امروز رسما در مرز فروپاشی روانی بودم…
یه عالمه گریه کردم و غر زدم🥲
حالا اومدم اینجا بگم
به جهنم که جن گه…به جهنم که هر لحظه ممکنه لحظه آخرم باشه…به جهنم که همسرم یک ماه بیشتر سرکار نمیره چون کارگاهشون جای صنعتی و خطرناکه…به جهنم که مادرم قلبم رو تیکه تیکه کرده…به جهنم که لوله خونمون ترکیده و کله خونه و اشپزخونه و حیاط و اتاق ها ریخته بهم…به جهنم که سرم داره میترکه…
زندگی به خاطر هیچ کدوم از این اتفاقات یک ثانیه هم نمی ایسته
زندگی هر لحظه و همیشه ادامه داره
باید تا ثانیه ایی که خدا بهمون نفسی هدیه داده زندگی کنیم…
میخوام تلاش کنم…
تلاش برای حال خوبه خودم و دخترم و همسرم
میخوام امید داشته باشم…
به پیروزی وطنم به سربلندیمون به روز های خوب
میخوام نقشم رو درست ایفا کنم
نقش مادریم رو که مهم ترین نقش زندگیمه
نقش همسریمو برای همسری که با تمام فشار هایی که روشه به روم لبخند میزنه و بهم عشق میده
نمیخوام ده سال دیگه بیست سال دیگه شرمنده خورشید ۳۰ساله ایی باشم که با اخم از تو آیینه بهم نگاه میکنه…



فرزند پروری شیرمادر شیرخشک شیشه شیر پستونک ببلاک اپتامیل
اسهال واکسن دلدرد کولیک

۶ پاسخ

کاش منم بتونم یه به جهنم بگم و بکنم از همه چی🥲انقد نشخوار فکری میکنم که یهو به خودم میام میبینم بهترین دوران زندگی الکی الکی تموم شده🙂

افرین چه مامان با دانشی چ مادر آینده نگری حالمو خوب کرد پیامت عزیزم

عزیزدلم اسمت خورشید؟؟

احسنتتتتت همینه 💗💗💗

به افتخار مامان آسمان 👏👏👏👏👏

من برعکس تو نسبت به همه چی ناامیدم

سوال های مرتبط

مامان Nihan🦋 مامان Nihan🦋 ۲ سالگی
دختر قشنگم، امروز دو ساله شدی و من دو ساله که خوشبختم… 🤍

چون خدا فرشته‌ای مثل تو رو به من داده و منو قابل دونسته تا به بهترین شکل ازت مراقبت کنم و بزرگت کنم.

منو ببخش اگه جایی کوتاهی کردم…
منو ببخش اگه بعضی روزها ناراحت، غمگین، عصبانی یا ناامید بودم.

منم اولین بارمه که زندگی می‌کنم،
منم برای اولین باره که «مامان» تو هستم.
کنارت دارم خوب بودن، در لحظه زندگی کردن و از کوچیک‌ترین لحظه‌های زندگی لذت بردن رو یاد می‌گیرم.

و تو هم از من چیزهایی یاد می‌گیری؛
از لبخندم، از حرف‌هام، از رفتارم، از انتخاب‌هام…
برای همین می‌خوام هر روز بیشتر تلاش کنم،
تا چیزهایی که از من یاد می‌گیری،
چیزهایی باشن که یک روز بهشون افتخار کنی.

شاید من مادر کاملی نباشم،
اما هر روز دارم تلاش می‌کنم
بهترین مادری باشم که می‌تونم برای تو باشم.

دخترکم، امروز دو ساله شدی…
دو ساله که با اومدنت، زندگی من رنگ تازه‌ای گرفته.
دو ساله که خنده‌هات قشنگ‌ترین صدای خونه‌مونه
و آغوشت امن‌ترین جای دنیاست.

تولدت مبارک، قشنگ‌ترین دلیلِ خوشبختی من. 🎂🤍
بزرگ شو، رویا ببین، بدرخش و خودت باش…

و اگر روزی بزرگ شدی و این نوشته رو خوندی،
فقط یادت باشه که از همان روزی که به دنیا اومدی،
یک قلب توی این دنیا بود که
تمامِ دنیاش تو بودی؛
و آن قلب، قلبِ مامانت بود. 🤍
شیشه شیر شیر خشک غذای کمکی میان وعده نوزاد دندون لثه فرزند پروری بازی کودکانه بی خوابی نی نی بد خلقی نی نی
مامان دردونه🌸👸🏻 مامان دردونه🌸👸🏻 ۲ سالگی
مامان نیلرام 🤍🥹 مامان نیلرام 🤍🥹 ۲ سالگی
مامان نیارا مامان نیارا ۲ سالگی
نیارای عزیزم ❤️ تو با اومدنت خیلی چیز ها رو توی زندگی من عوض کردی عشق به تو سبب شد جسارت انجام دادن کارهایی رو پیدا کنم که هیچوقت فکرش هم نمیکردم انجام بدم 🌹🌹🌹
عزیزترین من وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچیک بودی با خیلی بچه ها فرق داشتی تصمیم گرفته بودی زودتر از موعدی که قرار بود بیای توی بغل من من لحظه ی دنیا اومدنت مثل بقیه بغلت نکردم بهت شیر ندادم از دیدن تو لذت نبردم شاید این از بزرگترین حسرت های زندگیم باشه 🥺 ولی خداروشاکرم که تو رو صحیح و سالم به من داد و با تموم وجودم میخوام که از تو مراقبت کنه و همیشه روح و جسمت رو سالم حفاظت کنه💗💗💗
من تمام تلاشم رو برای اینکه مادر خوبی باشم انجام میدم امیدوارم طوری برات مادری کنم که وقتی بزرگ شدی به خانوادت همیشه به عنوان بهترین تکیه گاه و حامی زندگیت نگاه کنی💖💖💖
امیدوارم دوستم داشته باشی و منو به خاطر کاستی هام ببخشی عزیزم 🥺🥺🥺
فدای خنده ها و نگاه مهربونت بشم نازنین من 💗💗💗
بزرگترین نعمت زندگی مامان و بابا همیشه یادت باشه چقدر عاشقت هستیم و دوستت داریم خوشگل فسقلی😘😘😘😘😘😘
مامان رُزا 🌹 مامان رُزا 🌹 ۲ سالگی
#فرزندپروری #پوشک #شیرخشک #بارداری #واکسن #زایمان
فکر میکنم دقیقا ۲ سال طول میکشه تا مادر بتونه دوباره خودش رو پیدا کنه. حداقل در مورد من که اینجوریه. چون من بعد زایمان یه جراحی سنگین دیگه ام داشتم. منظور از پیدا کردن خودم اینه که شب ها دیگه راحت میخوابم، وزنم رو برگردوندم به روزای اوجم، باشگاه رو بعد ۳ سال شروع کردم، پوست و موم به حالت خوب خودش برگشته، شروع کردم تو خونه پروژه انجام میدم، فقط یه سرکار رفتن مونده که اون رو خودم نمیخوام فعلا. میگم من که قرار همین یدونه بچه رو داشته باشم، بذار تک تک این روزهاش رو با جون و دل کنارش زندگی کنم. از طرفی هم باباش همش سرکاره و میترسم اسیب ببینه اگر دوتامون ازش زیاد دور باشیم🥲 چون محور زندگی کلا رو درآمد مرد میچرخه و تو این اوضاع اقتصادی بابای خونه کار کنه برای هممون بهتره.
هرچند منم گاهی دلم تنگ میشه برای روزهای تدریس و گپ زدن با دانشجوها، ولی فعلا فقط رُزا مهمه. شاید سال آینده به اون هم برگردم.
از همه مهم تر، رُزا یه مدته خیلی وابسته شده به خودم🙂‍↔️
ولی همیشه به مامان هایی که با وجود بچه میرن سرکار میگم دمتون گرم.
در آینده بچه ات قرار خیلی بهت افتخار کنه.
شما چقد طول کشید به خود قبلیتون برگردین؟
زیر ۶ ماه که اصلا نمیشه، حداقل جسمی میدونم نمیشه.
و