دست، دنیا رو روشن‌تر می‌کنه.

این قطار کوچیک دکور تولدت، فقط یک تزئین نیست؛ برای من نشونه‌ی مسیر زیباییه که تا امروز با هم طی کردیم و سفر طولانی و شیرینی که قراره کنار هم ادامه بدیم.

ایستگاه دو سالگی‌ات رسید، پسرم… و من با تمام وجودم برای سال‌های پیش رو ذوق دارم.

امروز شمع دو سالگی‌ات رو فوت می‌کنی و من آرزو می‌کنم:

همیشه سلامت باشی، همیشه بخندی، همیشه دنیات پر از رنگ و آرامش باشه.

مامان همیشه کنارت می‌مونه؛ در هر ایستگاه، در هر سختی، در هر شادی.

تولدت مبارک عشق مامان…

دو سالگی‌ات زیباترین ایستگاه دنیاست
مامان دیار🤎🐻 مامان دیار🤎🐻 ۲ سالگی
دیارِ من… پسر کوچولوی من، امروز دو ساله شدی 🥹🤍

دو سال پیش، تو اومدی و قشنگ‌ترین فصل زندگی من شروع شد…
از همون لحظه‌ای که بغلت کردم، فهمیدم قلب آدم می‌تونه بیرون از سینه‌اش هم بتپه؛ و اون قلب، تویی… ❤️

تو توی این دو سال، فقط بزرگ نشدی؛
منم با تو بزرگ شدم…
صبورتر شدم، عاشق‌تر شدم، و معنی واقعیِ «مادر بودن» رو با تک‌تک نفس‌هات فهمیدم.

هر لبخندت، خستگی‌هامو از یادم برد…
هر بغلت، امن‌ترین جای دنیا شد…
و هر بار که صدای «مامان» گفتنت رو شنیدم، دلم خواست زمان همون‌جا وایسه. 🥹

دیار جان،
آرزو نمی‌کنم همیشه دنیا برات آسون باشه؛
آرزو می‌کنم هر جا که زندگی سخت شد، دلی قوی داشته باشی، آدم‌های خوبی کنارت باشن و همیشه بدونی که یه مامان هست که تا آخر دنیا، بی‌قید و شرط دوستت داره. 🤍

تولدت مبارک تمامِ دنیای من…
دو ساله شدنت مبارک، پسرم. 🎂🧸
الهی صد ساله شی و من صد سال عاشقانه تماشات کنم.
دوستت دارم؛ بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. ❤